تاثیر سیاست تازه امریکا روی بازار نفت و دلار

شوک‌های تازه در بازار

تاريخ 1398/06/03 ساعت 12:24

کاهش اعتبار امریکا و عدم اطمینان به دولت امریکا در مورد پایبندی به توافق‌های ‌جهانی تاثیری منفی روی شاخص‌های ‌اقتصادی خواهد داشت زیرا ریسک ‌فعالیت در بازار را بیشتر می‌کند.

مونا مشهدی رجبی، آینده نگر/منبع: بیزینس مانیتور

دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا عامل اصلی ایجاد ریسک در فضای سیاسی و اقتصادی دنیا است. از زمانی که او رئیس جمهوری امریکا شد بارها سیاست‌های بحث‌برانگیز را پیشنهاد کرد، از پیمان‌های جهانی خارج شد، در مورد ساخت دیوار بین امریکا و مکزیک صحبت کرد و جنگی تجاری با چین را آغاز کرد. اما خروج امریکا از توافق هسته‌ای یکی از مهم‌ترين و جتجالی‌ترین مباحث مطرح‌شده در دنیای سیاست در سال‌های اخیر است زیرا هم روی توافقی دست گذاشته است که رسیدن به آن بالغ بر یک دهه زمان برده است ‌و هم بر هم خوردن این توافق می‌تواند روی بازار دلار و بازار ‌نفت تاثیر چشمگیری داشته باشد. خروج امریکا از توافق هسته‌ای در شرایطی اتفاق افتاد که دیگر کشورها و به خصوص ایران خود را به این توافق پایبند می‌دانستند ولی طبق ضرب‌الاجل اخیر ایران، احتمال بازگشت این کشور به فعالیت‌های هسته‌ای پیشین و خارج شدن از مفاد توافق‌ها ‌وجود دارد و این موضوعی است که  ‌روی تمامی بخش‌های ‌اقتصادی دنیا تاثیرگذار خواهد بود.

دکتر کنت موریس، کارشناس حوزه ‌سیاست‌گذاری نفت و گاز طبیعی ‌و استاد دانشگاه در مقاله‌ای در سایت اویل پرایس نوشت: در شرایط فعلی ریسک‌های ژئوپليتیکی زیادی بازار نفت را هدف قرار داده است. از یک طرف وضعیت ونزوئلا و بحران اقتصادی و سیاسی در این کشور است، از طرف دیگر بحران دریای چین  ‌در جنوب این کشور و تاثیرگذاری آن روی بازار نفت قرار دارد ‌و تحریم‌های ‌ایران هم در ایجاد این بحران مزید بر علت شده است. در قاره افریقا ما شاهد جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی در لیبی و نیجریه هستیم که هردو هم تولیدکننده نفت و هم در مسیر انتقال نفت هستند و در خاورمیانه مسئله کردهای عراق و توافق هسته‌ای ایران و غرب قرار دارد. بنابراین بازار نفت تحت فشارهای زیادی قرار دارد و مطالعه  ‌هریک از مسائل می‌تواند پرده از مسائل مهم و اثرگذاری روی بازار بردارد.

 

 توافق هسته‌ای ایران، چالش بزرگ امریکا

یکی از این تنش‌ها که نه‌تنها برای بازار نفت بلکه برای تمامی کشورهای دنیا بسیار اهمیت دارد، مسئله ‌توافق هسته‌ای ایران است. اگر به دنبال خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای و عدم ‌تامین خواسته‌های ‌ایران از این توافق توسط اروپایی‌ها، ایران هم رسما از توافق خارج شود، بازار نفت با شوک بزرگی روبه‌رو می‌شود. شوکی که هم ‌ناشی از تحریم‌های ‌امریکا علیه ایران ‌است و هم به ‌دلیل بالا گرفتن تنش بین امریکا و یک کشور نفت‌خیز می‌تواند بازار نفت را با چالش مواجه کند. شوکی که از سال ۲۰۱۸  در بازار نفت و قیمت این محصول نمایان شد و در سال جاری شدت خواهد گرفت. اما شدت تاثیرگذاری این سیاست را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟

 

 تاثیر این سیاست‌ها روی بازار نفت

بنجامین سالیسبری، تحلیل‌گر بازار در مورد تاثیرات این سیاست تازه امریکا روی بازار نفت می‌گوید: ‌بازار نفت به سرعت به این تصمیمات تازه واکنش نشان نمی‌دهد زیرا از زمان اعلام سیاست تا تبديل شدن آن به قانون و اجرایی شدن آن مدت‌زمان زیادی طول می‌کشد. ولی در سال ۲۰۱۹ ما شاهد وارد شدن شوکی بزرگ از نظر قیمتی به بازار نفت خواهیم بود. شوکی که می‌تواند بازار را به سمت بی‌ثباتی زیاد و بحران‌های ‌بزرگ هدایت کند. البته از نیمه دوم سال قبل این شو‌ک‌ها وارد اقتصاد و بازار نفت دنیا شده است و در سال جاری شدت این شوک‌ها بیشتر می‌شود.

 وی ادامه داد: خروج امریکا از برجام و سیاست‌هایی که در پی آنها آمد ‌یک پیام مهم را به جهانیان داد. امریکا این ‌پیام را فرستاد که ریسک‌های ژئوپليتیکی در راه هستند و باید منتظر شوک‌های زیاد و اثرات غیرقابل پیش‌بینی باشیم. او افزود: سرمایه‌گذاران در بازار نفت باید ریسک‌های بالقوه بازار را بشناسند و با توجه به این ریسک‌ها تصمیم‌گیری کنند.

اندی لیپو، مدیرعامل شرکت نفتی لیپو و شرکا در این مورد می‌گوید: به دنبال اجرای تحریم‌های ‌نفتی علیه ایران، قیمت نفت در بازار جهانی رشد می‌کند و این رشد  ‌در سال ۲۰۱۹ شدت می‌گیرد. ‌در میان‌مدت یعنی از اواسط سال جاری به تدریج بازارها شاهد تنش ‌از جانب کاهش عرضه، افزایش ریسک‌های ژئوپليتیکی و بحران‌های مالی ‌خواهند بود و آن زمانی است که قیمت نفت دوباره رشد خواهد کرد و حتی احتمال سه‌رقمی شدن آن نیز وجود دارد و اقتصاد دنیا که به تازگی از رکود خارج شده دوباره با بحران روبه‌رو می‌شود.

مدیر عامل شرکت نفتی لیپو و شرکا افزود: رئیس‌جمهوری امریکا صریحا اعلام کرد که قصد افزایش فشارها بر ایران را دارد. او تصمیم دارد بخش‌هایی از توافق هسته‌ای را تغییر دهد و به زعم خود اصلاح کند. اگر ایران این اصلاحات را نپذیرد و تحریم‌های تازه‌ای علیه این کشور وضع شود، می‌توان انتظار متشنج شدن رابطه بین ایران و امریکا را داشت و این تشنج رشد قیمت نفت را به همراه می‌آورد.

سالیسبری در پاسخ به این سوال که آیا بازار می‌تواند حذف شدن نفت ایران را تحمل کند، گفت: بعد از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵، ایران صادرات نفت خود را به ۲.۳ میلیون بشکه در روز رسانید. حذف شدن این حجم نفت از بازار به معنای کمبود عرضه و افزایش قیمت است. ‌البته شماری از کشورهای اوپکی و غیر اوپکی می‌توانند تولیدشان را افزایش دهند ولی ‌تا زمانی که بتوانند جایگزین نفت ایران در بازار شوند زمان زیادی صرف خواهد شد.

 

اثرپذیری بازار دلار

دلار امریکا سال‌ها به عنوان واحد پول معتبر در دنیا شناخته می‌شد. واحد پولی که در زمان‌های ‌بحران اقتصادی ‌در هر کشوری به ‌عنوان منبع حفظ ارزش ‌از آن نام برده می‌شد. اما دیگر آن روزهای خوش بازار دلار رنگ باخته است و بازار دلار هر روز بیش از روز قبل تیره و تاریک می‌شود. به خصوص بعد از روی کار آمدن ترامپ در امریکا و مخالفت او با بخش زیادی از پیمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای امریکا، دیگر امریکا نمی‌تواند اقتدار پیشین خود را داشته باشد.

پیش‌بینی‌های ‌اخیر نه‌تنها در امریکا بلکه در تمامی دنیا این است که تا ده سال آینده، دلار دیگر منبع حفظ ارزش در دنیا نخواهد بود. بری ایچن گرین، تحلیل‌گر اقتصادی و پژوهشگر در این مورد می‌گوید: از این پس دلار به عنوان ذخیره ارزی ‌کشورها استفاده نمی‌شود زیرا موقعیت این ارز در ‌بازار بسیار شکننده است. یک دلیل مهم برای شکننده بودن این بازار هم ضعف دیپلماسی در امریکا به خصوص در دوره رئیس جمهوری تازه امریکا است. امریکای امروز مانند امریکای دوره اوباما نمی‌تواند نقش میانجی را در بحران‌های ‌جهانی و منطقه‌ای داشته باشد. امریکای امروز از پیمان پاریس که برای حفاظت از محیط زیست و ممانعت از افزایش دمای زمین بود خارج شده است. امریکای امروز درصدد افزایش فعالیت‌های اکتشافی و استخراجی نفت ‌و خارج کردن بخش‌های بیشتری از امریکا از حوزه مناطق استحفاظی است. امریکای امروز از پیمان‌هایی که دهه‌ها ‌برای به نتیجه رسیدن آنها زمان صرف شده است به راحتی خارج می‌شود و به سادگی در مورد عدم پایبندی دولت کنونی به تعهدات دولت‌های قبلی صحبت می‌کند. در این شرایط می‌توان دریافت که کشوری که تا سال گذشته ابرقدرت اقتصادی ‌و رهبر سیاسی ‌دنیای غرب بوده است، دیگر جایگاه قابل اتکای گذشته را ندارد ‌و این مسئله می‌تواند روی قدرت این کشور در تحلیل ‌بازار تاثیر بگذارد.

 از طرف دیگر تقابل دولت تازه امریکا با دنیا سبب شده است تا کشورهای زیادی در مورد ضرورت استفاده از واحدهای پولی غیر از دلار برای مبادلات نفتی صحبت کنند. کشورهایی از قبیل ایران و روسیه و چین و هند که  ‌ضمن دارا بودن حجم بالایی از ذخایر انرژی در زمره بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان و خریداران نفتی هم محسوب می‌شوند. روسیه در سال‌های گذشته این موضوع را با جدیت پیگیری کرده است ولی باید به این مسئله هم اشاره کرد که این روند تدریجی است و به‌یکباره  ‌نمی‌توان انتظار حذف دلار از تعاملات اقتصادی کشوری مانند روسیه یا هر کشور دیگری را داشت. اما شروع این روند به خودی خود می‌تواند زمینه‌ساز نگرانی فعالان اقتصادی در امریکا باشد.

در صورتی که این کشورها بتوانند مبادلات نفتی خود را با واحدی غیر از دلار انجام دهند یا چین موفق شود تا عربستان را متقاعد کند که نفت را با واحد یوان خریداری کند - تلاشی که اخیرا آغاز کرده است- می‌توان انتظار داشت میزان استفاده از دلار در بازار جهانی کاهش چشمگیری پیدا کند و  ‌ارزش آن رو به کاهش بگذارد.

 جالب این‌جاست که حتی اروپا که سال‌های سال از مهم‌ترین شرکای سیاسی و اقتصادی امریکا بود، هم اخیرا به تاثیر منفی وابستگی اقتصادی دنیا به دلار اذعان کرده است. اروپا در جریان خروج امریکا از ‌توافق هسته‌ای به این مسئله تاکید کرد و حتی به اهمیت کاهش وابستگی به امریکا در مسائل امنیتی هم اشاره کرد. موضوعی که ترامپ و سران امریکا را نگران کرده است.

 

 تاثیرات اقتصادی این سیاست‌ها

حال سوال این‌جاست كه ‌تاثیر این تنش‌هایی که ریشه در سیاست‌های امریکا دارد روی اقتصاد امریکا و دنیا چه خواهد بود؟

 تاثیر این بحران‌ها ‌روی اقتصاد امریکا از جنبه‌های ‌مختلفی قابل بررسی است. اول اینکه در صورت افزایش قیمت نفت در بازار جهانی، امریکا که دیگر واردکننده نفت نیست بلکه به یک صادرکننده نفت تبدیل شده است، منتفع می‌شود. از طرف دیگر هرچه قیمت نفت در بازار جهانی بیشتر باشد، استخراج نفت شیل امریکا از نظر اقتصادی به‌صرفه‌تر می‌شود و این مسئله برای ‌امریکا بسیار مطلوب است. این وضعیت برای دولت فعلی امریکا هم مزیت مهمی است زیرا ترامپ با حمایت شرکت‌های نفتی روی کار آمد و قول داده بود که زیرساخت‌های مورد نیاز این صنعت را توسعه دهد و موانع سرمایه‌گذاری و تولید در صنعت نفت را از میان بردارد. رشد قیمت نفت و افزایش سودآوری این صنعت می‌تواند ‌زمینه را برای افزایش فرصت‌های شغلی در این صنعت فراهم کند و بخشی از مشکل کشور که بیکاری است برطرف شود. رشد درآمد صادراتی هم مزیت دیگری برای اقتصاد امریکا محسوب می‌شود.

اما نکته دیگری ‌وجود دارد ‌و آن تلاش امریکا برای تبدیل شدن به ‌کشور جایگزین ایران ‌برای تامین نفت دنیا است. این کشور هم‌اکنون بالغ بر ۱۱ میلیون بشکه نفت در روز تولید می‌کند که باعث شده است تا امریکا از واردات نفت بی‌نیاز شود و حتی توان صادرات سهمی از تولیدش ‌را هم داشته باشد. کارشناسان حوزه نفت و انرژی بر این باورند كه در صورتی که کشورهای اروپایی با امریکا در زمینه تحریم نفتی ایران همراهی کنند، تنها کشوری که می‌تواند کمبود نفت ایران در بازار جهانی را جبران کند امریکا است زیرا دارای تکنولوژی بالا و حجم بالایی از ذخایر  ‌نفت شیل است. در صورتی که این ‌تحلیل را بپذیریم، متوجه می‌شویم که دلیل جهت‌گیری‌های ‌رئیس جمهوری امریکا باز هم کسب منفعت از طریق تاثیرپذیری بازار نفت است. نفتی که عامل اصلی آغاز جنگ در عراق بود و حتی ترامپ در اولین روزهای ریاست جمهوری‌اش هم در مورد اشتباه امریکا در واگذاری حوزه‌های ‌نفتی به  ‌دولت عراق صحبت کرده بود و حال درصدد است از طریق خارج شدن از توافق هسته‌ای و مانع ایجاد کردن در  ‌مسیر ورود سرمایه‌های ‌خارجی به صنعت نفت و انرژی، به عنوان یک قطب در دنیای نفت دنیا شناخته شود.

 

دو روی یک سکه

بنابراین ‌از این جهت، سیاست‌گذاری‌های ‌ترامپ می‌تواند منافع اقتصادی زیادی ‌برای امریکا داشته باشد ولی از جنبه دیگری هم باید به بررسی مسئله پرداخت. امریکا در صورت از دست دادن وجهه خود به عنوان ابرقدرت اقتصادی و سیاسی در دنیا و کاهش استفاده از دلار در مبادلات بین‌المللی ‌زیان‌های ‌زیادی متحمل می‌شود. کاهش ارزش  ‌دلار در بازار جهانی و کاهش استفاده از دلار در مبادلات باعث کاهش نرخ رشد اقتصادی و کاهش گردش مالی امریکا می‌شود. از طرف دیگر ‌افت ارزش دلار باعث می‌شود تا کالاهای صادراتی ‌امریکا در دنیا گران شود و قدرت خرید این کالاها در بازارهای جهانی از بین برود. این مسئله برای امریکایی که هم‌اکنون بخش زیادی از بازار کالاهای مصرفی را به تولیدکنندگان چینی واگذار کرده است یک مسئله بسیار مهم است.

 تاثیر این سیاست‌ها روی اقتصاد دنیا هم از جنبه‌های ‌مختلفی قابل بررسی است. در درجه اول در صورتی که سیاست‌های امریکا باعث افزایش قیمت نفت شود، کشورهای صنعتی که اغلب واردکننده نفت هستند متضرر می‌شوند و در نتیجه سرعت رشد اقتصادی آنها کم می‌شود و اقتصادشان آسیب می‌بیند. در نتیجه تحریم نفتی ایران و ونزوئلا قیمت نفت در بازار اندکی افزایش پیدا کرد و بسیاری از پیش‌بینی‌ها ‌حکایت از این مسئله دارد که قیمت این منبع انرژی در سال‌های پیش رو با سرعت بالایی رشد خواهد کرد. دلیل این مسئله فشار وارد کردن به دو کشوری است که از اثرگذارترین اعضای سازمان اوپک هستند و در تولید و عرضه نفت به بازار جهانی نقش مهمی ایفا می‌کنند.

از طرف دیگر ‌کاهش اعتبار امریکا و عدم اطمینان به دولت امریکا در مورد پایبندی به توافق‌های ‌جهانی هم تاثیری منفی روی شاخص‌های ‌اقتصادی خواهد داشت زیرا ریسک ‌فعالیت در بازار را بیشتر می‌کند.

کاهش نرخ رشد اقتصادی امریکا و افت نرخ رشد اقتصادی کشورهای مصرف‌کننده نفت در دنیا باعث می‌شود تا  ‌عملکرد اقتصادی دنیا تضعیف شود ‌و این مسئله برای دنیایی که به تازگی از بحران گذر کرده است بسیار جدی  ‌و نگران‌کننده است.

در مورد ایران هم ‌که تاثیر این سیاست‌ها ‌بستگی به جهت‌گیری دیگر کشورها دارد. در صورتی که کشورهای اروپایی با ترامپ در جهت تحریم ایران همراهی کنند، شدت تاثیرگذاری این سیاست‌ها روی بازار نفت، توان صادرات ایران و اقتصاد این کشور بسیار زیاد خواهد بود ولی اگر اروپا با امریکا همراه نشود، تاثیر این بحران روی اقتصاد ایران به کندی و در میان‌مدت ظاهر می‌شود.

در وضعیت فعلی شرایط در بازار انرژی دنیا چندان مطلوب نیست. شوکی که تحریم‌های ‌امریکا به بازار انرژی و اقتصاد ایران وارد کرده است در کنار سیاست‌هایی که می‌تواند زمینه‌ساز بی‌ثباتی و کاهش سطح امنیت در خاورمیانه باشد، بحران بسیار بزرگی را در دنیا به وجود آورده است. بحرانی که نه‌تنها ایران و امریکا بلکه تمامی کشورهای دنیا از آن متضرر می‌شوند. از طرف دیگر امریکا به تحریم نفت و اقتصاد هم اکتفا نکرد و اخیرا خبر از تحریم صادرات محصولات فلزی ایران هم داد. تحریمی که می‌تواند مشکلات اقتصادی بزرگی را برای دنیا ایجاد کند.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر