بدون FATF ممکن نیست

تاريخ 1400/03/23 ساعت 10:53

بعد از مطرح شدن برخی اظهارنظرها از سوی برخی نامزدهای اصولگرا در مناظرات در خصوص اینکه اقتصاد ایران بدون پیوستن به کنوانسیون‌های بین‌المللی از نوع fatf می‌تواند گلیم خود را از آب اقتصاد بین‌المللی بیرون بکشد؛

مجیدرضا حریری

بعد از مطرح شدن برخی اظهارنظرها از سوی برخی نامزدهای اصولگرا در مناظرات در خصوص اینکه اقتصاد ایران بدون پیوستن به کنوانسیون‌های بین‌المللی از نوع fatf می‌تواند گلیم خود را از آب اقتصاد بین‌المللی بیرون بکشد؛ به نظرم برای روشن کردن ابعاد مختلف موضوع بهتر است پرسشی را به این صورت طرح کرد که آیا اساسا در این برهه تاریخی امکان دارد بدون تعاملات همه‌جانبه با جهان پیرامونی بتوان زندگی کرد؟ گمان نمی‌کنم هیچ فرد عاقلی وجود داشته باشد که پاسخ مثبت به این پرسش بدهد. بنابراین پرسش بعدی این است که آیا می‌توان با دنیا تعامل کرد و فقط با ملت‌ها تعامل کرد و موضوع تعامل با دولت‌ها کنار گذاشته شود؟ برخی معتقدند می‌شود با دنیا تعامل کرد، اما ضوابط و روابط حاکم بر مناسبات جهانی را قبول نداشت. این نوع اظهارنظرها منطقی و قابل قبول نیست. قراردادهای بین‌المللی به هر حال بخشی از تعاملات بین‌المللی است. نمی‌شود در سازمان ملل عضو باشید، اما مقررات و ضوابط ملل متحد برای تنظیم روابط بین کشورها را قبول نداشته باشید. نمی‌شود کشوری از سیستم بانکداری جهانی استفاده کند، اما قواعد این ساختار را در دستور کار قرار ندهد. من کاری به این ندارم که این قواعد آیا به حق است یا به حق نیست. شرایط موجود یک چنین ضرورت‌هایی را ایجاب می‌کند. شرایط امروز می‌گوید که یک گروه ناظر اقدامات مالی بین‌المللی وجود دارد که در حوزه بانکداری بین‌المللی حرف اول و آخر را می‌زند و به این ناظر مالی fatf می‌گویند. این گروه ناظر اقدام مالی مقرراتی را وضع می‌کند، اگر کشوری این مقررات را نپذیرد، این گروه ناظر، کشور یاد شده را مجازات یا تحریم نمی‌کند، تنها به اعضای خود توصیه می‌کند که من این کشور را تایید نمی‌کنم، بنابراین همه اعضای این نهاد نیز از معامله و داد و ستد با این کشورپرهیز می‌کنند. مانند این است که کشوری عضو فیفا باشد و فوتبال بازی کند اما قواعد فیفا را نپذیرد. طبیعی است که فیفا کشور یاد شده را از فوتبال بازی کردن، منع نمی‌کند، بلکه می‌گوید در بازی‌هایی که ذیل نام فیفا با عنوان جام جهانی، بازی‌های جام ملت‌های قاره‌ای و فوتبال باشگاهی و... است نمی‌تواند حضور پیدا کند. fatf هم ایران را تحریم نکرده است، تنها نام ایران را در لیستی قرار داده است که کشورهای پرخطر در آن قرار دارند و توصیه‌ای برای همکاری کردن با ایران نمی‌کند. وقتی در این لیست قرار گرفته باشیم، هیچ بانک و کشوری در دنیا (حتی چین، روسیه، عراق و...) حاضر به دادوستد با ایران نخواهد شد. پس اگر اقتصادی قصد تعامل با جهان پیرامونی را دارد، باید قواعد این جهان را بپذیرد و در چارچوب این قواعد بازی کند. اعتراضاتی هم که دارد باید در چارچوب این قواعد انجام شود. حرف من غلط بودن یا درست بودن این ساختارها نیست، قصد من تشریح شرایطی است که اقتصاد جهانی از آن برخوردار است. در واقع این یک انتخاب است، اقتصاد ایران هم باید انتخاب کند که قصد دارد در چه مسیری گام بردارد. من شخصا نمی‌گویم کدام راه، بهتر است و کدام راه غلط است. طی هفته‌های اخیر برخی نامزدهای اصولگرا مدام تکرار می‌کنند که «اقتصاد ایران، همه جهان را ول کرده‌اند، چسبیده‌اند به چند کشور محدود.» این چند کشور یعنی اتحادیه اروپا و امریکا قدرت برتر اقتصاد جهانی هستند و بدون تعامل با این کشورها نمی‌توان در اقتصاد جهانی کار کرد، یک واقعیت بین‌المللی است. چه ما خوش‌مان بیاید و چه نیاید. من هم بسیار بیشتر از این نامزدها از این شرایط ناراحت هستم؛ اما واقعیت همین است و نمی‌توان آن را انکار کرد. اگر این دوستان تصور می‌کنند از طریق تهاتر (و ایده‌هایی مانند آن) می‌توان کشتی اقتصاد ایران را به سمت رشد و جهش هدایت کرد، یک اشتباه محض است. امکان ندارد با تهاتر بتوان نیازهای کلان کشوری در حد ایران را تامین کرد. کشورهایی که از ایران کالا می‌خرند، (منهای چین) امارات، عراق و افغانستان هستند. شما به من بگویید افغانستان و عراق که 35درصد صادرات ایران را به خود اختصاص داده‌اند، چه دارند که  ایران بتواند با آنها تهاتر کند؟ از سوی دیگر برخی می‌گویند با پول ملی کشورها می‌توان معامله کرد. چند درصد از پول ملت‌ها به پول ملی کشورها اختصاص دارد. بیشتر از 90 درصد مبادلات جهانی با دلار و یورو صورت می‌گیرد. تنها در قالب برخی پیمان‌های منطقه‌ای محدود است که پول‌های ملی جریان دارد. مدام تکرار می‌شود که چین و روسیه مبادلات خود را با پول ملی انجام می‌دهند. چین به انرژی و نفت روسیه نیاز دارد و در ازای آن برخی کالاها را وارد می‌کند. در خصوص ایران هم این روند حاکم است. ما از چین کالا وارد می‌کنیم و در ازای آن نفت به این کشور صادر می‌کنیم. اما مگر می‌شود تمام دارایی کشور را بدل به کالاهای بنجل چینی کرد؟ امروز یکی از نامزدها اشاره کرد که از 12میلیارد دلار صادرات ما به عراق مقداری به دولت اختصاص دارد و مابقی به بخش خصوصی عراق وابسته است و مبادلات انجام می‌شود. بله مبادلات انجام می‌شود، اما باید دید با چه عدد و رقمی این مبادلات صورت می‌گیرد؟ اینکه ایران چند ده درصد هزینه بیشتر داشته باشد تا بتواند دارایی‌های خود را منتقل کند، قابل قبول نیست. این واقعیات را زمانی که در برابر اظهارنظرهای برخی نامزدهای انتخاباتی قرار می‌دهیم، تصویری مبهم از آینده‌ای ارایه می‌شود که پیش روی اقتصاد کشورمان قرار داد.

 

منبع : روزنامه تعادل


با اتاق تهران همراه شوید

آپارات اتاق تهران
توئیتر اتاق تهران
اینستاگرام اتاق تهران
تلگرام اتاق تهران
پادکست و کتاب صوتی اتاق تهران
استودیوی اتاق تهران

[صفحه چاپ]

ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر