اختصاصی سایت خبری اتاق تهران: بهاءالدین حسینی هاشمی، تحلیل گر مسائل بانکی

معمای اصلاح نظام بانکی

تاريخ 1398/06/05 ساعت 13:18

بانک ها تنها توان به دوش کشیدن مشکلات داخلی خود را دارند و اگر بتوانند حقوق کارمندان و سود سپرده ها را پرداخت کنند، موفق عمل کرده اند.

بهاءالدین حسینی هاشمی

 اصلاح نظام بانکی طی سال های گذشته تبدیل به یک معما شده است. به یاد دارم که از 30 سال پیش، دست کم پس از تصویب قانون بانکداری بدون ربا، قرار بر این بوده که نظام بانکی اصلاح شود و  پنج سال پس از تصویب و اجرای  قانون در سال 62، نظام بانکی دوباره مورد بازنگری قرار بگیرد. پس سال 67، اصلاح نظام بانکی و ساختار آن در صحبت های همه روسای دولت ها و روسای کل بانک مرکزی و همه وزرای اقتصاد جایگاه ویژه ای داشته  اما هیچ تحول اساسی در این زمینه رخ نداده است.

مسئولان فکر کرده و می کنند که نظام بانکی کشور ناکارآمد است و به همین دلیل حرف از اصلاح آن می زنند درحالیکه برای رفع ناکارآمدی بانک ها نیازی به اصلاح ساختار بانکی نیست. بانک براساس فلسفه و قوانینی اداره می شود و اگر از این قوانین تخطی صورت نگیرد، بانک کارآمد خواهد بود. یک نمونه از این قوانین و چارچوب ها نسبت کفایت سرمایه است یا نظام کنترل داخلی و حسابرسی که لزوما ربطی به ساختار بانکی ندارد. رعایت میزان دارایی های غیرنقدی بانک ها باید 30 درصد سرمایه پایه باشد و اگر این قانون در نظام بانکی رعایت نمی شود، با اصلاح ساختار بانکی هم نمی توان اجرای آن را تضمین کرد. نحوه انتخاب اعضای هیئت مدیره و سوابق تجاری آنان و شرایط احراز اعضا از نظر تخصص و حرفه ای گری از دیگر نمونه های اثرگذار در عملکرد بانک هاست. براساس قانون هیچ گروه و فردی نباید بیش از یک کرسی یا 20 درصد از سهام بانک را در اختیار بگیرد. آموزش، شیوه های بانکداری و مدیریت ریسک همه مشخص است اما زمانی که اجرایی نمی شود، بانک نمی تواند به خوبی به وظایف خود عمل کند.

از سوی دیگر دولت ها تعهدات خود را در قبال بانک ها انجام نداده و بدهی خود را پرداخت نمی کنند. دولت بدهکار بانک هاست و اضافه برداشت بانک ها حاصل عدم پرداخت بدهی دولت و شرکت های دولتی است. زمانی که بانک ها نمی توانند مطالبات خود را وصول کنند به سراغ بانک مرکزی می روند و مجموعه این عوامل دست به دست هم داده و به ناکارآمدی بانک ها دامن می زند. طی سال های گذشته همه وعده اصلاح نظام بانکی را داده اند  و مردم را به انجام یک کار بزرگ و خوب امیدوار کرده اند اما هرگز از محتوا نگفته اند و نمی گویند که می خواهند در واقع با نظام بانکی چه کنند؟ آیا کارگروهی تشکیل شده و بررسی منتشر شده است؟

اقتصاد ایران یک اقتصاد بانک محور است و همه می خواهند سرمایه را از بانک بگیرند بدون اینکه خودشان سهمی بیاورند.  انتظارات غیرمنطقی و غیر اصولی و غیرعملی از بانک ها همیشه در قالب مصوبات بودجه به بانک ها تکلیف شده است و آن ها را به روزی رسانده که دیگر در اقتصاد اثر بخش نیستند. اکنون بانک ها تنها توان به دوش کشیدن مشکلات داخلی خود را دارند و اگر بتوانند حقوق کارمندان و سود سپرده ها را پرداخت کنند، موفق عمل کرده اند.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر