چکیده مطلب
طراحی مدل تعاملی کنترل استراتژیک با ابعاد سازمانی
تولید و بکارگیری نظریه ها و مدل های کنترل استراتژیک از جمله نیازهای اساسی کشور در سطح سازمانی و ملی است که در فقدان آن با چالش های جدّی مواجه می باشد. از طرف دیگر رقابت در اقتصاد جهاني سده 21 پيچيده، چالشي و ملازم با فرصت ها و تهديدهاي فراواني است. پيش بيني و هدايت راهبردي اثربخش در حالي که محيط به طور پيوسته متلاطم، غيرقابل پيش بيني و رقابتي مي شود مي تواند به ارتقاي عملکرد شرکت ها کمک نمايد. از طريق طراحي يک سيستم کنترلي مناسب مي توان اطلاعات لازم، بهنگام و دقیق را در زمينه تصميم گيري در شرايط پيچيده فراهم کرده و با انعطاف پذيري لازم گزينه هاي استراتژيک را براي امکان واکنش مناسب و سريع به تغييرات ناگهاني محيط را مهيا ساخت. طراحي يک سيستم کنترلي استراتژیک، شرايط سازمان را به منظور حرکت منسجم در بستر محيط فراهم مي سازد و کوشش هاي پراکنده مديران را انسجام بخشيده و از تصميمات پراکنده جلوگيري مي کند. جمع بندی یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که پژوهش های حوزه کنترل استراتژیک به سمت رویکرد اقتضایی تمایل دارند و در آینده شاهد تحقیقاتی با رویکرد تناسب و همسویی ابعاد سازمانی و کنترل استراتژیک خواهیم بود. سئوال اساسی که در رویکرد اقتضایی به کنترل استراتژیک مورد پرسش است آنکه نحوه تاثیرگذاری بین ابعاد سازمانی، کنترل استراتژیک و عملکرد سازمانی چگونه است؟
برای پاسخ به این پرسش پس از آسیب شناسی مدل ها و نظریات کنترل استراتژیک، مدل هریسون به عنوان مدل پایه انتخاب شد و پس از اصلاح و تکمیل مدل ایشان و با توجه به ادبیات حوزه کنترل استراتژیک و ادبیات تناسب ابعاد سازمانی با کنترل، مدل نظری تحقیق طراحی شد و پس از استخراج متغیر ها و شاخص های پژوهش، با روش پیمایش میدانی به جمع آوری اطلاعات در جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پرداخته شد و با استفاده از نرم افزار های SPSS، PLS، LISRELداده ها و اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که در محیط باثبات، فرهنگ سازمانی ماموریتی، ساختار سازمانی مکانیکی، تکنولوژی سازمانی ساده و تکراری، فرایند سازمانی مستقل و متوالی و استراتژی سازمانی برنامه ریزی شده با کنترل اجرای استراتژی تناسب بیشتری دارند و در محیط با عدم اطمینان، فرهنگ سازمانی انعطاف پذیر و مشارکتی، ساختار سازمانی ارگانیکی، تکنولوژی سازمانی پیچیده، فرایند سازمانی متقابل چندجانبه و استراتژی سازمانی نوظهور تناسب بیشتری با کنترل محتوای استراتژی دارند.