قطع دسترسی به ابزارهای بین المللی با اجرای طرح صیانت

فیلترینگ در طرح صیانت، لباس قانون به تن می کند

تاريخ 1400/08/05 ساعت 11:40

در طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی، نهادی فراقانونی ایجاد می شود تا به تن فیلترینگ و دیگر محدودیت های دسترسی کاربران به اینترنت بین المللی، جامه قانون بپوشاند. شهاب جوانمردی، مدیرعامل فناپ و عضو هیئت نمایندگان اتاق تهران، در گفت وگو با آینده نگر، چالش های طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی را فراتر از محدودیت کسب وکارها می بیند. به گفته جوانمردی، به دلیل نگاه دولتی و دستوری به تولید اپلیکیشن ها و خدمات دهنده های داخلی، جایگزینی آن ها با برنامه های خارجی شدنی نیست.

گفت وگو از زینب کوهیار/ آینده نگر

*درباره آسیب هایی که طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی به اقتصاد کشور وارد می کند، از زمان اعلام بررسی طرح در مجلس شورای اسلامی، بسیار صحبت شده است. یک جنبه دیگر، امکان سنجی طرح صیانت و  احتمال اجرای طرح صیانت با توجه به مفادی است که در طرح گنجانده شده است. در جایی از متن اشاره شده به اینکه شرکت های خدمات دهنده خارجی به کاربران ایرانی باید از هیئتی که ترکیب آن هم در طرح مشخص شده مجوز بگیرند در غیر اینصورت پهنای باند تخصیصی به آن ها به اندازه ای کاهش پیدا می کند که در عمل استفاده کاربران ایرانی از آن ها ممکن نیست. زمانی که بحث فیلترینگ شبکه ها پیش می آید، کاربران به استفاده از فیلترشکن روی می آورند. در واقع  باصرف  وقت و پول بیشتر به شبکه اجتماعی یا سایت فیلتر شده دسترسی پیدا می کنند. پس از انتشار نسخه ای از طرح صیانت همزمان با انتشار اخباری درباره اینترنت ماهواره ای، مردم به این فناوری به عنوان راه حلی برای غلبه بر محدودیت های ناشی از اجرای طرح صیانت نگاه می کنند. حالا پرسش این است که  با فرض اینکه شهروندان ایرانی به اینترنت ماهواره ای دسترسی نداشته باشند، و به اندازه ای که ما از شبکه ملی اطلاعات می دانیم  به طور مشخص تا چه اندازه امکان قطع اتصال کاربران ایران با اینترنت جهانی  و برنامه های خارجی وجود دارد؟

فرض می کنیم دسترسی مردم به اینترنت ماهواره ای عملیاتی نشده  و در افق کوتاه مدت هم  امکان دسترسی به آن برای مردم وجود ندارد. یک کشور، یک شبکه محلی یا یک سازمان می تواند با بیرون از  خود  اتصالاتی از طریق خطوط ترانزیت، برقرار کند یا این ارتباطات را برقرار نکند. در واقع می تواند پهنای باند را کاهش دهد یا آن را بزرگتر کند یا محدود کند. در بحث نظری، یک کشور می تواند شبکه ای از جاده ایجاد کند و این شبکه را به جهان خارج از خود برای تردد وصل کند. در فضای اینترنت هم می توان یک شبکه داخلی ایجاد کرد که به اینترنت بین المللی وصل نباشد.

*این عدم اتصال برای خود بازیگران در شبکه داخلی چالش هایی ایجاد می کند؟

بله. اینترنت بین المللی امروز خدمات مختلفی را به مشتریان عرضه می کند. موتورهای جست وجو، شبکه های اجتماعی مثل یوتیوب، سرویس های خدمات هاستینگ، انواع سایت ها و  ... از جمله خدمات اینترنت بین المللی به کاربران است و  لزوما همه این کاربران مصرف کننده صرف محتوا نیستند.  بسیاری از  خدمات در اینترنت بین الملی ابزارهای پایه در دیگر اپلیکیشن هاست. مثل خدمات پایه گوگل یا سایت ها و برنامه های هاستینگ دیگر. همه این ها نشان می دهد ما نه لزوما در مقام زیرساخت بلکه در بخش بهره برداری از برنامه ها و پتلفرم ها، دچار پیچیدگی و درهم تنیدگی با ابزارهای بین المللی هستیم و اگر اتصال ما به اینترنت بین المللی قطع شود، امکان استفاده از این خدمات هم برای کسی وجود ندارد.

*در طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی به طور مشخص به فیلترینگ اشاره نشده اما نتیجه ای که حاصل می شود همان است. در طرح گفته اند خدمات دهنده خارجی مجوز نگیرد، پهنای باند را کاهش می دهند.

بله. نتیجه ای که حاصل می شود، در نهایت همانی است که با فیلترینگ شبکه های اجتماعی حاصل می شد. زمانی که یک شبکه اجتماعی را فیلتر می کنند، برای مثال اپلیکیشنی مثل تگلرام، کاربر باید از فیلترشکن استفاده کند. این یعنی باید از نظر زمانی و پولی هزینه کند. به همین دلیل خیلی از کاربران یک شبکه اجتماعی فیلتر شده را کنار می گذارند چون نمی خواهن چنین هزینه ای کنند. دیدیم که در مورد تلگرام، پس از فیلترینگ، ریزش کاربران رخ داد. پس از کاهش پهنای باند هم چنین نتیجه ای حاصل می شود. یعنی ممکن است اینستاگرام را فیلتر نکنند اما پهنای باند آن را کم کنند تا استفاده از آن برای کاربر ایران مختل شود و با تاخیر و معطلی زیادی انجام شود. علاوه بر این، هر برنامه داخلی دیگری که از ابزارهای بین المللی برای ارائه خدمات خود به کاربران استفاده کرده هم با مشکل رو به رو می شود. در نهایت هم برنامه خارجی مثل اینستاگرام و هم برنامه هایی که از ابزارهای بین المللی استفاده کردند، قابل بهره برداری نخواهند بود. این به فشار، دردسر و پیچیدگی بیشتر در استفاده از این برنامه منجر می شود.

*یک نکته مهم دیگر در استدلال های مدافعان طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی، تولید برنامه ها و اپلکییشن های داخلی است. برای مثال اینستاگرام داخلی یا پیام رسان های داخلی دیگر و اظهار می کنند که از بابت کسبوکارهای خردی که برنامه هایی مثل اینستاگرام هست نباید نگران بود چراکه می توانند به برنامه های داخلی کوچ کنند.

تا زمانی که تفکر ایجاد این برنامه ها، مبتنی بر رقابت و دخالت دادن بخش خصوصی  و رقابت آزاد آن ها با محصولات خارجی نیست، نمی توان امیدوار بود که به نتیجه ای برسند. به طور مشخص هر محصولی که با بدوجه و تفکر دولتی و نگاه حاکمیتی تهیه شود، مثل موتور جست وجوی یوز و امثال آن به سرانجام نمی رسد. در واقع در ساختار دولتی اتفاق ویژه ای در زمینه تولید و ارزش آفرینی رخ نمی دهد و نتیجه اصلی در بخش خصوصی و در فضای رقابتی است که حاصل می شود. مثال روشن آن دو استارتاپ فعال در بخش خصوصی در حوزه نقشه است. استارتاپ های نشان و بلد، هر دو در بخش خصوصی شکل گرفتند و امروز چند میلیون کاربر دارند. آن ها خدماتشان را مطابق خواست و ذائقه مشتریان ایرانی عرضه می کنند. به روزرسانی این برنامه ها مورد توجه مشتریان ایرانی بوده است و حداقل ها را برای پذیرش توسط کاربران ایرانی داشته اند. دلیل ایجاد و ادامه فعالیت آن ها این است که مبتنی بر تفکر بخش خصوصی شکل گرفته اند. این برنامه ها، براساس دستور سازمانی ایجاد نشدند که اگر شده بودند، امروز به کار خود ادامه نمی دادند.

*چقدر بخش خصوصی تا امروز در این زمینه بازی داده شده است؟

به باور من، خیلی کم. همین که ساخت و تولید یک اپلیکیشن به یک ماموریت تبدیل شود، یعنی مبتنی بر نگاه بخش خصوصی نیست. حتی اگر شرکتی که مسئول ایجاد یک اپلیکیشن یا برنامه داخلی است، خصوصی باشد، باز هم نگاه ماموریت محور ناکارآمد است. تفکر بخش خصوصی این است که از فرصت ها در بازار استفاده کند، خودش درباره این فرصت ها به جمع بندی برسد و برای استفاده از آن سرمایه گذاری کند. نه اینکه برنامه های خارجی بلوکه شوند و شرکت های ایرانی مجبور شوند مشابه خدمات آن برنامه را برای کاربران ایرانی فراهم کنند.

*هر زمان که بحث محدودیتی در دسترسی به اینترت بین المللی مطرح شود، پای اینترت ملی یا شبکه ملی اطلاعات هم به میان می آید. وضعیت شبکه ملی اطلاعات مبهم است. حتی اعداد متفاوتی از میزان پیشرفت این پروژه بزرگ ملی منتشر شده است. نگاه شما به شبکه ملی اطلاعات چیست و آیا این پروژه جنبه محدودکنندگی دارد؟

به طور تقریبی در همه کشورهای دنیا، شبکه ملی اطلاعات مطرح است. همه کشورها به سمت ملی کردن شبکه اطلاعات خود پیش می روند تا از ترافیک محلی خود استفاده کنند و اطلاعات به ترافیک بین الملل تبدیل نشود. به طور مشخص با عدم خروج داده از شبک هملی اطلاعات، دسترسی به آن هم محدود می شود. دلیل عمده توجه بیشتر کشورها به شبکه ملی اطلاعات، صرفه اقتصادی آن است. منطقی هم نیست که شما بخواهید سایت یک خبرگزاری را چک کنید و زمانی که به آن سایت دسترسی پیدا می کنید، اطلاعات در شبکه بین المللی به هاستی در آمریکا برود و دوباره به داخل ایران بازگردد. بنابراین شبکه ملی اطلاعات حرکتی برای کاهش هزینه ها و افزایش امنیت کشورها و یک سیاست عمومی است. شبکه ملی اطلاعات نباید به عنصری محدود کننده برای کسب وکارها تبدیل شود. کسب وکارها باید آگاهانه و به انتخاب خودشان از خدمات شبکه ملی اطلاعات استفاده کنند. امروز ما به دلیل تحریم ها مسائل زیادی داریم اما اگر تحریم نبودیم، می توانستیم از شرکت های اینستاگرام و تلگرام بخواهیم سرورهایشان را به داخل کشور منتقل کنند تا ترافیک به خارج رنود. اما امروز تا چه اندازه احتمال این وجود دارد که این خدمات دهندگان را برای حضور در داخل کشور مجاب کنیم؟ مسئله ما، صرفا مسئله فنی و کسب وکاری نیست. مسئله ارتباطات بین المللی است و به موضوع تحریم ها هم مرتبط است. در چنین شرایطی که تحریم دسترسی های مارا محدود کرده و حتی امکان دعوت از شرکت های خارجی به ایران را هم نداریم، قطع دسترسی مردم به شبکه ها نوعی خودتحریمی است.

*پیشنهاد شما درباره طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی چیست؟ منشاء شکل گیری این طرح در چیست؟

نکته ای که همیشه درباره اینترنت گفته ام این است که بهتر است هر کس مسیر خودش را طی کند. اگر دغدغه امنیتی در این باره وجود دارد، این دغدغعه باید از مسیر مناسب و درست خودش رفع شود. ما در کشورمان به اندازه کافی ساختار و نهاد داریم و هر کدام وظایفی دارند.  اینکه دوباره یک قانون بنویسیم و در آن قانون یک نهاد فراقانونی ایجاد کنیم و پای نیروهای مسلح را به موضوع بازکنیم، در شرایطی که تعداد زیادی سازمان به عنوان متولی امور مختلف داریم، بی معنی است. در طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی هیئتی پیش بینی شده که ترکیب آن نشان می دهد ما به جای اتکا به ساختارهای موجود در دولت، مثل وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات و شورای  عالی فضای مجازی، دوباره به سمت نهادسازی کشیده می شویم، اختیارات و مسئولیت هایی را برای نهادی تازه تعریف می کنیم، و هیچ مکانیزمی را برای پاسخگویی این نهاد درباره موضوعاتی که قرار است درباره آن تصمیم بگیرد، پیش بینی نمی کنیم. این مسیر درستی برای رفع دغدغه های مطرح شده درباره فضای مجازی نیست و باید از مسیر ساختارهایی که اکنون در کشور برای نظارت و رسیدگی به این فضا ایجاد شده، به مسئله پرداخت. به نظر من بحث درباره منشاء طرح مهم نیست و باید دید چه کسانی در کمیسیون مربوط به این طرح در مجلس شورای اسلامی حضور پیدا می کنند. باید دید این افراد تا چه اندازه تخصص و انگیزه کافی برای بررسی این موضوع با چنین سطحی از اهمیت را دارند.

*تا امروز، فعالان بخش خصوصی درباره طرح صیانت از کاربران در فضای مجازی نشست هایی را برگزار کردند ودر این باره حرف زدند. طرح صیانت در بخش خصوصی چطور دیده شده است؟

به نظر من ما در بخش خصوصی هنوز متوجه ابعاد و عمق خطر این طرح نشدیم. اثر نامطلوبی که این طرح به همراه دارد، صرفا صیانت از اینترنت و فضای مجازی و مسئله کاربران و دسترسی آن ها نیست. در این طرح حرکت های فراقانونی لباس قانون به تن می کند. قانونی کردن اقدامات، مقدماتی دارد که در این باره دیده نشده است. پیش از این در فضای اینترنت شاهد فیلترینگ بودیم و می گفتیم که این کار قانونی نیست و بهانه این بود که تصمیم شورای امنیت ملی است. حالا هرچه آنچه از محدودیت ها درباره اینترنت وجود دارد، که غیرقانونی است، در این طرح جامه قانون به تن می کند. درواقع دست مجریان برای انجام هر نوع کاری علیه کسب وکارها در این فضا باز است و هر نوع اقدامی از سوی آن ها قانونی خواهد بود و کسی هم فرصت نقد و نظر ندارد.


با اتاق تهران همراه شوید

آپارات اتاق تهران
توئیتر اتاق تهران
اینستاگرام اتاق تهران
تلگرام اتاق تهران
پادکست و کتاب صوتی اتاق تهران
استودیوی اتاق تهران

[صفحه چاپ]

ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر