شرکت مارول چطور توانست از شکست رهایی یابد

ابرقهرمانان در وثیقه بانک

تاريخ 1400/09/09 ساعت 09:52

سال 1993 زمانی که مارول و صنعت کمیک به صورت کلی به نظر قبراق می‌رسیدند، نیل گیمن، نویسنده کتاب «مرد شنی»، در برابر 3 هزار فروشنده ایستاد و سخنرانی‏ای کرد که تعداد کمی مایل به شنیدنش بودند.

زهرا چوپانکاره/ ترجمه:آینده نگر

تقریبا تمامی داستان‌های کتاب‌های کمیک (کتاب‌های مصور) شناخته‏ شده یک لحظه کاملا تیره‌ وتار دارند: جایی در داستان به نظر می‌رسد که همه چیز از دست رفته است. قهرمانان به زانو درآمده‌اند، شهر تبدیل به خرابه‌ای شده و ضد قهرمانان دارند برای کشتار آماده می‌شوند. برای شرکت مارول (Marvel) این لحظه تیره و تار در زمستان سال 1996 از راه رسید.
شرکتی که در دهه‌های، 60 و 70 و 80 و بیشتر به لطف روایت‌گری کتاب‌های کمیکی مانند «چهار شگفت‌انگیز» (پدیدآورندگان: استن لی و جک کربی) و «مرد عنکبوتی خارق‌العاده» (پدیدآورندگان: استن لی، استیو دیتکو) قد برافراشته بود، در اوایل دهه 90 میلادی به نقطه اوج موفقیت مالی رسید. اما بعد پس از ترکیدن حباب‌های مالی و چند مورد معامله تجاری بحث‌برانگیز، ارزش سهام مارول سقوط کرد؛ سهامی که روزگاری در سال 1993 به قیمت هر سهم 35.75 دلار رسیده بود، سه سال بعد تا 2.37 دلار تنزل یافت. جنگ ناخوشایندی میان گروهی از سرمایه‌گذاران ثروتمند به دنبال این اتفاق درگرفت و برای مدتی آینده شرکت در هاله‌ای از ابهام فرو رفت. با این حال مارول با تمامی دسیسه‌های شرکتی که در اواخر 1996 شکل گرفته بود و تا ماه‌ها بعد هم ادامه داشت جنگید و یک دهه بعد به عنوان غول صنعت فیلم‌سازی از زیر آوار بیرون آمد (آنچه در این بخش می‌خوانید ترجمه همراه اندکی تلخیص و برگفته از مطلبی است که در سایت Den of Geek منتشر شده).

پیشگویی فاجعه
سال 1993 زمانی که مارول و صنعت کمیک به صورت کلی به نظر قبراق می‌رسیدند، نیل گیمن، نویسنده کتاب «مرد شنی» (از مشهورترین نویسندگان کتاب‌های کمیک و آثار تخیلی)، در برابر 3 هزار فروشنده ایستاد و سخنرانی‏ای کرد که تعداد کمی مایل به شنیدنش بودند. در این سخنرانی او گفت که موفقیت بازار کتاب‌های کمیک حبابی است؛ حبابی که در نتیجه تشویق مجموعه‌داران به خرید نسخه‌های مختلف کتاب‌های کمیک بود به این امید که روزی این مجموعه‌ها ذی‌قیمت خواهند بود. به گفته گیمن این روند نوعی «جنون گل لاله» بود. اصطلاحی که به دوره‌ای نادر در قرن هفدهم اشاره دارد که قیمت پیاز گل لاله ناگهان به طرز فوق‌العاده‌ای افزایش پیدا کرد و بعد همان‌گونه ناگهانی بازارش سرنگون شد (این واقعه اقتصادی یکی از مهم‌ترین حباب‌های اقتصادی در تاریخ اروپا و دوران طلایی اقتصاد هلند به شمار می‌رود). گیمن در آن سخنرانی گفت: «می‌توانید کلی کتاب کمیک را به یک نفر بفروشید، به خصوص اگر به او بگویید که دارد پولش را برای بازپس گرفتن سودی بزرگ سرمایه‌گذاری می‌کند. اما در واقع دارید حباب لاله می‌فروشید و یک روز حباب می‌ترکد و لاله‌ها در گلخانه پژمرده می‌شوند.»
حبابی که گیمن از آن یاد کرد، چند سال پیش از آن شکل گرفته بود؛ زمانی که کتاب‌های کمیک که قبلا به نظر والدین اقلامی دورانداختنی بودند تبدیل به کالاهایی باارزش برای کلکسیونرهایی شدند که دوران کودکی‌شان را با قهرمانان محبوبشان در این کتاب‌ها گذرانده بودند. در دهه 80 جمع‌آوری کتاب‌های کمیک نظر رسانه‌های جریان اصلی را هم به خود جلب کرده بود و داستان‌هایی منتشر می‌شدند از کتاب‌های کمیک عصر طلایی که به قیمت هزاران دلار به فروش می‌رسیدند. خود شرکت‌های انتشاراتی هم به بازار این کلکسیون‌ها دامن می‌زدند: با نشر کتاب‌ها با جلدهای متفاوت، چاپ‌های برجسته یا سایر تکنیک‌های چشمگیر چاپ. این کتاب‌ها به چشم برهم‏زدنی توسط خریداران بلعیده می‌شدند و البته توسط محتکرانی که به نظرشان ایده انبار کردن این نسحه‌ها و بعد فروش پرسودشان درآینده کاملا ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ایده قابل اتکایی بود.

ران پِرِلمن وارد می‌شود
در حالی که مشتریان، کتاب‌های کمیک را روی هوا می‌زدند، مارول نظر مردی به نام ران پرلمن را به خود جلب کرد. پرلمن تاجر میلیونری بود که سهام گسترده‌ای در حوزه‌های مختلف داشت. او در سال 1989، 82.5 میلیون دلار هزینه کرد تا گروه مارول اینترتینمت را که تا آن زمان در تملک نیو ورلد پیکچرز بود بخرد. ظرف دو سال مارول وارد بازار بورس شد و پرلمن شروع به خرج‌های بیشتر کرد؛ او سهام شرکتی به نام توی بیز و دو شرکت پانینی استیکرز (تولیدکننده کارت‌های بازی) و هیروز ورلد (تولیدکننده لباس) را خرید. می‌گویند این خریدها برای مارول 700 میلیون دلار هزینه داشت.
در اوایل دهه 90 مارول بر موفقیت مرد عنکبوتی و مردان ایکس سوار بود که ارقام فروش چشمگیری داشتند. فروش مجموعه کمیک جدید ارتش ایکس هم به همان خوبی بود و این فروش را مدیون استراتژی فروش بود: اولین نسخه در بسته‌بندی ارائه شد که هریک از آن‏ها شامل یک کارت از مجموعه پنج‌تایی کارت‌های بازی هم بود، اگر کلکسیونرها می‌خواستند هر پنج کارت را داشته باشند باید از یک کتاب کمیک چند نسخه می‌خریدند و این دقیقا همان کاری بود که کردند. گاهی هواداران شش نسخه می‌خریدند، پنج تا برای اینکه بلافاصله بسته‌بندی‌اش را باز کنند و یکی هم برای اینکه دست‏نخورده در مجموعه‌شان باقی بماند.
بعد درست همان‌طور که گیمن پیش‌بینی کرده بود حباب ترکید. در فاصله سال‌های 1993 تا 1996 درآمد کتاب‌های کمیک و کارت‌های بازی سقوط کرد. بعضی‌ها معتقد بودند که تاکتیک‌های پرلمن کل صنعت را به خطر انداخته است. چاک روزانسکی، مدیرعامل شرکت مایل های کامیکس نوشت: «پرلمن به درستی ادعا کرد که اگر قیمت‌ها را بالا ببرند، هواداران واقعی مارول بخش بیشتر و بیشتری از درآمد قابل هزینه‌شان را صرف خرید آن‏ها می‌کنند. بعد که به فروش قابل توجهی رسید برای اینکه نظریه‌اش را ثابت کند مارول را تبدیل به سهامی عام کرد و 40 درصد سهامش را به قیمت بیشتری از کل مبلغی که خرج خرید شرکت کرده بود، به فروش رساند. با این حال اشکال نقشه‌اش این بود که به سرمایه‌گذاران مارول وعده افزایش قیمت بیشتری را داد. برای بیشتر فروشندگان کتاب‌های کمیک در اوایل 1993 اشکال این نقشه مشخص شد چون هر روز تعداد بیشتری از مشتریان کتاب‌های کمیک دست از خرید کشیدند چون قیمت‌ها زیادی بالا رفته بودند و کیفیت کلی کمیک‌های مارول هم افت کرده بود.»

نبرد در هیئت مدیره
سال 1995 مارول اینترتینمنت تا خرخره زیر بدهی بود. برای جبران زیان فراوان، پرلمن تصمیم گرفت وارد قلمروی جدیدی شود: او استودیو مارول را راه انداخت، کاری که امید داشت پس از سال‌ها جدال‌های حقوقی، عاقبت معروف‏ترین قهرمانان شرکت را بر پرده سینما بنشاند. برای این کار نقشه‌اش این بود که باقی سهام توی‌بیز را هم بخرد و با ادغامش با مارول، یک موجودیت یکپارچه و قوی‌تر خلق کند. سهامداران مارول مخالفت کردند، بحثشان این بود که خسارت مالی ارزش سهام مارول بیشتر از این حرف‌ها است. واکنش پرلمن این بود که اگر جز این باشد اعلام ورشکستگی می‌کند؛ بنابراین این قدرت در اختیارش بود که مارول را حتی بدون جلب رضایت سهامداران سازمان‌دهی دوباره کند. نبردی که در هیئت مدیره شکل گرفت تقریبا دو سال ادامه پیدا کرد. یکی از سهامداران به نام کارل ایکان تلاش کرد در برابر پرلمن بایستد و رسانه‌های اقتصادی هم مشتاقانه این تضاد عمومی را گزارش می‌کردند.
در دسامبر سال 1998 این نبرد سرانجام خاتمه یافت و نتیجه‌اش چیزی بود که کمتر کسی گمانش را می‌برد: پس از یک پرونده قضایی طولانی، توی‌بیز و مارول اینترتینمنت ادغام شدند اما پرلمن و رقیبش ایکان هردو در این پروسه برکنار و باقی مدیران نزدیک به پرلمن هم کنار گذاشته شدند. این برکناری حاصل کار دو مدیر توی‌بیز بود که از سال 1993 در هیئت مدیره مارول هم عضو بودند: ایزاک پرلماتر و آوی آراد. سپس جورف مالاماری 55 ساله که از دهه 80 در شرکت حضور داشت به عنوان مدیرعامل جدید انتخاب شد. با خوابیدن گردو خاک مجادلات مالی در هیئت مدیره، مارول عاقبت حواسش را متوجه هدفی کرد که از دهه 80 دنبالش بود: صنعت فیلم‌سازی. آوی که در توی‌بیز نظارت بر خط تولید اسباب‌بازی‌های تولیدشده بر اساس شخصیت‌های قهرمانان را بر عهده داشت، خیلی زود استن لی را به عنوان مدیر مارول فیلمز منصوب کرد (استن لی خالق بخشی از مهم‌ترین و محبوب‌ترین قهرمانان کتاب‌های کمیک است و از چهره‌های ماندگار برای هواداران این رده از کتاب‌ها و فیلم‌ها). آراد به عنوان تهیه‌کننده مجموعه انیمیشنی تلویزیونی مردان ایکس حضور داشت و در تابستان سال 1993 توانسته بود با کمپانی فاکس قرن بیستم قراردادی برای تولید فیلم مردان ایکس منعقد کند.
در تمام این زمان‌ها تولید فیلم بر اساس قهرمانان کتاب‌های مارول توسط کمپانی‌های فیلم‌سازی انجام می‌شد تا اینکه در سال 2004 یک کارشناس استعدادیاب با نام دیوید میزل پروپوزالی به شرکت داد: چرا تولید فیلم‌ها را زیر برند خودتان انجام ندهید و سودش را خودتان به جیب نزنید؟ وقتی هم که خودتان فیلم‌هایتان را تولید کنید، چرا برخی مواقع داستان قهرمانان کمیک‌های مختلف در یک زمان با هم تلاقی پیدا نکنند، درست همان‌طور که در کتاب‌های کمیک هست؟ اما ارزش سهام مارول تازه داشت به تعادل قبل می‌رسید. چطور هیئت مدیره با سرمایه‌گذاری عظیم این‏چنینی موافقت می‌کرد؟
سال 2005 مارول توانست قراردادی با مریل لینچ (بخش سرمایه‌گذاری بانک آمریکا) ببندد، جزئیات این قرارداد پرریسک به نظر می‌رسید: مارول پیشنهاد داده بود دو جواهر از میان قهرمانانش یعنی تور (Thor) و کاپیتان آمریکا به عنوان بیمه سرمایه‌گذاری در نظر گرفته شوند. اگر فیلم‌هایش موفق به سوددهی نمی‌شدند، این دو ابرقهرمان ناگهان دیگر به بانک تعلق داشتند. بانک 525 میلیون دلار در یک بازه 7 ساله به مارول داد تا هزینه ساخت 10 فیلم با بودجه‌هایی بین 45 تا 180 میلیون شود. حالا دیگر مارول می‌توانست حق امتیاز ساخت فیلم از قهرمانانش را که قبلا واگذار کرده بود پس بگیرد، قهرمانانی مانند مرد آهنین (Iron Man)، بیوه سیاه (Black Widow)، تور و هالک (Hulk). مدت کوتاهی پس از قرارداد با مریل لینچ، مارول اعلام کرد که اولین فیلم مستقلش روانه سینما خواهد شد: مرد آهنین.
حالا پس از سال‌ها از آن روزها، تنها مجموعه فیلم‌های انتقام‌جویان (The Avengers) توانسته است میلیاردها دلار سود نصیب این شرکت کند. مرد آهنین 3 تبدیل به دومین محصول کمپانی شد که بیش از یک میلیارد دلار فروش داشت. بزرگ‏ترین عمل قهرمانانه‌ای که از مارول سر زد در واقع نجات خودش بود و تبدیل آن روزهای تیره‏وتار سال 1996 به یک پیروزی چندمیلیارددلاری.


با اتاق تهران همراه شوید

آپارات اتاق تهران
توئیتر اتاق تهران
اینستاگرام اتاق تهران
تلگرام اتاق تهران
پادکست و کتاب صوتی اتاق تهران
استودیوی اتاق تهران

[صفحه چاپ]

ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر