دو قدرت جهانی چطور یاد گرفتند همزیست نباشند؟

رقابتی که بیهوده شد

تاريخ 1400/07/20 ساعت 09:49

قضیه این است که هرچه سران چین و آمریکا این اتهامات را بیشتر تکرار کنند، شهروندان عادی در هردو کشور هم بیشتر متقاعد می‌شوند که این اتهامات کاملا صحت دارد؛ و امواج جدیدی از هراس و نفرت نسبت به طرف مقابل شکل می‌گیرد‏. ‏‏‏لازم به ذکر نیست که این مسئله‏‏‏‏ چه ریسک‌های اجتماعی بزرگی با خود به همراه می‌آورد‏ ‏‏‏

آینده نگر/ منبع: انستیتو ‌ایژن گلوبال

*مایکل اسپنس، استاد اقتصاد و کسب و کار در دانشکده استرن دانشگاه نیویورک

مدت زیادی است که رهبران آمریکا و چین انتقادات شدیدی از یکدیگر مطرح می‌کنند‏. ‏‏‏آمریکایی‌ها به نظام تک‌حزبی حکومت چین حمله می‌کنند و چینی‌ها نظام لیبرال دموکراسی غربی را رو به موت می‌خوانند‏. ‏‏‏همچنین چین معتقد است که غرب و به خصوص آمریکا می‌خواهد اوج‌گیری قدرت چین را زیر سوال ببرد و به هر روشی که شده، جلوی آن را بگیرد‏. ‏‏‏از نظر آمریکا هم چین دارد از قدرت اقتصادی خود و به خصوص بازار بزرگی که دارد، برای تاثیرگذاری و شکل‌دهی جدید نظام جهانی استفاده می‌کند‏. ‏‏‏

ریسک زیادی در تشدید مواضع طرفین علیه یکدیگر وجود دارد و ظاهرا سران هردو طرف به این نتیجه رسیده‌اند که قرار نیست همزیستی وجود داشته باشد؛ بلکه یکی از آن‏ها ‏حتما باید برنده میدان شود‏. ‏‏‏با این منطق بوده که تلاش برای به‌هم‌زدن قواعد رقابت هم وارد مرحله جدیدی شده است‏. ‏‏‏

قضیه این است که هرچه سران چین و آمریکا این اتهامات را بیشتر تکرار کنند، شهروندان عادی در هردو کشور هم بیشتر متقاعد می‌شوند که این اتهامات کاملا صحت دارد؛ و امواج جدیدی از هراس و نفرت نسبت به طرف مقابل شکل می‌گیرد‏. ‏‏‏لازم به ذکر نیست که این مسئله‏‏‏‏ چه ریسک‌های اجتماعی بزرگی با خود به همراه می‌آورد‏. ‏‏‏

در همین حال، تمرکز روی رقابت دوجانبه باعث ایجاد ابهام در نیازها و منافع مردم در بازارهای نوظهور و اقتصادهای در حال توسعه می‌شود‏. ‏‏‏درست است که چین و آمریکا هردو نسخه‌ای از چندجانبه‌گرایی جهانی را قبول دارند؛ اما رقابت استراتژیک خارج از محدوده باعث می‌شود چندجانبه‌گرایی موثر از بین برود چون تجارت و انتقال تکنولوژی به عنوان پیش‌برنده توسعه دچار اختلال می‌شود.

چین و غرب (به خصوص آمریکا) به شکل فوری به یک چارچوب جدید برای درک وضعیت جهان و موقعیت خودشان در آن نیاز دارند‏. ‏‏‏چنین چارچوبی باید پیش از هرچیز مبتنی بر درک این مسئله‏‏‏‏ باشد که رقابت اقتصادی واقعی، یک بازی برد و باخت نیست‏. ‏‏‏اگر موضوع را از جنبه ایستا بررسی کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که رقابت اقتصادی معمول به وضعیت عرضه و تقاضا کمک می‌رساند‏. ‏‏‏از جنبه پویا، رقابت اقتصادی معمول به آن چیزی منجر می‌شود که جوزف شومپیتر اسمش را «نابودی خلاقانه» گذاشته است:‌ مکانیسمی قدرتمند برای ترجمه اطلاعات، ایده‌ها و تجربیات و تبدیل آن‏ها ‏به محصولات و خدمات جدید و نیز پروسه‌های کاهنده قیمت‏. ‏‏‏این چیزی است که می‌تواند به پیشرفت در رفاه بشر منجر شود.

دلیل ندارد فکر کنیم که رقابت فرامرزی قادر به ایجاد نتایج مشابهی نیست‏. ‏‏‏برعکس، تجربه نشان داده که تا وقتی ساختارهای حقوقی و قانونی پشتیبان وجود داشته باشد و زمین بازی هموار باشد، رقابت فرامرزی می‌تواند به نتایج مشابه منتهی شود‏. ‏‏‏درست است که ایجاد برخی از این شرایط ‏-مثل زمین بازی هموار- در سطح بین‌المللی دشوار است، اما غیرقابل انجام نیست‏. ‏‏‏

البته رقابت استراتژیک یک موضوع کاملا متفاوت است‏. ‏‏‏تکنولوژی‌های قدرتمندی وجود دارند که می‌توانند به شکل دوگانه مورد استفاده قرار بگیرند و اغلب هم از بخش‌های غیردفاعی بیرون می‌آیند‏. ‏‏‏آنها قادر به پیشبرد اهداف اقتصادی و امنیت ملی به صورت همزمان هستند‏. ‏‏‏اما در موارد زیادی، رهبران تظاهر به نبود آن‏ها ‏و عدم تاثیرگذاری‌شان بر رقابت‌های دوجانبه می‌کنند.

اما باز هم معنی‌اش این نیست که کشورها چاره‌ای جز بازی برد و باخت و تمرکز روی تضعیف یکدیگر نداشته باشند‏. ‏‏‏چین و آمریکا می‌توانند درجه‌ای از دستیابی و حفظ توان برابر اقتصادی، تکنولوژیکی و دفاعی را بپذیرند‏. ‏‏‏در چنین شرایطی، رقابت در درازمدت می‌تواند جنبه دیگری پیدا کند‏. ‏‏‏همچنین جلوی شقه‌شقه‌شدن نظام اقتصاد جهان گرفته خواهد شد؛‌ نظامی که از بین‌رفتنش به شدت به کشورهای ثالث هم ضربه می‌زند‏. ‏‏‏لازم به ذکر نیست که اگر فضایی نسبی از اعتماد بین طرفین وجود داشته باشد، احتمال استفاده از توان نظامی و تکنولوژیکی آن‏ها ‏علیه یکدیگر هم کاهش می‌یابد و مزایای دیگری را با خود به همراه می‌آورد.

اما این شرایط آرمانی بود که توصیف کردیم‏. ‏‏‏در شرایط فعلی، خبری از اعتمادسازی نیست و طرفین بیشتر درصدد هستند چهره‌ای شیطانی از یکدیگر ترسیم کنند‏. ‏‏‏واقعیت این است که هیچ نشانه واضحی از اینکه کدام نظام خاص حکومتی می‌تواند تضمین‌کننده توسعه اقتصادی و اجتماعی باشد وجود ندارد‏. ‏‏‏نظامی که در آمریکا و چین وجود دارد به شدت با هم فرق دارند اما هردو توانسته‌اند نتایج قابل توجهی در عرصه توسعه به همراه بیاورند‏. ‏‏‏این یعنی هیچ‌‏یک از طرفین نمی‌تواند غلط بودن روش طرف دیگر را ثابت کند‏. ‏‏‏اگر رقابت بیهوده طرفین به شکل کنونی ادامه یابد، تمام جنبه‌های موثر هم‌ارتباطی بین آن‏ها ‏را از بین خواهد برد و هیچ نکته سازنده‌ای به جا نخواهد گذاشت‏. ‏‏‏این‏جاست که نه ‏تنها چین و آمریکا، بلکه کشورهای دیگر دنیا هم ضررهای عظیمی را متوجه خود خواهند دید‏. ‏‏‏


با اتاق تهران همراه شوید

آپارات اتاق تهران
توئیتر اتاق تهران
اینستاگرام اتاق تهران
تلگرام اتاق تهران
پادکست و کتاب صوتی اتاق تهران
استودیوی اتاق تهران

[صفحه چاپ]

ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر