فیل در تاریکی

تاريخ 1398/03/29 ساعت 09:39

تحسین الگوی اسکاندیناوی و نسخه‌پیچی برای تقلید از آن فقط سرگرمی سرِ گل قالیِ برخی اقتصاددانان وطنی نیست. حکایت فیل و اتاق تاریکی است که خیلی‌ها را در دنیا به اشتباه انداخته است(۱). کار به جایی کشید که لارس لاک راسموسن، نخست‌وزیر کنونی دانمارک، سخنرانی‌اش در مدرسه سیاست‌گذاری دانشگاه هاروارد را به این موضوع اختصاص داد و سعی کرد درخصوص آن توضیحاتی ارائه کند.

محمد ماشین‌چیان

تحسین الگوی اسکاندیناوی و نسخه‌پیچی برای تقلید از آن فقط سرگرمی سرِ گل قالیِ برخی اقتصاددانان وطنی نیست. حکایت فیل و اتاق تاریکی است که خیلی‌ها را در دنیا به اشتباه انداخته است(۱). کار به جایی کشید که لارس لاک راسموسن، نخست‌وزیر کنونی دانمارک، سخنرانی‌اش در مدرسه سیاست‌گذاری دانشگاه هاروارد را به این موضوع اختصاص داد و سعی کرد درخصوص آن توضیحاتی ارائه کند.

او گفت: «می‌دانم که بعضی‌ها در آمریکا اقتصاد دانمارک را نوعی اقتصاد سوسیالیستی تلقی می‌کنند. بنابراین لازم می‌دانم که یک نکته را روشن کنم، دانمارک از یک اقتصاد برنامه‌ریزی شده سوسیالیستی فاصله بسیار زیادی دارد. (نظام اقتصادی) دانمارک، اقتصاد بازار است.» موضوع راجع به سایر کشورهای اسکاندیناوی هم همین‌قدر روشن و از افسانه‌سرایی رفقا دور است. در کلیه گزارش‌های آزادی‌اقتصادی، اعم از گزارش موسسه هریتج و گزارش موسسه فریزر و...، سوئد و دانمارک و کانادا و... در صدر جدول آزادی اقتصادی قرار دارند. برخی از کشورهایی که معمولا در مغلطه «سوسیالیسم موفق» از آنها استفاده می‌شود حتی رتبه بالاتری از اقتصاد ایالات متحده کسب کرده‌اند. در همین گزارش‌ها اقتصاد ایران در کنار کره‌شمالی و ونزوئلا و چند کشور مشابه، اسیر یکی از بسته‌ترین و کنترل‌شده‌ترین اقتصادها است.

 

در کشورهای اسکاندیناوی، دولت مالک ابزار تولید نیست. نه فقط کارخانه‌داری و شرکت‌داری نمی‌کند، بلکه دخالتی در برنامه‌ریزی و کنترل بازار ندارد. وضع اقتصادی، حاصل برنامه‌های توسعه و بسته‌های ارائه شده توسط سازمان برنامه و بودجه و سامانه‌های راه‌اندازی شده توسط بانک‌مرکزی نیست، بلکه حاصل نوآوری و رقابت میان کارآفرینان و صنعتگران است. ارزانی و رفاه، حاصل قیمت‌گذاری دستوری و قوت تولید صنایع، نتیجه تعرفه‌های گمرکی بالا و لیست بلندبالای ممنوعیت‌های صادرات و واردات نیست.

 

در این کشورها برای برخی گروه‌ها مالیات‌های بالایی وضع شده که درآمد کلانی نصیب دولت می‌کند. این درآمد کلان صرف ارائه خدمات اجتماعی می‌شود. در این بین نکته مهمی که معمولا مغفول می‌ماند این است که مالیات‌دهندگان دهک‌های پایین‌تر در سوئد به مراتب بیش از مالیات‌دهندگان مشابه در کشورهایی چون آمریکا مالیات می‌پردازند. به‌عبارت دیگر، هزینه خدمات اجتماعی بیش از آنکه از جیب ثروتمندان آمده باشد از جیب طبقه متوسط تامین می‌شود.

 

اما هیچ‌کدام از کشورهای اسکاندیناوی با ارائه خدمات رفاهی کنونی از فقر به‌در نیامده و ثروتمند نشده‌است. برعکس، هزاران سال این کشورها فقیر بوده‌اند و مردمانشان در فلاکت زندگی می‌کردند. مضافا ارائه خدمات رفاهی دولتی تاثیر مثبتی بر رشد اقتصادی این کشورها نداشته و نرخ کارآفرینی و خلق ارزش را در آنها کاهش داده است.