عالم‌گیری کرونا به جای اینکه مسیر تاریخ را تغییر دهد، به شتاب آن می‌افزاید

هر بحرانی نقطه‏‌ عطف تاریخ نیست

تاريخ 1399/04/11 ساعت 12:35

دنیایی که پس از این همه‌گیری جهانی خواهد آمد به احتمال خیلی زیاد تفاوت اساسی با آنچه قبلا بوده نخواهد داشت. کووید 19 مسیرهای اصلی تاریخ جهان را چندان تغییر نخواهد داد بلکه طی این مسیر را تسریع خواهد کرد. همه‌گیری کرونا و واکنش به آن خصوصیات بنیادین جغرافیای سیاسی امروزه را نشان داده و آن را تقویت کرده است

ریچارد هاس/ دیپلمات/فارن افرز/ ترجمه:آینده نگر

ما در میانه پدیده‌ای هستیم که با هر معیاری حساب کنید یک بحران بزرگ است. بنابراین طبیعی است که خیال کنیم در آینده ثابت خواهد شد که شیوع ویروس کرونا در جهان نقطه‏عطفی در تاریخ مدرن خواهد بود. در طی ماه‌هایی که کووید 19 پدید آمده، یعنی بیماری ناشی از ویروس نوظهور کرونا، تحلیل‏گران برای آن نوع دنیایی که پس از عالم‌گیری کرونا باقی خواهد ماند تفاوت قایل شده‌اند. اما بیشتر آنان استدلال می‌کنند جهانی که دارند واردش می‌شوند به‌طور اساسی متفاوت است از آنچه پیش از آن وجود داشت. برخی پیش‌بینی می‌کنند که همه‌گیری این ویروس نظم جهانی تازه‌ای را به زعامت چین برپا خواهد کرد. دیگران اعتقاد دارند این جرقه‌ای برای آتش اضمحلال چین بوده است. بعضی افراد می‌گویند که این کار اتفاق پایان جهانی‌سازی است. دیگران امیدوارند دوران تازه‌ای از همکاری‌ جهانی را سبب شود. و هنوز دیگرانی هستند که پیش‌بینی می‌کنند این شیوع ملی‌گرایی را تقویت کند، تجارت آزاد را ضعیف سازد و منجر به تغییر رژیم سیاسی در کشورهای مختلف شود - یا اینکه همه این اتفاقات با هم رخ دهد.
اما دنیایی که پس از این همه‌گیری جهانی خواهد آمد به احتمال خیلی زیاد تفاوت اساسی با آنچه قبلا بوده نخواهد داشت. کووید 19 مسیرهای اصلی تاریخ جهان را چندان تغییر نخواهد داد بلکه طی این مسیر را تسریع خواهد کرد. همه‌گیری کرونا و واکنش به آن خصوصیات بنیادین جغرافیای سیاسی امروزه را نشان داده و آن را تقویت کرده است. در نتیجه، این بحران بیش از اینکه یک نقطه عطف باشد، بیشتر یک ایستگاه بین‌راهی است در طول جاده‌ای که جهان از دهه‌های قبل در حال حرکت در طول آن است.
هنوز خیلی زود است که پیش‌بینی کنیم خود این بحران کی تمام می‌شود. شاید طی شش، 12 یا 18 ماه تمام شود؛ این زمان‌بندی بستگی به این دارد که مردم چقدر فاصله‌گیری اجتماعی و توصیه‌های بهداشتی را رعایت کنند و همچنین بستگی دارد به میزان دسترسی به تست سریع، صحیح و مقرون‌به‌صرفه ابتلا به کرونا، داورهای ضدویروس و یک واکسن. و همچنین وابسته است به میزان کمک‌های اقتصادی که به افراد و کسب‌وکارها می‌شود.
با این حال، می‌توان حدس زد جهانی که بعد از بحران ظهور خواهد کرد چطور است. رهبری رو به زوال آمریکا، افزایش همکاری‌های جهانی و منازعه قدرت‌های بزرگ: همه این ویژگی‌ها در محیط بین‌المللی قبل از ظهور کووید 19 هم وجود داشته است و همه‌گیری جهانی کرونا آن‌ها را حتی واضح‌تر از همیشه کرده است. این خصایص احتمالا حتی ویژگی‌های بارز جهان پس از کرونا هم خواهد بود.
جهان پساآمریکایی
یکی از ویژگی‌های بحران فعلی فقدان رهبری آمریکا است. ایالات متحده جهان را به سمت تلاش‌های اشتراکی برای مواجهه با ویروس یا تبعات اقتصادی آن نبرده است. به همین ترتیب، ایالات متحده نتوانسته جهان را وا دارد به عملکردش در مواجهه با بحران در داخل این کشور نگاه کند تا از آن الهام بگیرد. کشورهای دیگر، مثلا چین، به این نگاه می‌کنند که خودشان خیلی بهتر از آمریکا دارد عمل می‌کنند و نقطه اوج بحران را نیز پشت سر گذاشته‌اند.
اما اگر جهانی که پس از بحران کرونا خواهد آمد جهانی باشد که آمریکا در آن کمتر و کمتر دست بالا را داشته باشد ـ تقریبا غیرممکن است کسی را تصور کنیم که این روزها درباره «دوران تک‌قطبی» بنویسدـ باید بدانیم که این اتفاق روند جدیدی نیست. دست‌کم در یک دهه گذشته این وضعیت در جهان پدیدار شده است.
از بعضی جهات، این اوضاع حاصل آن چیزی است که فرید زکریا آن را «ظهور بقیه جهان» (به‌خصوص چین) توصیف کرده است. این شرایط باعث کاهش مزیت وابستگی به آمریکا می‌شود، حتی درحالی‌که قدرت مطق اقتصادی و نظامی این کشور همچنان در حال رشد باشد. اما گذشته از این، پیامد افول آمریکا این خواهد بود که توانایی‌های آمریکا نیز کاهش یابد. باراک اوباما در حال برنامه‌ریزی بود تا آمریکا از افغانستان و خاورمیانه بیرون آید. دونالد ترامپ بیشتر قدرت اقتصادی کشور را جمع کرده تا با دشمنانش روبه‌رو شود. اما با این حال، به حضور آمریکا در سوریه پایان داد و می‏خواهد این کار را در مورد افغانستان هم بکند و شاید مهم‌تر اینکه نشان داده هیچ تمایلی ندارد آمریکا نقش سنتی خود را که واکنش به مسائل بزرگ بین‌المللی است ادامه دهد.
چشم‌انداز این پیام آمریکا بخش عمده آن چیزی است که ترامپ با شعار «اول آمریکا» عنوان کرده است. این شعار می‌گوید اولویت ایالات متحده این است که خودش قدرتمندتر و مردمش سعادتمندتر باشند و بنابراین بیشتر روی مسائل داخلی متمرکز می‌شود تا اینکه به دغدغه‌های بین‌المللی بپردازد.
جامعه آنارشیک
همه‌گیری جهانی‌ای که از یک کشور شروع شود و با شتاب بسیار به سرتاسر جهان گسترش یابد، به معنای چالشی جهانی است. این اتفاق شاهد دیگری است بر اینکه جهانی‌سازی یک واقعیت است، نه انتخاب. همه‌گیری جهانی تاثیر خود را روی کشورهای باز و بسته، ثروتمند و نادار، شرقی و غربی گذاشته است. آنچه جایش خالی است نشانه‌های واکنش معقول جهانی است. (برحسب ظاهر، قانون نیوتن ـ که می‌گوید هر عملی را عکس‌العملی است، مساوی آن و در جهت خلاف آن ـ تعلیق شده است.) سودمندی نزدیک به هیچ سازمان بهداشتی جهانی، که باید کانون تلاش‌های برای رفع تهدیدها باشد، از خیلی چیزهای وضعیت ضعیف حکمرانی جهانی حکایت می‌کند.
اما در عین اینکه همه‌گیری جهانی بیماری مخصوصا این واقعیت را عیان کرد، روندهای نهفته مربوط به آن خیلی قبل‌تر از این‌ها وجود داشته است: فوریت چالش‌های جهانی که هیچ کشوری، قطع نظر از میزان قدرتمندی‌اش، نمی‌تواند به‌تنهایی با موفقیت با آن‌ها دست و پنجه نرم کند ـ و شکست سازمان‌های جهانی برای فایق‌آمدن بر این چالش‌ها. مسلما شکاف بین مشکلات جهانی و توان مواجهه با آن‌ها خیلی خوب می‌تواند مقیاس همه‌گیری بیماری را توضیح بدهد. واقعیت ناراحت‌کننده اما ناگزیر این است که به‌رغم استفاده اصطلاح «جامعه جهانی» ـ اگر چنین اصطلاحی دیگر وجود داشته باشد ـ این عبارت بیشتر الهام‌بخش است و امروزه برای معدود جنبه‌هایی از جغرافیای سیاسی به کار می‌رود. این شرایط نیز به این زودی‌ها تغییر نخواهد کرد.
واکنش‌های اصلی به همه‌گیری بیماری ملی یا حتی محلی بوده‌اند، نه بین‌المللی. و وقتی که بحران بگذرد، نقطه تاکید به‌سمت احیای ملی حرکت خواهد کرد. در چنین زمینه‌ای، به‌ندرت شاهد اشتیاق زیادی برای فرضا ممانعت از تغییرات اقلیمی خواهیم بود، به‌خصوص اگر این دیدگاه ـ به‌اشتباه ـ باقی مانده باشد که مشکلات بلندمدت می‌توانند کنار گذاشته شوند تا به مشکلات فوری‌تر رسیدگی شود.
یکی از علل این بدبینی این است که برای جلوگیری از مشکلات جهانی همکاری بین دو کشور قدرتمندتر جهان لازم است اما روابط بین آمریکا و چین سال‌هاست رو به وخامت گذاشته است. عالم‌گیری کرونا در حال حادتر کردن اصطکاک و درگیری بین دو کشور است. در واشنگتن، بسیاری دولت چین را مسئول می‌دانند که چند هفته پنهان‌کاری کرد و بی‌عملی پیشه کرد، شهر ووهان را که مرکز شیوع بیماری بود درست قرنطینه نکرد و گذاشت هزاران نفر مبتلا شهر را ترک کنند و ویروس را با خود به نقاط دورتر ببرند. چین اکنون تلاش می‌کند خود را مدل موفقی از مواجهه با همه‌گیری بیماری تصویر کند و از این دوران به‌منزله فرصتی استفاده کند برای گسترش نفوذ خود در سراسر جهان استفاده کند اما این کار فقط به خصومت آمریکا نسبت به چین اضافه می‌کند. در این میان، بحران کنونی هیچ دیدگاه چین را در این باره عوض نکرده که حضور آمریکا در آسیا یک نابهنجاری تاریخی است و همچنین باعث نشده دلخوری و خشم چین از سیاست آمریکا در قبال مجموعه‌ای از مسائل از جمله تجارت، حقوق بشر و تایوان، فروکش کند.
فکر جدایی این دو اقتصاد قبل از همه‌گیری کرونا هواخواهان قابل‌توجهی را به خود جلب کرده بود. این فکر ناشی از ترسی بود که ایالات متحده داشت بابت اینکه بیش از حد در تامین کالاهای اساسی خود به چین وابسته شده و چین هم در ساخت کالاها از روی دست آمریکا کپی می‌کند و مالکیت فکری را زیر پا می‌گذارد.
جهانی حتی در آشفتگی بیشتر
بیش از سه سال پیش، من کتابی با عنوان «جهانی در آشفتگی» منتشر کردم. من چشم‌اندازی جهانی را توصیف کرده بودم که در آن رقابت بین قدرت‌های بزرگ بیشتر شده بود، سلاح‌های اتمی در آن تکثیر می‌شد، دولت‌ها ضعیف بودند، جریان مهاجران شدت یافته بود و ملی‌گرایی رشد کرده بود، به‌علاوه اینکه نقش آمریکا در جهان کم‌رنگ شده بود. تغییری که همه‌گیری جهانی کرونا ایجاد خواهد کرد نه در کم‌وکیف این آشفتگی بلکه در میزان و گسترگی آن است.
مسلما این بحران اقدام برای ساختن نظم جهانی مستحکم‌تری را احیا خواهد کرد، همان‌قدر که جنگ جهانی دوم بدان‌جا انجامید تا نظمی حاکم شود که به‌مدت تقریبا یک‌سوم قرن صلح، خوشبختی و دموکراسی را به ارمغان آورد. چنین نظمی شامل همکاری‌های بیشتری خواهد بود برای ردگیری شیوع بیماری‌های همه‌گیر و مقابله با عواقب آن‌ها، همچنین تمایل شدیدتر به مواجهه با تغییر اقلیم، وضع مقررات برای فضای سایبر، یاری به مهاجرت‌های اجباری و جلوگیری از تروریسم.
اما دلیلی وجود ندارد برای اینکه فکر کنیم گذشته خودش را بعد از این آخرین فاجعه جهانی تکرار خواهد کرد. جهان امروز وضع مساعدی ندارد برای اینکه هر شکلی را به خود بگیرد. نسبت به گذشته، قدرت در دست کسان بیشتری توزیع شده است،‌ چه دولت و چه غیر دولت. اغلب اجماع نظری وجود ندارد. فناوری‌های نوین و چالش‌های جدید آن‌ها از توان جمعی برای مواجهه با آن‌ها پیشی می‌گیرند. هیچ کشوری جایگاهی را ندارد که ایالات متحده در سال 1945 داشت. اما در هر حال، باید گفت که نظمی جهانی که در دهه‌های اخیر شکل گرفته، بعد از کرونا هم وجود خواهد داشت اما سرعت حرکتش بیش از گذشته خواهد بود.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر