علیرضا عبدالله‌زاده، فارغ‌التحصیل سیاست‌گذاری عمومی از دانشگاه هاروارد، می‌گوید

فساد در لایه‌های میانی قدرت جدی است

تاريخ 1398/01/27 ساعت 07:09

فساد به شکل‌های متعدد در ایران ظاهر می‌شود؛ دستکاری قیمت، عدم نظارت صحیح و صدور مجوزها. علیرضا عبدالله‌زاده، فارغ‌التحصیل سیاست‌گذاری عمومی از دانشگاه هاروارد، می‌گوید اگر دولت با سیاست‌گذاری بد زمینه فساد را فراهم می‌کند، این مدیران میانی هستند که از چنین فرصت‌هايي بهره می‌گیرند.

گفت وگو از لیلا ابراهیمیان/ آینده نگر

* ریشه فساد از منظر اقتصاد سیاسی در چه‌چيزي است؟

 در ابتدا باید مشخص کنیم فساد چیست و بعد این‌که چطور اتفاق می‌افتد؟ فساد یعنی منابعی که برای کاری اختصاص داده ‌می‌شود، یا به دست یک کارگزار یا عامل اجرایی امانت داده شده است در امری دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد یا به نوعی دیگر نه به نفع عمومی، بلکه به نفع فردی یا گروهی تقسیط می‌شود.

اما باید دید چرا فساد اتفاق می‌افتد؟ در اقتصاد کلاسیک یکی از ریشه های فساد را اختلاف قیمت می‌دانند، وقتی قیمت را کسی دستکاری می‌کند اختلاف قیمت به وجود می‌آید، برای مثال: دولت قیمت سکه را 2 میلیون اعلام می‌کند و بازار 4 میلیون و از این ریشه سلطان سکه بیرون می‌آید. مثلا اختلاف قیمت ارز در سامانه نیما و بازار بین 4-5  تومان تا 12 تومان است.

اما اختلاف قیمت‌ها تنها عامل فساد نیست. فساد انواع مختلفی دارد برای مثال: وقتی فردی مجوز و گواهی‌نامه رانندگی می‌گیرد ما می‌دانیم که این امر قیمتی نیست، اما نوع دیگری از فساد در اینجا خود را نشان می‌دهد. مثلا افراد از طرق گوناگون گواهی‌نامه گرفته‌اند و وارد خیابان‌ها شده‌اند؛ این خود شکل دیگری از فساد است.

 مسئله‌ای که در جامعه ما مهم است، این‌که آدم‌ها چقدر منفعت شخصی‌شان را به منفعت جمعی ترجیح می‌دهند؟ یک جا کارفرما دولت است یک جا مدیر شرکت، کارمند گمرك که کارگزاران گروه‌های مختلفی هستند و این‌ها هم خود نمونه‌ای از فساد هستند.

 ابعاد فساد در جامعه ما بسیار زیاد است، مثلا: پولی برای فقرا قرار است از طریق یک سری دستگاه تخصیص داده شود و توزیع شود اما می‌بینیم نصف آن به دست افراد فقیری که باید برسد نرسیده است یا افرادی که برای دریافت این تسهیلات انتخاب شده‌اند به درستی گزینش نشده بودند. برای مثال: قرار بود بیمه‌ای رایگان برای کارگران ساختمانی مقرر شود اما این بیمه کامل و صحیح رخ نداد و بنگاه‌داران و کارمندان دولت می‌آمدند که بتوانند از این فرصت مجانی استفاده کنند و این ناکارآمدی را شاهد بودیم.

* این ناکارآمدی سیستم است یا نتیجه فساد؟

 ما شاهد بودیم که هیچ کدام از این سیاست‌‌ها به نتیجه نرسیده است. اما اگر برنامه‌ها اصلاح شود با اصلاح این مکانیسم و فرآیندها 30 درصد صرفه‌جویی می‌شود. اگر همین معیار را برای بقیه برنامه‌ها در نظر بگیریم می‌توان گفت حداقل در سال 98 ، 70هزار میلیارد تومان می‌توان صرفه‌جویی کرد و این جدا از مالیات و گمرک است، و در حوزه گمرك ادعا این است که 13 میلیون دلار در گمرک دیده نمی‌شود.

* ریشه این موضوع را در کجا می‌بینید؟

 مهم‌ترین نقش سیاست‌گذار این است که زمینه فساد را فراهم می‌کند، مثلا در  توزیع کالاهای اساسی مثل گوشت بازیگرانی در این میان نقش دارند از جمله: واردکننده گوشت، در اعطای مجوزها، توزیع‌کنندگان، عمده‌فرو‌شان، خرده‌فروش‌شان، مصرف‌کنند‌گان و... در این زنجیره همگی نقش دارند. حال اگر در طراحی برنامه، انتخاب افراد، انگیزه‌ها و ترجیحات بازیگران را به درستی انتخاب و درک نکنید، پس نمی‌توانید محدودیتی بر رفتار آن‌ها بگذارید و زمینه تازه باز می‌شود که مثلا آن‌هایی که در چرخه توزیع قرار دارند نظارت و دقت کافی ندارند. وقتی خبر می‌آید فردی در وزارت صنعت دارد مجوز می‌دهد یا موبایل‌فروش که با ارز دولتی تلفن همراه  خریده و با ارز آزاد آن را می‌فروشد یعنی اگر سیاست‌گذار بدون درک، افراد را انتخاب و عمل کند نتیجه همین وضعیت می‌شود.

اگر سیاست‌گذار درک درستی از مردم، نداشته باشد و بدون این‌که بفهمد مشکل چیست راه‌حلی پیدا کند زمینه را برای انواعی از فساد آماده کرده است که ما در ایران بسیار آن را می‌بینیم.

* به نظر می‌رسد همواره مسئله فساد همراه اقتصاد دولتی تعریف می‌شود و آیا شما این طور فکر می‌کنید و آیا خصوصی‌سازی می‌تواند در این حوزه جلوی فساد را بگیرد؟

 در مورد دولت نظرات مختلفی هست، برخی می‌گویند دولت به چه دردی می‌خورد؟ برخی می‌خواهند دولت را بزرگ‌تر کنند. درست است که دولت مشکلاتش زیاد است، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های زیادی دارد اما شما راهی جز ساختن یک دولت ندارید و مسئولید که اگر می‌خواهید ملتی داشته باشید باید دولتی هم داشته باشید و حتی در آزادترین اقتصادها هم ما هرچقدر سعی کرده‌ایم دولت را به کنار بزنیم یک جاهایی اصلا نمی‌شود آن را دور زد و همه مسائل دولت قابل خصوصی‌سازی نیست. ببینید مثلا شما اعطای گواهی‌نامه رانندگی را چطور می‌خواهید خصوصی کنید؟ یا مجوز ساخت و ساز را؟ بله بانک را می‌توانید خصوصی کنید اما یک سری عملکردها را اصلا نمی‌توان خصوصی کرد. طرفداران دولت حداقلی هم می‌گویند: دولت از حریم خصوصی حفاظت کند و در حریم خصوصی دخالت نکند و برای حفظ حقوق و دارایی مردم تلاش کند، اما همین هم مشکل دارد و زمینه فساد را درست می‌کند چون سیاست‌ها را بد انتخاب می‌کنند. اما برخلاف این‌که افراد فکر می‌کنند مدیران از فرصت فساد استفاده می‌کنند، این  مدیران میانی هستند که از فرصت‌های فساد در سیستم بهره می‌برند.

* نظر شما این است که سیاست‌گذار به دلیل ضعفی که در برنامه‌ریزی دارد زمینه فساد را فراهم می‌کند؛ این فساد از چه نشئت می‌گیرد؟

 دلایلی که باعث می‌شود سیاست‌گذاران سیاست‌های بد را اتخاذ کنند چند دسته است از جمله: سیاست‌گذاران معمولا کوتاه‌مدت را نگاه می‌کنند، دوره خودشان به خصوص بین انتخابات‌ها؛ و سعی نمی‌کنند برنامه بلندمدت یا خلاقیتی داشته باشند، برای همین سعی می‌کنند فقط در دوره خودشان وضعیت را بهتر کنند، مانند فعالیت‌هایی که در دوره آقای احمدی‌نژاد صورت گرفت مثل: برداشت ارز دولتی، اعطای کارت سوخت و...  دولت یازدهم 4 سال قبل منتقد این سیاست‌ها بود اما در زمان فعلی آن را اجرا می‌کند. از دیگر دلایل انتخاب سیاست‌های ناکارآمد، نداشتن آموزش مناسب و استفاده نکردن از تجربیات افراد موفق است. یا دلایل دیگری همانند این‌که افرادی که باید برنامه‌ها را ارائه بدهند کارشناسان میانی هستند، که دو اتفاق می‌افتد: 1- کارشناس، برنامه و حرف خوبی ارائه می‌دهد که گاهی مدیران بالادستی ایده خوب کارشناسان را به دلیل این‌که فرد باسابقه یا سرشناسی نیست نمی‌پذیرند، برخی مواقع هم افرادی که منفعتشان این است برنامه فعلی اجرا شود، بهانه‌تراشی می‌کنند، فشار می‌آورند و نمی‌گذارند ایده‌های جدید جایگزین برنامه‌های قبلی شود.

 اما چرا نمی‌پذیرند پول دلار به دست فرد ایرانی برسد؟ مثلا سر موضوع افزایش قیمت بنزین بحث است، یا آزاد کردن قیمت گوشت که پول آن به دست مردم برسد، من دلار را آزاد می‌کنم، پول آن را به مردم می‌دهم و مشخص می‌کنم که  هر ایرانی 100 دلار دارد که معادل این 100 دلار به او پول منتقل می‌کنم و اگر سال بعد قیمت دلار افزایش یافت مابه‌التفاوت قیمت را به او بپردازم تا این اختلاف قیمت جبران شود و این بهتر به آدم‌ها می‌رسد چون هدف ما رساندن گوشت است. اما یک عده با این موضوع مخالف‌اند اما چرا؟ باید پذیرفت که مردم خودشان خیلی بهتر این کار را انجام می‌دهند، ما پول را به مردم منتقل کنیم اما اختلاف قیمت نباشد که مثلا قیمت گوشت يك جا 110 هزار تومان باشد و یک جا 40 هزار تومان باشد.

* شما کم شدن اختیارات دولت و خصوصی‌سازی را تنها راه‌‌حل نمی‌دانید؟

ما دیدیم بازار  مکانیزم‌های خاص خود را دارد و دولت هر موقع سعی کرد بازار را با شیوه‌های خودش دستکاری کند وضعیت بدتر شد. اما اگر حتی می‌خواهید فقر را هم کمتر کنید متناسب با نیاز خانوار این‌کار را بکنید. می‌دانم که خیلی‌ها با یارانه نقدی مشکل دارند اما دیدید که فساد یارانه نقدی خیلی کمتر از یارانه گوشت و بنزین است چون حداقل در حالت نقدی به دست افراد می‌رسید.

* شما خودتان راهکار را در چه می‌دانید؟

1- این‌که ما چرخ را از نو اختراع نکنیم، بازار یک مکانیسم خوب است. باید توجه کرد که از ابزارهای دیگری جز دخالت در بازار هم می‌شود به افراد ثروت منتقل کرد.

2- شفافیت واژه زیبایی است اما فساد در لایه‌های میانی قدرت بسیار جدی است و باید به جایی برسد که از میان برود؛ برای مثال: گمرک در حالت فعلی فرصت کمتری به کارگزار و واردکننده می‌دهد که وارد بازی دائمی شوند. الان حداقل این موازنه‌ها برداشته شده است. یا در زمان ثبت‌نام‌ها به جای این‌که با کارگزار محلی افراد صحبت کند، در سایت ثبت‌نام می‌کند و ارتباط مستقیم کارگزار و مردم حذف می‌شود و این اطلاعات دیگر هزینه زیادی نداشت و کارگزار به خاطر یک امضا از افراد درخواست‌های متفاوتی نمی‌تواند بکند.

3- دولت الکترونیک واقعی ارتباط‌های غیرضروری را به شدت کم می‌کند و یکی از ابزارهای کاهش فساد است. از آنجایی که فساد در لایه‌های میانی زیاد است، نه صرفا مدیران بالادستی، تعدد مدیران میانی زیاد هم هست اگر رفتار این مدیران قابل ردیابی باشد بهتر است.

 


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر