اثر مستقیم بیکاری بر اقتصاد غیررسمی ایران 10 درصد است

بیکاری و مالیات، دو محرک رشد اقتصاد سایه

تاريخ 1398/06/24 ساعت 11:30

در اقتصاد غیررسمی از یک طرف، امکانات مالی در دسترس دولت کاهش می‌یابد و بر این اساس کارایی سیاست‌هاي تخصیصی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و از طرف دیگر بار مالیاتی بخش غیررسمی بر فعالان بخش رسمی تحمیل می‌شود که این پیامد می‌تواند بر انگیزه کار و تلاش در اقتصاد رسمی اثر منفی داشته باشد.

مجید مداح، محبوبه فراهتی/آینده نگر

ادبیات اقتصاد سایه بر نقش بیکاري در رشد فعالیت‌هاي غیر قانونی – اقتصاد سایه – تأکید دارد. گرچه مطالعات مختلفی در شناسایی عوامل مؤثر بر رشد اقتصاد سایه انجام شده است؛ اما به‌طور محدودي اثر مستقیم نرخ بیکاري بر اقتصاد سایه از لحاظ تجربی مورد بررسی قرار گرفته است. مجید مداح و محبوبه فراهتی در پژوهشی که نتایجش را در مقاله‌ای با عنوان «تحلیل تجربی اثر مستقیم بیکاري بر اقتصاد سایه در ایران (رویکرد تقاضاي پول)» در آخرین شماره فصلنامه تحقیقات اقتصادی منتشر کرده‌اند، با استفاده از روش تقاضاي پول اندازه اقتصاد سایه در ایران را برآورد کرده‌اند و سپس با توجه به نقش بار مالیاتی و نرخ بیکاري - طی سال‌هاي 1355 تا 1394 - در شکل گیري اقتصاد سایه، میزان اثر متغیرهاي توضیح‌دهنده اقتصاد سایه در واریانس آن در ایران را اندازه‌گیري کرده‌اند.

***

بخشی از فعالیت‌هاي اقتصادي کشورها به اقتصاد سایه یا غیررسمی اختصاص دارد که درجه آن در سطح کشورها متفاوت است. برآوردهاي تجربی نشان می‌دهند که متوسط سهم اقتصاد سایه از تولید ناخالص داخلی در 158 کشور طی سال‌هاي 1991 تا 2015 به‌اندازه 31.9 بوده است که بیشترین سهم به بولیوي و زیمبابوه به ترتیب با 62.3 و 60.6 درصد اختصاص داشته است و کمترین سهم به اتریش و سوییس به‌ترتیب با 8.9 و 7.2 درصد اختصاص داشته است.

بخش غیررسمی کلیه فعالیت‌هاي تولیدي مبتنی بر بازار کالاها و خدمات - قانونی یا غیرقانونی - که در محاسبات رسمی تولید در نظر گرفته نمی‌شوند را تشکیل می‌دهد. بر این اساس این اقدامات به‌طور مخفیانه انجام می‌‌‌‌شوند و همراه با فرار از مقررات دولتی و مالیات‌هاست. در اقتصاد سایه ، تولید قانونی کالاها و خدمات به دلایل فرار از پرداخت مالیات، فرار از پرداخت هزینه‌هاي اجتماعی و استانداردهاي محیط کار مثل حداقل دستمزدها، حداکثر ساعات کار و ضوابط ایمنی، اجتناب از رعایت تعهدات خاص اداري مثل تکمیل پرسش‌نامه‌هاي آماري، عمدا یا آگاهانه از نظارت و کنترل مجریان دولتی پنهان می‌ماند و در آمارهاي رسمی کشور ثبت نمی‌شود.

اقتصاد غیررسمی با کاهش درآمدهاي دولت، اقتصاد رسمی یا قانونی را از کانال‌هاي مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهد. از یک طرف، امکانات مالی در دسترس دولت کاهش می‌یابد و بر این اساس کارایی سیاست‌هاي تخصیصی تحت تأثیر قرار می‌گیرد و از طرف دیگر بار مالیاتی بخش غیررسمی بر فعالان بخش رسمی تحمیل می‌شود که این پیامد می‌تواند بر انگیزه کار و تلاش در اقتصاد رسمی اثر منفی داشته باشد. همچنین رشد فعالیت‌هاي غیر رسمی رفتارهاي خلاف قانون را گسترش می‌دهد که از این جهت در امنیت اقتصادي جامعه اخلال ایجاد می‌شود. با توجه به اثرات منفی رشد اقتصاد غیررسمی بر عملکرد اقتصاد، شناسایی عوامل مؤثر بر رشد آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. در میان عوامل مختلف، نرخ بیکاري به عنوان یکی از تعیین‌کننده‌هاي رشد اقتصاد غیررسمی در سطح کشورها مطرح است. افراد بیکار در بخش رسمی همواره با هزینه فرصت ناشی از درآمدهاي از دست رفته روبه‌رو هستند که در این شرایط، انجام فعالیت‌هاي غیررسمی بخشی از هزینه‌هاي آنان را جبران می‌‌‌‌کند. همچنین افزایش هزینه‌هاي تولید در بخش رسمی ناشی از افزایش بار مالیاتی، مقررات دولتی و رعایت استانداردهاي کار موجب فعالیت کارگران در بخش غیررسمی می‌شود. کار در بخش غیررسمی در واقع واکنش افراد نسبت به اضافه بار مالیاتی و مقررات دولتی است که به‌جاي بیکار شدن، افراد به کار و راه‌اندازي کسب و کار در اقتصاد غیر رسمی تشویق می‌شوند.

با کاهش حجم فعالیت‌های اقتصاد رسمی، اقتصاد در وضعیت انقباضی قرار می‌گیرد؛ حجم فعالیت‌هاي اقتصادي کاهش و نرخ بیکاري افزایش می‌یابند که در این شرایط، کارگران به فعالیت‌هاي پنهانی در بخش غیرقانونی روي می‌آورند و بدین ترتیب اقتصاد سایه گسترش می‌یابد. با توجه به آن‌که بخشی از فعالیت‌هاي اقتصادي در ایران به صورت غیر قانونی در بخش سایه انجام می‌شود، این پرسش مطرح است که آیا اثر مثبت نرخ بیکاري بر رشد اقتصاد سایه در ایران تأیید می‌شود؟ بیکاري در اندازه اقتصاد سایه در ایران چه نقشی دارد و چه میزان از اقتصاد سایه به طور مستقیم ناشی از بیکاري است؟ براي پاسخ به این پرسش در این مقاله ابتدا حجم اقتصاد سایه در ایران با استفاده از روش پولی برآورد می‌‌‌‌شود. در این روش به جاي استفاده از معیارهاي غیر مستقیم، ارزش اقتصاد سایه به‌طور مستقیم در چارچوب تئوري تقاضاي پول اندازه‌گیري می‌شود. پس از آن با تکیه بر تابع تقاضاي پول برآوردي از اثر بیکاري بر رشد اقتصاد سایه در ایران به طور مستقیم مورد تحلیل قرار می‌‌‌‌گیرد و نقش بیکاري در توضیح روند اقتصاد سایه در ایران ارزیابی می‌شود.

طی دهه‌هاي گذشته ادبیات اقتصاد سایه گسترش یافته است و در آن تلاش شده تا اندازه اقتصاد سایه برآورد شود و علل و آثار آن مورد شناسایی قرار گیرند. در بخشی از این مطالعات اثر نرخ بیکاري بر شکل‌گیري و رشد اقتصاد غیر رسمی تحلیل شده است. افزایش نرخ بیکاري، تعداد افراد فاقد امکانات درآمدي در بخش رسمی را افزایش می‌دهد و بیکاران را ترغیب می‌‌‌‌کند تا با کار در بخش غیررسمی که در آن تسهیلاتی مثل بیمه‌هاي اجتماعی وجود ندارند، کمبودهاي درآمدي خود را جبران کنند. بنابراین انتظار می‌رود با افزایش تعداد بیکاران تعداد افرادي که به دنبال مشاغل غیر رسمی هستند، افزایش یابد. موضوع اثر بیکاري بر اقتصاد غیررسمی یا سایه از یک پشتوانه نظری برخوردار است. افزایش بیکاري از طریق دو اثر جانشینی و اثر درآمدي حجم فعالیت‌هاي اقتصادي در بخش سایه‌اي اقتصاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از یک طرف با افزایش نرخ بیکاري، افراد بیکار ساعات کار آزادشده خود را به‌جاي بخش رسمی در بخش سایه مصرف می‌کنند و بدین ترتیب اثر جانشینی، اقتصاد سایه را تقویت می‌کند. از طرف دیگر افزایش نرخ بیکاري می‌تواند حجم اقتصاد سایه را کاهش دهد؛ به این صورت که با افزایش نرخ بیکاري حجم تولیدات رسمی کاهش می‌یابد و موجب می‌‌‌‌شود تا سطح درآمدها و تقاضا براي تولیدات بخش سایه کاهش یابد که چنین رابطه‌اي، اثر درآمدي نام دارد.

طبق مباحث انجام شده و نتایج تجربی به دست آمده، نرخ بیکاري داراي اثر مثبت و معنی‌داري بر گسترش بخش سایه‌اي اقتصاد و بنابراین افزایش تقاضاي پول در اقتصاد ایران است. حال این پرسش اساسی مطرح می‌شود که سهم نرخ بیکاري در رشد اقتصاد سایه چه میزان بوده است و به‌طور مستقیم نرخ بیکاري چه نقشی در رشد اقتصاد سایه در اقتصاد ایران داشته است. به‌منظور پاسخ به این پرسش، ابتدا معادله تقاضاي پول برآورد می‌شود. سپس مقادیر صفر به یکی از متغیرهاي نرخ مالیات و نرخ بیکاري اختصاص داده می‌شود. در نهایت، به شیوه قبل، بخش سایه اقتصاد در حضور متغیر دیگري اندازه‌گیري می‌شود. آنچه حاصل می‌شود بخشی از اقتصاد سایه است که به‌دلیل متغیر (عامل) دوم شکل می‌گیرد.

طبق یافته‌هاي پژوهش طی دوره 40 ساله به‌طور متوسط 7 درصد از نسبت اقتصاد سایه به اقتصاد رسمی یا تولید ناخالص داخلی به دلیل بیکاري و 15 درصد آن ناشی از بار مالیاتی است. بر این اساس 7 درصد از تغییرات اقتصاد سایه به‌طور مستقیم ناشی از تغییرات نرخ بیکاري بوده است. سهم بیکاري در روند اقتصاد سایه طی سال 1355 یک سیر صعودي داشته و در سال‌هاي پایانی دوره تحت بررسی به 13 درصد در سال  1393 رسیده است.

 یافته‌های پژوهش: اثر مالیات و بیکاری مشهود بوده است

طبق اقتصاد سایه واکنش اقتصاد رسمی به بالا بودن سطح مقررات دولتی و شرایط نامناسب اقتصادي است که در نتیجه آن افراد به کار در فعالیت‌هاي غیر قانونی تشویق می‌شوند. بیکاري یکی از عواملی است که رشد اقتصاد سایه را تحت تأثیر قرار می‌دهد که در این پژوهش تلاش شد تا اثر مستقیم نرخ بیکاري بر روند اقتصاد سایه در ایران مورد ارزیابی قرار گیرد. بر اساس نتایج تخمین مدل ابتدا روند اقتصاد سایه به صورت نسبت اقتصاد سایه به اقتصاد رسمی یا تولید ناخالص داخلی به دست آمد؛ سپس سهم هریک از عوامل توضیح‌دهنده اقتصاد سایه شامل بیکاري و بار مالیاتی در روند اقتصاد سایه استخراج شد و اثر مستقیم نرخ بیکاري بر اندازه اقتصاد سایه در ایران اندازه‌گیري و مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌هاي تحقیق، بار مالیاتی داراي اثر مثبت و معنی‌دار بر اقتصاد سایه است. افزایش بار مالیاتی، معاملات اقتصادي در بازار رسمی را با محدودیت‌هاي بیشتري مواجه می‌کند که در نتیجه آن انگیزه افراد براي ورود به اقتصاد سایه با هدف فرار از مقررات دولتی تقویت می‌شود. همچنین اثر نرخ بیکاري بر تغییرات اقتصاد سایه در ایران مثبت و معنی‌دار به دست آمد. رابطه بین نرخ بیکاري بر اقتصاد سایه از طریق دو اثر جانشینی و اثر درآمدي تحلیل می‌شود که اثر مثبت نرخ بیکاري بر اقتصاد سایه بیانگر آن است اثر جانشینی از اثر درآمدي قوي‌تر است، به‌طوري که در شرایط بالا بودن نرخ بیکاري، افراد بیکار ساعات کار آزادشده خود در بازار رسمی را صرف فعالیت‌هاي غیرقانونی می‌کنند تا از این طریق کمبودهاي درآمدي آنان جبران شود. بر اساس یکی از نتایج مهم مقاله اثر مستقیم نرخ بیکاري بر اقتصاد سایه در ایران به طور متوسط 7 درصد طی سال‌هاي تحت بررسی ارزیابی می‌شود. میزان اثر مستقیم بیکاري بر اقتصاد سایه در اقتصاد ایران در سال‌هاي پایانی مورد مطالعه داراي روند صعودي بوده است به‌طوري که در سال 1393 به 10 درصد رسیده است. با توجه به نتایج تحقیق فراهم‌سازي شرایط کسب و کار و کاهش بار قوانین و مقررات در بازار رسمی به عنوان دو عامل کلیدي مؤثر بر کاهش اندازه اقتصاد سایه تلقی می‌شوند که لازم است از سوي نظام سیاست‌گذاري مورد توجه قرار گیرد.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر