گزارش میدانی از نگاه مردم ایران به ماجرای توزیع کوپن

غذا با طعم جنگ اقتصادی

تاريخ 1398/05/14 ساعت 12:29

احمد در میدان جمهوری تهران کار می‌‌‌کند؛ کارش این است که در چشم عابران پیاده زل بزند و با صدایی تیز و برنده بگوید: «موتور آقا، موتور؟»

آینده نگر

ناگهان سکوت می‌‌‌کند؛ ابروهایش را در هم می‌‌‌کشد و برگه‌ای تاشده را از جیبش بیرون می‌‌‌آورد. برگه خیس شده است «صبح که آمدم، تنهایی پارکینگ شرکت را شستم، ده بار پله‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ساختمان را بالا و پایین کردم؛ تی کشیدم، سرویس بهداشتی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ را تمیز کردم، به گلدان‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آب دادم، چایی درست کردم، برای مدیران صبحانه حاضر کردم، کارتن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وسایل شرکت را تا طبقه سوم بردم و...» برگه را دو بار تا زده است؛ به آرامی آن را صاف می‌‌‌کند، نفس می‌‌‌گیرد و ادامه می‌‌‌دهد: «هوا خیلی گرم شده برای همین کاغذ در جیبم عرق کرده...»

یونس 65 ساله است؛ 20 سال پیش در یک کارگاه کوچک کفاشی کار می‌‌‌کرد اما وقتی کارگاه به دلیل بدهی سنگین و شرایط نامساعد بازار تولیدات داخلی ورشکست شد، مجبور شد در بخش خدمات یکی از شرکت‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خصوصی در شرق تهران مشغول به کار شود. روی کاغذ چند عدد نوشته شده است که بزرگ‌ترین آنها، حقوق یونس است: «یک میلیون و 612 هزار تومان». کاغذ را بلافاصله تا می‌‌‌کند، در جیب لباسش می‌‌‌گذارد و می‌‌‌گوید: «10 سال است در بخش خدمات اینجا کار می‌‌‌کنم اما حقوقم متناسب با افزایش هزینه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رشد نکرده است.

تمام وقتم در اینجا می‌‌‌گذرد اما درآمدم کفاف هزینه‌هایم را نمی‌دهد. من فقط، ماهی 550 هزار تومان اجاره خانه می‌‌‌دهم. هزینه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورد و خوراک و تحصیل بچه‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و دوا و درمان بماند.» ابروهایش تا چند ثانیه در هم فرو رفته است که ناگهان یاد دوران جنگ می‌‌‌افتد: «آن زمان دولت به مردم کوپن می‌‌‌داد چون مواد غذایی به خاطر جنگ کم شده بود. مردم کلی در صف می‌‌‌ایستادند تا بتوانند کوپن خود را به روغن، قند و برنج تبدیل کنند. به بعضی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کالا می‌‌‌رسید و به بعضی‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هم نمی‌رسید. آن موقع جنگ بود اما الان این‌طور نیست که بخواهند کوپن بدهند.» وزارت صمت اواخر اردیبهشت 98 اعلام کرد هنوز برنامه‌ای برای اجرایی کردن این تصمیم ندارد اما مجلس هنگام تصویب بودجه 98، دولت را موظف کرد 14 میلیارد دلار ارز ترجیحی برای تامین کالاهای اساسی و دارو در نظر بگیرد و از «کوپن الکترونیکی» برای تامین کالاهای اساسی استفاده کند. یونس می‌‌‌گوید اگر مبلغ کوپن به حساب سرپرست خانوار واریز شود و بتوان کالاهای باکیفیت با آن خرید، طرح مناسبی است اما در غیر این صورت خیر. در کنار یونس، همکارش سعید ایستاده است.

حقوق او با کار مشابه، یک میلیون و 500 هزار تومان است. پکی به سیگار می‌‌‌زند و می‌‌‌گوید: «حداقل مبلغ کوپن باید نفری 100 هزار تومن باشد. مثلا من که خانواده‌ام چهار نفره است، حدود 400 هزار تومن نیاز داریم.» یونس از کوره درمی‌رود: «100 هزار تومن؟ با این پول چه چیزی می‌‌‌توانی بخری؟ برنج کیلویی 20 هزار تومن شده، گوشت گوساله کیلویی 100 هزار تومن است، گوجه کیلویی 5500 تومن شده. با 100 هزار تومن چقدر می‌‌‌توانی برنج بخری؟ چند روز برایت می‌‌‌ماند؟» توزیع کوپن هنوز عملی نشده است؛ مهم‌ترین دلیل اجرای این سیاست، کمبود مواد غذایی و حمایت از اقشار ضعیف است اما اکنون چنین شرایطی در اقتصاد ایران حاکم نیست و تنظیم قیمت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و جلوگیری از رشد آنها، دلیل اصلی دولت و مجلس برای توزیع کوپن شده است. نخستین بار که اقتصاد ایران طعم کوپن کالاهای اساسی را چشید در سال 59، هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی بود. اکنون که یک بار دیگر بحث توزیع آن به میان آمده است، مردم بیش از هر چیز دیگری یاد زمان جنگ و صف‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طولانی تهیه کالا با کوپن‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاغذی افتاده‌اند.

احمد در میدان جمهوری تهران کار می‌‌‌کند؛ کارش این است که در چشم عابران پیاده زل بزند و با صدایی تیز و برنده بگوید: «موتور آقا، موتور؟» از ساعت 7 صبح تا 2 بعدازظهر کار می‌‌‌کند و روزانه 70 هزار تومان درآمد دارد؛ یعنی به طور متوسط ماهانه 2 میلیون و 100 هزار تومان به دست می‌‌‌آورد. صدایش با تپ‌تپ اگزوز موتور یکی می‌‌‌شود. «کوپن خوب است، برای تهیه مواد غذایی به آن نیاز داریم اما به شرط اینکه پولش به حساب سرپرست خانوار واریز شود و لازم نباشد برای تهیه کالا هم در صف بایستیم. زمان جنگ که نیست؛ آن موقع صف‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طولانی چندساعته داشتیم. 15 سال بیشتر نداشتم که مادرم کوپن روغن و قند را به من می‌‌‌داد اما بعضی وقت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تمام می‌‌‌شدند و دست خالی برمی‌گشتم.» آفتاب، صاف در پیشانی موتور می‌‌‌تابد و نورش را به چشمان احمد منعکس می‌‌‌کند، دست چپش را از روی فرمان برمی‌دارد، روی پیشانی سایه می‌‌‌کند و ادامه می‌‌‌دهد: «یادم هست بعضی وقت‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در کیسه‌های ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌برنجی که با کوپن می‌‌‌گرفتیم، فضله موش پیدا می‌‌‌شد. برنج‌ها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خارجی بودند و کیفیت نداشتند. اگر قرار باشد الان هم با کوپن، کالای بی‌کیفیت بدهند، فایده‌ای ندارد. نباید بعد از این همه سال، دوباره شرایط مملکت به اینجا کشیده می‌‌‌شد.»


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر