لارنس کلاین، مردی که اقتصاد کینزی را جاودانه کرد

استفاده از گذشته برای پیش‌بینی آینده

تاريخ 1397/05/01 ساعت 08:33

ویژگی اصلی که کلاین را از بسیاری اقتصاددانان هم‌تراز خود جدا می‌کرد، تجربه‌گرا بودن او بود. تجربه‌گرایی در اقتصاد به زبان ساده یعنی اینکه مبنای سیستمی که می‌سازید واقعیات تجربی باشد. نقطه مقابل تجربه‌گرایی در اقتصاد، نوعی دیدگاه نظری است که مبنای خود را بر اصول عقلی می‌چیند.

نسیم بنایی/آینده نگر

سال 1980 بود که نوبل اقتصاد را با این توضیح دریافت کرد: «به خاطر ایجاد مدل‌های اقتصادسنجی و کاربرد آنها در تحلیل نوسانات و سیاست‌های اقتصادی.» صحبت از لارنس کلاین است و «ایجاد مدل‌های اقتصادسنجی» به 40سال پیش از دریافت جایزه نوبل برمی‌گردد.

کلاین جوان به شیکاگو رفته بود تا در «کمیسیون تحقیقات اقتصادی کولِس» مدلی طراحی کند. این مدل در راستای پیش‌بینی توسعه نواسانات کسب‌وکار و مطالعه آثار سیاست‌گذاری‌های اقتصادی- سیاسی حکومت استفاده می‌شد. این دوران هم‌زمان بود با جنگ دوم جهانی. کلاین پس از این جنگ از مدلش برای یک پیش‌بینی عجیب استفاده کرد. اندیشه غالب در آن زمان بر این نظر بود که با بازگشتن سربازان امریکایی از جنگ، رکود پدید می‌آید، اما کلاین به درستی پیش‌بینی کرد که این مرحله همراه با بهبود و افزایش تقاضا مواجه خواهد بود. همین مراحل در مورد جنگ کُره که در سال‌های ابتدایی دهه 50 به وقوع پیوست هم اتفاق افتاد.

این آغاز راه اقتصاددانی بود که در همان سال‌ها عضویت در حزب کمونیست را هم از سر گذرانده بود و به زودی به سمت اولین گام بسیار برجسته‌اش حرکت می‌کرد. کلاین که دیگر استاد دانشگاه میشیگان بود، در سال 1955 همراه با دانشجوی دکتری‌اش، آرتور گُلدبرگر مدلی را در حیطه اقتصاد کلان ارائه داد که با نام مدل کلاین-گُلدبرگر معروف شد.

مدل کلاین-گلدبرگر مبتنی بر نظریه اقتصاد کلان کینزی بود و عملکرد اقتصادی امریکا را توصیف می‌کرد. این توصیف به لحاظ تکنیکی با مدل‌های خاص آماری انجام می‌شد که «معادلات توامان» نامیده می‌شوند. در این مدل از 20 معادله توامان و داده‌های سری زمانی از سال‌ 1929 تا 1952، استفاده شد. این مدل سنگ ‌بنای مسیری شد که در سال‌های بعدی به مدل‌هایی بسیار پیچیده‌تر مانند مدل وارتون و مدل بروکینگز رسید.

مدل کلاین-گلدبرگر در سال 1959 با یک کامپیوتر آی‌بی‌ام 650 در دانشگاه برکلی تست شد. در این تست مشخص شد که زمانی که به این مدل ریاضیاتی شوک وارد می‌شود دقیقا همان نوساناتی را از خود بروز می‌دهد که در چرخه‌های کسب‌وکاری امریکا تا آن زمان مشاهده شده بود.

بزرگ‌ترین رقیب میلتون فریدمن

ویژگی اصلی که کلاین را از بسیاری اقتصاددانان هم‌تراز خود جدا می‌کرد، تجربه‌گرا بودن او بود. تجربه‌گرایی در اقتصاد به زبان ساده یعنی اینکه مبنای سیستمی که می‌سازید واقعیات تجربی باشد. نقطه مقابل تجربه‌گرایی در اقتصاد، نوعی دیدگاه نظری است که مبنای خود را بر اصول عقلی می‌چیند.

مثال بسیار معروف برای اقتصادی که پایه عقلی دارد، نظریات میلتون فریدمن است. فریدمن در کتاب «روش‌شناسی اقتصاد پوزیتیو» به صراحت این‌طور ادعا می‌کند که به هیچ‌وجه لازم نیست فرضیات اقتصادی مبتنی بر واقعیات تجربی باشند. مثالی ساده از این نوع نگاه ریاضیات ساده است. اینکه عدد 1 بزرگ‌تر از صفر است، چیزی نیست که در واقعیات تجربی با دست قابل نمایش دادن باشد، بلکه اصلی عقلانی است.

اقتصاد تجربه‌گرا در نقطه مقابل بر آمار استوار است. فرض کنید ما ده بار مشاهده کرده باشیم که با باریدن باران، زمین خیس شده. اگر از این مشاهده تجربی خود نتیجه بگیریم که «باریدن باران موجب خیسی زمین می‌شود» و در نهایت تجویز کنیم که «اگر دیدید باران می‌بارد، منتظر خیس شدن زمین باشید»، آن‌گاه توانسته‌ایم بر اساس داده‌های تجربی به گزاره‌ای برسیم که قدرت پیش‌بینی آینده را هم به ما می‌دهد.

کلاین این داده‌های تجربی را در کتاب‌های اولیه خود نظیر «نوسانات اقتصادی در ایالات متحده، 1941-1921» آورده است. این کتاب در سال 1950 چاپ شد و همان‌طور که پیش‌تر گفتیم عمده سه دهه آینده زندگی کلاین صرف تولید مدل‌هایی برای پیش‌بینی اقتصادی، مبتنی بر داده‌های تجربی شد که در نهایت گزارش مبسوط این فرایند را می‌توانید در کتاب‌هایی نظیر «مقدمه‌ای بر پیش‌بینی اقتصادسنجی و مدل‌های پیش‌بینی» و «مدل‌های اقتصادسنجی به عنوان راهنمایی برای تصمیم‌گیری» ردگیری کنید که به ترتیب در سال‌های 1980 و 1981 منتشر شدند.

امروزه علم اقتصاد جریان اصلی که در عمده دانشگاه‌های جهان به عنوان پایه تدریس می‌شود، متشکل از دو پایه است: اقتصاد کلانِ کینزی و اقتصاد خُرد نئوکلاسیک. رویکرد تجربی و ایجاد مدل‌های محاسباتی برای پیش‌بینی و تحلیل، در اقتصاد کلان کینزی کاملا مدیون کلاین است و به همین دلیل است که جایزه نوبل او این ضمیمه را هم با خود داشت: «حتی اگر نگوییم هیچ، محققان کمی در زمینه تجربی علم اقتصاد وجود دارند که پیروانی به پرشماری پیروان لارنس کلاین و تاثیری به بزرگی او داشته باشند.»

لارنس کلاین

لارنس رابرت کلاین دو سال پس از اتمام جنگ جهانی اول یعنی در چهارم سپتامبر 1920 در ایالت مرکزی نبراسکا و شهر اُماها به دنیا آمد. تحصیلات اولیه خود را در کالج شهر لس‌آنجلس و دانشگاه برکلی کالیفرنیا در زمینه‌های علم حساب و اقتصاد به پایان رساند. در این سال‌ها او کار خود را بر روی صورت‌بندی مدل‌های محاسباتی آغاز کرده بود. کلاین نهایتا در سال 1944 زیر نظر مردی از پایان‌نامه دکتری خود دفاع کرد، که بعدها بدل به یکی از معروف‌ترین اقتصاددانان تاریخ امریکا شد. آن مرد پل ساموئلسون بود که آن‌ سال‌ها به تازگی استاد دانشگاه ام‌آی‌تی شده بود و کلاین اولین دانشجوی دکتری‌اش بود. در اواسط دهه 50 که مک‌کارتیسم بسیاری از افرادی را که سابقه کمونیستی در امریکا داشتند مورد فشار قرار داد، کلاین را مجبور کرد که برای دوره‌ای 4 ساله به انگلستان و دانشگاه آکسفورد برود. دلیل اصلی این فشار، عضویت کلاین در حزب کمونیست در سال‌های جوانی‌اش بود. او نهایتا در اکتبر 2013 در حومه بسیار لوکس گِلَدوین ایالت پنسیلوانیا درگذشت.


 عضو کانال اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران در تلگرام شوید

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر