اختصاصی سایت خبری اتاق تهران؛ هادی حق‌شناس، کارشناس اقتصادی

توسعه در سایه تحریم

تاريخ 1399/07/01 ساعت 10:25

از سال 1368 به این سو، بحث‌های مربوط به مناطق آزاد تجاری در ایران مطرح شد. گرچه خود مناطق آزاد کیش و قشم و چابهار از همان سال فعالیت خود را آغاز نکردند، اما بحث‌های مربوط به راه‌اندازی آن‌ها بیش از 30 سال عمر دارد و به مرور زمان جزئیات بیشتری پیدا کرده و قوانینش شفاف‌تر شده‌اند.

هادی حق‌شناس، کارشناس اقتصادی

زمانی می‌توان وضعیت و عملکرد مناطق آزاد تجاری را تحلیل کرد، که بتوانیم این مناطق را به شکلی کاملا متفاوت از سرزمین اصلی در نظر بگیریم. تفاوت بین مناطق آزاد تجاری و سرزمین اصلی می‌تواند وجوه مختلفی پیدا کند که بسیاری از آن‌ها مربوط به مسائل داخلی هستند و بسیاری هم مربوط به مسائل خارجی. در حال حاضر مناطق آزاد قوانین متفاوتی نسبت به سرزمین اصلی ایران دارند، اما از سوی کشورهای خارجی چیزی متفاوت و مجزا از سرزمین اصلی ایران در نظر گرفته نمی‌شوند و همین مسئله باعث شده که نتوانیم تحلیلی صحیح از این مناطق داشته باشیم. اگر منطقه آزاد متاثر از سیاست‌های سرزمین اصلی نبود، امکان ارائه تحلیل‌های واقع‌بینانه‌تری وجود داشت. در بخش‌های زیادی از چند سال اخیر کل اقتصاد کشور درگیر تحریم بوده‌است. از ابتدای کار دولت در سال‌های 92 و 93 با این مسئله روبه‌رو بودیم و سه سال پایانی دولت یعنی 97، 98 و 99 هم با تحریم دست به گریبان بوده و همین مسئله مانع از این می‌شود که تحلیل واقع‌بینانه‌ای از بورس بین‌الملل منطقه آزاد ممکن باشد.

زمانی که نتوانیم درباره جزئیات دقیق یک مسئله تحلیلی دقیق ارائه دهیم، تنها می‌توانیم با تکیه بر کلیات موجود، تحلیلی کلی را پیش بکشیم. برای این‌که درکی صحیح از مناطق آزاد ایران پیدا کنیم، باید به ریشه‌های آن‌ها برگردیم. از سال 1368 به این سو، بحث‌های مربوط به مناطق آزاد تجاری در ایران مطرح شد. گرچه خود مناطق آزاد کیش و قشم و چابهار از همان سال فعالیت خود را آغاز نکردند، اما بحث‌های مربوط به راه‌اندازی آن‌ها بیش از 30 سال عمر دارد و به مرور زمان جزئیات بیشتری پیدا کرده و قوانینش شفاف‌تر شده‌اند.

یکی از ایرادات اصلی مناطق آزاد تجاری در ایران این است که این مناطق هرگز به شکل کامل متولد نشدند. برای بهتر درک کردن تولد کامل به مثال یک بیمارستان توجه کنید. زمانی که صحبت از تاسیس و راه‌اندازی یک بیمارستان می‌شود، منظور چینش کامل فضایی فیزیکی، تجهیزات و کادر درمان کنار هم است و اگر یکی از این عناصر ضروری وجود نداشته باشند، نمی‌توانیم بگوییم یک بیمارستان راه‌اندازی شد. درباره مناطق آزاد تجاری ایران هم این مشکل وجود دارد. بسیاری از این مناطق آزاد در آغاز فعالیت خود دارای امکانات زیرساختی لازم مانند آب و برق و جاده و فرودگاه نبودند. جدای از این مسئله، قوانین پولی، مالی، مالیاتی، بیمه‌ای و مسائل مربوط به ورود و خروج افرادی که تابعه کشورهای دیگر بودند، روشن و شفاف نبود. به زبان ساده‌تر مناطق آزاد تجاری از روز اول شکل امروزی را نداشتند و به مرور زمان قوانین و امکانات زیرساختی برای آن‌ها تدوین و تهیه شد، اما می‌توان ادعا کرد که از همان روز اول تا به امروز انتظارات کامل از این مناطق وجود داشته‌است.

مسئله بعدی که باید به آن توجه کرد، یکسان و یک‌دست بودن نظام سیاسی حاکم بر کلیت مناطق آزاد و سرزمین اصلی ایران است. این مسئله باعث می‌شود که دنیای خارج همان نگاهی را که به سرزمین اصلی دارد، به مناطق آزاد تجاری هم معطوف کند. یعنی امروز که کشور ما تحت تحریم‌های ظالمانه قرار داشته و روابط پولی و مالی و تجاری آن با مسائلی روبه‌رو است، همین وضعیت شامل حال مناطق آزاد ما هم می‌شود؛ منطقه آزاد کیش همان‌طور از تحریم‌ها رنج می‌برد که تهران. مناطق آزاد و مناطق عادی از دید تحریم‌ها تفاوتی با هم نداشته و وشرایطی یکسان را تجربه می‌کنند. بنابراین نمی‌توانیم انتظار ویژه‌ای از مناطق آزاد در وضعیت این‌چنینی داشته باشیم.

حال اگر وضعیت به این شکل نبود و کشور عزیزمان با تحریم روبه‌رو نبود، چه سرزمین اصلی و چه مناطق آزاد در مبادلات تجاری و جابه‌جایی پول مشکلی نداشتند. در این حالت مناطق آزاد می‌توانستند نقش یک نمونه آزمایشی را بازی کنند که به ما نشان می‌دهند در صورت تعامل آزاد با اقتصاد دنیا به لحاظ صنعتی، گردشگری، بانکی و بازرگانی می‌توانیم چه جایگاهی داشته باشیم و چه مسیری را انتخاب کنیم. دلیل اصلی این مسئله این است که مناطق آزاد قوانین مالیاتی، قوانین کار و بازارهای سرمایه خاص خود را دارند و صدور روادید تابع قوانین متفاوتی است. بنابراین زمانی می‌توانیم تحلیلی جامع از مناطق آزاد داشته باشیم که شرایط و وضعیت مناطق آزاد از سرزمین اصلی قابل تفکیک باشد، اما امروز چون این وضعیت و شرایط قابل تفکیک نیست، مناطق آزاد تحت تاثیر همان مسائل بیرونی و داخلی، یعنی برای مثال تحریم‌ها و کمبود منابع، قرار می‌گیرند که سرزمین اصلی. زمانی که مسئله شکلی این‌چنینی به خود بگیرد دیگر نمی‌توان حرفی منحصر به مناطق آزاد زد و تحلیل‌هایی مربوط به این مناطق هم شباهت زیادی به تحلیل‌های مربوط به سرزمین اصلی پیدا می‌کنند. برای مثال زمانی که از سال 97 به این سو سرزمین اصلی رشد اقتصادی خاصی نداشته باشد و بنگاه‌ها در فشار قرار گرفته باشند، مناطق آزاد هم همین وضعیت را از سر می‌گذرانند. بنابراین زمانی که بنگاه‌های مختلف بین‌المللی به خاطر تحریم‌ها وارد تعامل اقتصادی با ایران نمی‌شوند، بورس بین‌المللی مناطق آزاد هم نمی‌تواند گره‌گشا باشد.