چه زمانی نمونه اولیه را به بازار عرضه کنیم؟

محصول اولیه بی نقص یا راه حلی کارآمد؟

تاريخ 1399/12/19 ساعت 13:50

اگر قرار است بین عرضه یک راه حل و یک محصول اولیه بی عیب و نقص، یکی را انتخاب کنید، بدون تردید انتخاب درست، گزینه اول است.

رید هافمن می گوید «اگر از نمونه اولیه محصولی که تولید کردی، شرمنده نیستی، کار را خیلی دیر شروع کردی». اگر در این باره تردید دارید، کافی است اولین صفحه توییتر را در گوگل جست و جو کنید تا ببینید این شبکه اجتماعی پرمخاطبِ امروز، کار خود را چگونه شروع کرده است.

به نوشته فوربز، ما زمان و هیجان زیادی را به ساختن چیزی اختصاص می دهیم که قرار است مردم جهان آن را ببینند، به همین دلیل تمایل شدیدی در ما وجود دارد تا محصولی قابل نمایش تولید کنیم و پیش از آنکه همه آن را ببینید، از چیزهای زیادی مطمئن شویم. پس از عرضه محصول، مردم قضاوت درباره ما را براساس آنچه عرضه کردیم، آغاز می کنند. بنابراین غریزه ای در ما وجود دارد که باعث می شود نشان دادن بهترین خودمان به مردم را  در همه ابعاد زندگی دنبال کنیم.

اما کمالگرایی می تواند استارت آپ شما را نابود کند. دلیل آن ساده است. محصول اولیه به طور معمول برآمده از فرضیه هایی است که بیشتر مواقع غلط از آب در می آید. به مروز زمان، شما از نخستین شکست ها و حل آن ها  یاد می گیرید که محصول مورد نیاز مردم را بسازید. درواقع، نسخه اولیه بدون عیب و نقص، تفاوت چندانی در مشکلی که می خواهید آن را حل کنید، ندارد. نکته مهم این است که در مرحله اول، روش درستِ حل مشکل را ارائه کنید. باید همه انرژی خود  را برای اعتبار بخشی به محصول و فهمیدن اینکه چه مشکلی را حل می کنید، صرف کنید.

بیشتر مردم، ها از طراحی بد یا بعضی باگ ها در راه حل های موثر برای مشکلاتشان چشم پوشی می کنند. اگر تعهد خود را به آن ها نشان دهید و به مردم گوش دهید، آن ها برای رسیدن به راه حل ایده آل  برای حل مشکلات با شما همکاری می کنند. مردم راه حل ها را تنها به این دلیل که  ظاهر خوبی ندارند، رها نمی کنند و البته محصولات را تنها به دلیل زیبایی و خوش ساخت بودن نمی خرند.

این یک دو راهی برای شماست. ترجیح می دهید یک نمونه اولیه خوش ساخت و زیبا تولید کنید و شکست بخورید، یا از خودخواهی چشم پوشی کنید و محصولی به بازار بفرستید که به نظر خوب نیست اما در نهایت با همان به موفقیت می رسید؟ پاسخ دادن به این پرسش به ظاهر ساده است. اما وقتی بدانید بعضی از برندگان بزرگ در دره سیلیکون پاسخ دیگری به این پرسش داده اند، اوضاع کمی پیچیده می شود.

برای مثال، اسلک یک استارت آپ B2B با رشدی خیره کننده است که بسیاری این رشد را ناشی از محصول اولیه ای می دانند که عالی و بدون نقص عرضه شده بود.

در واقع طراحی قابل تامل و خوش ساختی محصول ارزش زیادی دارد. مشتریان  محصولات صیقل داده شده و تکمیل را به یکدیگر معرفی می کنند. اما بدانید این نکته، مسئله کمالگرایی نکردن درباره محصولات اولیه را نقض نمی کند.

درواقع در یک جهان کامل و بی نقص، شما باید هر دوی این کارها را انجام دهید: باید مطمئن شوید محصولی که عرضه می کنید مورد نیاز مردم است، و  محصول خود را پیش از عرضه عمومی، تکمیل می کنید. مشکل این است که  انجام هر دوی این کارها، به منابع زیادی نیاز دارد.

 اسلک، این فرصت را داشت که کار خود را با سرمایه میلیون دلاری آغاز کند. این یعنی گروه سازنده مدت ها، پشت درهای بسته روی محصول اولیه کار کردند. آن ها به صدها کاربر برای آزمودن نمونه اولیه و دریافت بازخوردها دسترسی داشتند و پیش از ساختن ظاهر محصول، اثربخشی آن به عنوان یک راه حل را سنجیدند.

بیشتر استارت آپ های امروزی به چنین امکانات لوکس دسترسی ندارند. بنابراین، اگر قرار است بین عرضه یک راه حل و یک محصول اولیه بی عیب و نقص، یکی را انتخاب کنید، بدون تردید انتخاب درست، گزینه اول است.

 


با اتاق تهران همراه شوید

آپارات اتاق تهران
توئیتر اتاق تهران
اینستاگرام اتاق تهران
تلگرام اتاق تهران
پادکست و کتاب صوتی اتاق تهران
استودیوی اتاق تهران

[صفحه چاپ]

ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر