چگونه می‌توان از امنیت خود دفاع کرد؟

گفت‌وگو؛ سلاح برقراري امنيت نرم

تاريخ 1397/12/27 ساعت 13:31

آیا شما هم گفت‌وگو را تنها راه یا یکی از راه‌های موثر در حل مسائل و مشکلات می‌بینید؟ پس خواندن این مقاله به شما توصیه می‌شود.

حسین سلاح‌ورزی

 در این دنیا چیزی به نام امنیت مطلق وجود ندارد. از منظر امنیت سخت، سطح امنیت عبارت است از هزینه‌ای که مهاجم باید برای دسترس‌پذیر یا آسیب‌پذیر کردن هدف پرداخت کند.

منطق محافظت با نگاه امنیت سخت بر اساس منفی کردن تراز هزینه و فایده حمله به هدف، برای مهاجم است.

در واقع مجموعه تمهیدات محافظت سخت، از ساختن موانع فیزیکی و ایجاد سیستم‌های نظارت تا تدارک دیدن نیروی عکس‌العمل و ضد حمله قصد دارد هزینه دسترس‌پذیر و آسیب‌پذیر کردن هدف را برای مهاجم چنان افزایش دهد که از فایده ناشی از حمله بیشتر باشد. قاعدتا تا روزی که این تراز منفی است هدف از حمله مصون خواهد بود.

همین منطق است که تعیین می‌کند جنس و ضخامت فولاد گاوصندوق خانگی ما و در ورودی مخزن موزه ملی جواهرات باید متفاوت باشد یا کمیت و کیفیت نیروهای محافظ پاویون سیاسی فرودگاه بین‌المللی پایتخت با یک پاسگاه مرزی دورافتاده یکسان نباشد.

نگاه امنیت سخت اما، دو مولفه بسیار مهم را در محاسبات خود لحاظ نمی‌کند که هردو از جنس هزینه فرصت‌اند، هزینه فرصت تعادل امنیتی موجود و هزینه فرصت محافظت سخت از هدف.

برای اهداف سیاسی و نظامی و امنیتی بسیار سطح بالا مانند یک سیلوی موشکی یا کاخ ریاست جمهوری که ساختارهایی کوچک، با حساسیت بسیار بالا هستند، سود و زیان حمله برای مهاجم و سیستم مالک هدف آن‌چنان بالا و اثر آن در بازه‌های زمانی کوچک آن‌چنان شدید است که می‌توان از اثر هزینه فرصت تعادل امنیتی موجود و هزینه فرصت محافظت سخت صرف‌نظر کرد.

برای مثال، قاعدتا وقتی یک سیلوی موشکی در میان یک دشت ساخته می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود در اطراف آن محدوده ممنوعه‌ای تعریف می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود، اما هیچ‌کس نگران صفر شدن بهره‌وری زمین منطقه ممنوعه که بالقوه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانسته یک زمین کشاورزی باشد نیست. یا اگر در اطراف کاخ ریاست جمهوری محدودیت‌ها و ممنوعیت‌هایی برای ساخت و ساز اعمال می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود هیچ‌کس به فکر پولی که شهرداری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانست از فروش تراکم یا امتیاز تجاری در آن محدوده به دست بیاورد نخواهد بود.

اما هنگامی که به سراغ ساختارهای بزرگ و با طبیعت غالب اجتماعی و اقتصادی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آییم نقش دو پارامتر هزینه فرصت تعادل امنیتی موجود و هزینه فرصت محافظت سخت از هدف، در مقایسه با سود و زیان مستقیم حمله به هدف، بسیار چشم‌گیر می‌شود و وارد ساختن آنها به معادله حفظ امنیت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به صورت کلی راهبرد حفظ امنیت هدف را تغییر دهد.

برای مثال یک روستای مرزی کوچک را در نظر بگیرید که ما و کشور همسایه به دلیل تنش آبی در آن منطقه برخوردها و درگیری‌های پراکنده‌ای را تجربه می‌کنیم. نگاه حفاظت سخت بر حسب حفظ تعادل امنیتی موجود، می‌گوید این منطقه ناامن است پس بهتر است با پرهیز از سرمایه‌‌گذاری‌ها یا جمعیت‌پذیری گسترده، به دست خود ارزش و حساسیت این هدف را افزایش ندهیم. همچنین با توجه به دور بودن این نقطه مرزی از نقاط حساس و کلیدی کشور وجود یک پاسگاه با حداقل تمهیدات امنیتی و حداقل هزینه، به عنوان پیش‌قراول و برای آگاهی از تحرکات نظامی و امنیتی کشور همسایه انتخاب بهینه است.

اما بیایید نگاهی هم به هزینه فرصت تعادل امنیتی موجود در این مثال بیندازیم. پرهیز از جمعیت‌پذیری و سرمایه‌پذیری در آن منطقه مرزی به این معناست که آب استحصال‌شده در آن منطقه برای مصارف انسانی یا تحویل به زیرساخت‌های تولیدی کشور باید با تحمل هزینه و اتلاف بسیار زیاد تا مسافتی دور انتقال یابد و به «مناطق امنی» برسد که ثبات کافی برای جمعیت‌پذیری و سرمایه‌گذاری دارد.

از سوی دیگر هرینه فرصت تمرکز بر بردن بازی جمع صفر تعیین سهم از منبع آبی مورد اختلاف، غافل شدن از فرصت خلق ارزش افزوده‌ای است که دو کشور همسایه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توانند از محل تجمیع منابع و یکپارچه‌سازی مدیریت در مصرف آن منبع آبی حاصل کنند.

در واقع نگاه به هزینه فرصت تعادل امنیتی موجود می‌گوید، شاید بهتر است با توافق و هماهنگی کشور همسایه، دو طرف سرمایه‌گذاری و جمعیت‌پذیری در منطقه مرزی را حول محور ایجاد صنایع آب بر کلان مقیاس مشترک یا مکمل گسترش دهند.

در نظر داشته باشید که در این مثال جنگ دو کشور بر سر آب در واقع جنگ بر سر فرصتی است که آب برای تامین معاش اتباع آن کشورها ایجاد می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و همچنین توجه داشته باشید که این آب نیست که مستقیما معاش مصرف‌کنندگان را تامین می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند بلکه ارزش افزوده ناشی از مصرف آب در صنعت یا زراعت است که در نهایت چرخ زندگی آنها را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چرخاند.

اگر بهره‌وری و خلق ارزش افزوده ناشی از مصرف آب در قالب سرمایه‌گذاری مشترک و مدیریت یکپارچه دو کشور به گونه‌ای افزایش یابد که برای تامین معاش مصرف‌کنندگان در دو سوی مرز کافی باشد گرچه چیزی به منبع آبی اضافه نشده و گرچه مجموع مصرف کاهش نیافته اما تحول الگوی مدیریت منابع تنش آبی را بلاموضوع و تهدید امنیتی را بر طرف کرده است.

طبیعتا در مسیر ارتقای جمعیت‌پذیری و توسعه سرمایه‌گذاری برای رسیدن به آن نقطه مطلوب باید از شرایطی عبور کرد که در آن تهدید و تنش و بی‌اعتمادی در دو سوی مرز احساس می‌شود و هنوز به نقطه‌ای که خلق ارزش ناشی از سرمایه‌گذاری مشترک و مدیریت یکپارچه ثبات امنیت و پیوند دو طرف را تضمین کند نرسیده‌ایم. عبور از این وضعیت مستلزم پرداخت هزینه‌هایی است که نسبت به تعادل امنیت پیشین که مبتنی بر متروکه نگاه داشتن منطقه و حفاظت از آن با یک پاسگاه کوچک مرزی بود بسیار بیشتر است.

اما مزیت راه‌حل دوم این است که پایداری قابل توجهی دارد و با رفع تنش بر اساس افزایش بهره‌وری نه‌فقط زمینه ناامنی گذشته را برطرف می‌کند بلکه بین گروه‌های معارض دارای تنش پیوندی اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کند که این پیوند زمینه ایجاد امنیت نرم در منطقه تنش‌آلود قبلی می‌شود.

وقتی در گوشه‌ای از کشور یک حادثه تروریستی یا یک ناآرامی خشونت‌آمیز اتفاق می‌افتد در واقع ما در حال مشاهده نشانه‌های وجود تنش‌های پس‌زمینه‌ای هستیم که خود را در این قالب بروز می‌دهند.

به طور طبیعی پاسخ اولیه به ترور، ناآرامی و خشونت، مداخله موثر نیروهای امنیتی برای رفع تهدید و بازگرداندن وضعیت به تعادل امنیتی قبلی است. اما این نباید پایان کار تلقی شود. از این مرحله به بعد کنشگران اقتصادی و اجتماعی باید وارد میدان شوند تا با شناسایی تنش‌ها و رفع آن از طریق افزایش بهره‌وری سیستم و ایجاد ظرفیت خلق ارزش زمینه برقراری امنیت نرم را فراهم کنند و دستاوردی را که کشور و جامعه به قیمت خون جوانان رشید و شهدای گران‌قدرش در عرصه امنیت سخت به دست آورده در عرصه امنیت نرم تثبیت و بارور کنند.

البته در اکثر موارد عبور از تعادل امنیتی اولیه و رسیدن به نقطه آرامش ثانویه مستلزم عبور از یک وضعیت دشوار، پیچیده و شکننده امنیتی است که در آن تلاش های کنشگران اقتصادی و اجتماعی تنها با همراهی و هماهنگی متولیان امنیت سخت در کشور امکان‌پذیر خواهد بود.

خاورمیانه این روزها شاهد ظهور سیاستمداران خیره‌سر کم‌تجربه و ماجراجویی است که بزرگی و عزت خیالی خود را در رنج و تباهی دیگران جست‌وجو می‌کنند. در این وضعیت شاید نتوان به رفع تنش‌های بین‌المللی و رفع زمینه‌های خارجی تنش امید بست. از آنجا که اقدمات تروریستی که در قالب برنامه‌های درازمدت ایذایی و جنگ فرسایشی طراحی می‌شوند عموما مبتنی بر سربازگیری از درون سرزمین هدف هستند می‌توان با رویکرد توسعه‌ای به ایجاد و بسط امنیت نرم سربازگیری از درون قلمرو سرزمینی را برای بدخواهان خارجی تا حد غیرممکن دشوار و پرهزینه کرد.

اما این مهم نیازمند آن است که متولیان امنیت سخت در کشور و کنشگران اقتصادی و اجتماعی که سفیران امنیت نرم هستند با گفت‌وگوی موثر و ایجاد اعتماد راهبردی و درک متقابل عمیق یکدیگر را همچون همکاران و شرکایی در برقراری امنیت نرم ببینند و بشناسند و مسیر دشوار عبور از تعادل امنیتی موجود در مناطق پرتنش تا رسیدن به نقطه رفع تنش و برقراری امنیت نرم را دوشادوش طی کنند.

برقراری و تثبیت امنیت نرم در هر نقطه پرتنش از کشور نه‌فقط به معنای خلق فرصت‌های تازه‌ای برای تولید و تجارت و خلق ارزش است، بلکه بخشی از توان و ظرفیت امنیت سخت کشور را نیز از وظیفه پاسداری داخلی آزاد می‌کند تا به صورت موثری بر تحرکات بدخواهان خارجی متمرکز شود.

*آینده نگر 


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر