كسب‌وكار و توصيه‌هاي ناوين جين، كارآفرين حوزه اينترنت

10 درسي كه از يك ميلياردر آموختم

تاريخ 1398/02/04 ساعت 12:12

1996 بود كه ناوين شركت اينفواسپيس را با 6 كارمند (كه اغلب از كاركنان سابق مايكروسافت بودند) تاسيس كرد. اين شركت محتوا و خدمات مربوط به سرويس‌هاي راهنماي تلفن، نقشه و اطلاعات بازار بورس را تهيه مي‌كرد و در سال 1998 وارد بازار بورس شد و توانست از طريق فروش سهام 75 ميليون دلار سرمايه جذب كند. با تاسيس اين شركت ارزش دارايي‌هاي‌ ‌‌ناوين جين به 8 ميليارد دلار رسيد.

زهرا چوپانکاره/ آینده نگر

ناوين جين كارآفرين است و در كنارش به عنوان فعال امور بشردوستانه هم شناخته مي‌شود. در اين دهه‌ها كار و فعاليت به عنوان موسس شركت‌هايي از جمله مون اكسپرس، ورلد اينوويشن اينستيتو، آي‌نوم، تلنتوايس و اينفواسپيس شناخته شده است. حوزه فعاليت او هميشه تكنولوژي بوده است، حوزه‌اي كه فعاليت در آن را از دهه 80 ميلادي، در 24 سالگي و با رفتن به سيليكون ولي آغاز كرد. دنياي سيليكون ولي داشت به تصرف استارت‌آپ‌ها درمي‌آمد و ناوين به طور پراكنده شروع به كار براي تعدادي از اين شركت‌هاي تازه‌نفس كرد تا عاقبت در سال 1989 به شركت مايكروسافت پيوست. ناوين يكي از كساني بود كه در آن زمان بر روي توسعه ويندوز 95 كار كرد. او به خاطر نوآوري‌هاي در جريان توسعه ويندوز 95 توانست سه برنامه را به نام خود ثبت كند و در آن ايام در شركت مايكروسافت به عنوان مدير برنامه براي خودش اسم و رسمي به هم بزند. مي‌گويند پس از هشت سال كار در مايكروسافت ناوين به اين نتيجه رسيد كه ديگر كاري براي انجام ندارد و عقيده داشته ديگر تغيير مهمي در شركت بزرگي مانند مايكروسافت رخ نمي‌دهد.

1996 بود كه ناوين شركت اينفواسپيس را با 6 كارمند (كه اغلب از كاركنان سابق مايكروسافت بودند) تاسيس كرد. اين شركت محتوا و خدمات مربوط به سرويس‌هاي راهنماي تلفن، نقشه و اطلاعات بازار بورس را تهيه مي‌كرد و در سال 1998 وارد بازار بورس شد و توانست از طريق فروش سهام 75 ميليون دلار سرمايه جذب كند.  با تاسيس اين شركت ارزش دارايي‌هاي‌ ‌‌ناوين جين به 8 ميليارد دلار رسيد. سال 2000 همراه با تركيدن حباب دات‌كام و سقوط شركت‌هايي كه همه دارايي‌شان را در حوزه اينترنت سرمايه‌گذاري كرده بودند، ارزش سهام شركت او هم سقوط كرد. او پيش از آن مي‌گفت كه ارزش سهام اين شركت روزي از مجموع ارزش شركت‌هاي‌ ‌‌مايكروسافت، اينتل و كاسكو هم فراتر خواهد رفت اما در نهايت خودش هم سهام شركتش را به مبلغي زير قيمت بازار فروخت. اما اين پايان راه او نبود. ناوين شركت‌هاي بعدي را يكي پس از ديگري تاسيس كرد و توانست خودش را در دنياي ميلياردرها نگه دارد و در سال 2010 بود كه با تاسيس مون اكسپرس وارد حوزه توليد قطعات براي فضاپيماها شد. او در اين سال‌ها جوايز متعددي در حوزه كارآفريني و نوآوري را از آن خود كرده است.

جام مقدسي در كار نيست

سيرينيواس رائو، نويسنده و خبرنگار سايت مديوم آمريكاست. او چندي پيش توانست به گفت‌وگو با ناوين جين بنشيند و پس از آن بود كه آنچه را در جريان اين مصاحبه آموخته بود در قالب مطلبي در اين سايت منتشر كرد. در اين مطلب او مي‌‌‌‌‌‌‌‌نويسد كه رسيدن به جايگاه ميلياردري مانند جين امري غريب و ماوراي‌طبيعي نيست و شايد بتوان با دنبال كردن درس‌هاي او اين موفقيت را تكرار كرد. ترجمه اين مطلب را در اين بخش مي‌خوانيد.

هميشه كنجكاو بودم بدانم چه چيزي باعث شاخص بودن ميلياردرها مي‌شود. سال گذشته بود كه يك پروژه احمقانه كتاب‌خواني را شروع كردم و اميد داشتم كه در طول اين پروژه تمامي كتاب‌هايي را كه توسط ميلياردرها نوشته شده بود، يا توسط آنها پيشنهاد داده شده بود يا در مورد آنها نوشته شده بود بخوانم. سردبيرم از من پرسيد كه فكر مي‌كنم با انجام اين پروژه قرار است به چه هدفي برسم كه البته با توجه به پروژه‌اي كه شروع كرده بودم سوال جالبي بود.

يكي دوجين كتاب زندگي‌نامه در مورد كساني مانند جف بزوس، جك ما و موسسان شركت هوم ديپات خواندم. بعد تصميم گرفتم كتاب «آنچه از ابتداي جهان مخفي شده است» را بخوانم، كتابي كه به گفته پيتر تيل (ميلياردر و از موسسان شركت پي‌پال) يكي از كتاب‌هاي تاثيرگذاري بود كه طرز تفكر او را به صورت كلي تغيير دادند. بعد از 80 صفحه ديگر نتوانستم ادامه دهم. اگر يك نصيحت باشد كه بتوانم به كساني كه مي‌خواهند بيشتر بخوانند ارائه دهم، اين است كه اگر از خواندن كتابي لذت نمي‌بريد هيچ اشكالي ندارد كه نخوانده رهايش كنيد.

سرانجام اتفاقي كه بايد افتاد. توانستم وقت مصاحبه با يك ميلياردر بگيرم و حالا كه به عقب نگاه مي‌كنم ناخودآگاه به ياد كتاب «در سوم» نوشته الكس بانايان مي‌افتم كه در آن در مورد بيل گيتس گفته بود: هيچ جام مقدسي در كار نيست.

گفت‌وگوي من با ناوين جين بسيار شبيه به گفت‌وگوي الكس با بيل گيتس بود؛ جام مقدسي براي نوشيدن شراب موفقيت در كار نبود. اما چند نكته در اين گفت‌وگو وجود داشت كه آنها را با من به اشتراك گذاشت.

  1. وقتي از انتظار براي تاييد ديگران دست مي‌كشيد، به جاي اينكه مدام صبر كنيد تا كسي پيدا شود و به شما بگويد مسيري كه انتخاب كرده‌ايد درست است، مي‌توانيد در مسيري كه به آن باور داريد پيش برويد.
  2. موفقيت به ميزان پولي كه در بانك داريد بستگي ندارد. موفقيت يعني باعث بهبود زندگي چند نفر شده‌ايد. موفقيت يعني ساختن ارزش‌هاي شخصي. ارزش شخص شما به اين است كه چه چيزي خلق مي‌كنيد. اگر مالك چيزهاي زيادي باشيد اما چيزي نيافريده باشيد همچنان سربار جامعه به شمار مي‌رويد.
  3. تعريف شكست بسيار ساده است: تسليم شدن. ايده‌اي كه كارتان را بر مبناي آن شروع مي‌كنيد ممكن است بگيرد يا نگيرد. اما شما تنها در صورتي شكست مي‌خوريد كه تسليم شويد. باقي چيزها حكم پله را دارند، پله‌هايي كه مي‌توانند به ايده‌هاي متفاوت و يا بزرگ‌تر از آنچه در سر داريد منتهي شوند.
  4. اولين گام ساختن يك تيم فوق العاده است. وقتي به دنبال دوست مي‌گرديد، در واقع به دنبال كسي هستيد كه دقيقا مثل شما باشد. اما وقتي مي‌خواهيد يك تيم سرمايه‌گذاري كارآفرينانه تشكيل دهيد كساني را لازم داريد كه شبيه شما نباشند چون هدف اصلي جذب كردن مهارت‌هاي مفيد است. اگر شما توانايي تجسم داريد و مي‌دانيد هر چيزي بايد در كجا قرار بگيرد كسي را لازم داريد كه اين موضوع برايش اهميتي نداشته باشد. شما مثل كسي هستيد كه درختان را از سر راه برمي‌دارد و همكارتان بايد بتواند مسئوليت ساختن راه پشت سر شما را بر عهده بگيرد.
  5. بسياري از كارآفرينان نه از گرسنگي بلكه به خاطر خفگي مي‌‌‌‌‌‌‌‌ميرند. اينها كساني هستند كه هميشه تلاش مي‌كنند تا به جاي تمركز بر چند كار مشخص، كارهاي زيادي را هم‌زمان انجام دهند. شما نمي‌توانيد مدام در خط مقدم‌هاي متفاوت بجنگيد، بايد هربار يك مبارزه را ببريد. كارهايي را كه از بقيه مهم‌تر هستند انجام دهيد و تمركزتان را روي آنها بگذاريد.
  6. حل كردن مسئله بزرگ آسان‌تر از حل مسئله كوچك است. حل مشكلات بزرگ همان ميزان تلاش را لازم دارد اما متمركز كردن بهترين استعدادها بر روي حل يك موضوع دشوار راحت‌تر از متمركز كردن آنها براي رفع يك مشكل كوچك است. اگر بدانيد موضوعي كه در پي يافتن راهكاري براي آن هستيد قرار است به ميليون‌ها ‌نفر كمك كند، بنا كردن يك شركت ميليارد دلاري واقعا كار آساني مي‌شود.
  7. كساني كه وقت زيادي صرف فكر كردن در مورد گذشته يا آينده مي‌كنند يعني آدم‌هايي كه يا زيادي عقب‌مانده‌اند يا زيادي پيش‌بيني مي‌كنند. اين يعني از دست دادن بينايي، يعني نديدن آنچه كه درست پيش‌ روي آنهاست. من هيچ‌وقت به هيچ‌چيز به چشم شكست نگاه نكرده‌ام، همه‌چيز حكم فرصت آموختن را دارد. زندگي كارآفرينان مانند ضربان قلب است، تنها راهي كه به شما اطمينان مي‌دهد زنده‌ايد همين بالا و پايين‌شدن‌ها است.
  8. هر مشكلي كه مي‌بينيد واقعا يك فرصت براي كارآفريني است كه مي‌تواند براي حل آن يك كسب‌وكار عالي ايجاد كند.
  9. اگر مي‌خواهيد در چيزي تحول ايجاد كنيد، اگر مي‌خواهيد چيزي را 10 برابر يا 100 برابر بهتر از آن چيزي كنيد كه هست، بايد اساس و بنيان چيزهايي را كه مردم فكر مي‌كنند عادي و طبيعي است به چالش بكشيد. متخصصان يك حوزه اين توانايي را ندارند. اين نوع تفكر برخاسته از كساني است كه از خارج يك صنعت به آن مي‌نگرند و دانش مربوط به ساير حوزه‌ها و صنايع را با خود به همراه مي‌آورند.
  10. آنچه بشر را به پيش مي‌برد، كنجكاوي همراه با خرد است. اگر اين قابليت را از دست بدهيد در واقع تبديل به زامبي مي‌شويد. چه پدر و مادر باشيم، چه معلم وظيفه ما اين نيست كه بچه‌ها ‌را به سمت آب هدايت كنيم و بهشان آب بخورانيم، وظيفه ما اين است كه آنها را تشنه كنيم.

 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر