در دوسویه جدال سنت و مدرنیته

عقب نشینی نکنیم

تاريخ 1396/08/23 ساعت 15:10

معمولاً زنان از امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند و نیروی کار موقت، یا پاره‌وقت و فاقد بیمه و مزایای شغلی را شکل می‌دهند. سقف شیشه‌ای برای مانع‌شدن از رشد زنان در سلسله‌مراتب پیشرفت شغلی و نیل ایشان به مسئولیت‌های اجرایی و مدیریتی نیز همچنان محکم برجا و برقرار است.

زهرا افشاری استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه الزهرا/منبع:آینده نگر

زنان نیمی از جمعیت جامعه ایران هستند؛ مسلماً نادیده گرفتن این نیمه در هر زمینه‌ای به این منجر می‌شود که از توان بالقوه یک جامعه استفاده کافی نبریم. باید از نیروی بالقوه انسانی، نیروی زنان و مردان در فرآیند توسعه متوازن بهره ببریم. این یادداشت را با چند پرسش به‌پیش می‌بریم: چگونه می‌توان گفت که مشارکت زنان در فرآیند توسعه متوازن کارا است یا نه؟ آیا این وضعیت در حد بهینه است یا نه؟ در طول تاریخ، زنان همواره در مشارکت توسعه جوامع نقش فعالی داشته‌اند. این از داخل اقتصاد خانواده، تولید خانگی در سطح خرد شروع می‌شد تا به تربیت نیروی انسانی برای آینده جامعه می‌رسید. این نقش بسیار بااهمیت بود. اما در دوره جدید زنان در کنار نقش سنتی خود به نقش دیگری هم می‌پردازند. امروزه سبک زندگی و سبک اشتغال متفاوت شده است. اگرچه عده‌ای می‌خواهند زنان در همان نقش سنتی خود باقی بمانند، ولی این نقش‌آفرینی مدرن هیچ منافاتی با نقش اصلی زنان ندارد. پیشرفت دانش و فنون در دوره جدید باعث شده که کار زنان در خانه یا تولید خانگی به خارج از فضای خانه منتقل‌شده است. پیشرفت تکنولوژی از سویی سبب شده که مسئولیت زنان در خانه کمتر شود و از سویی به لحاظ سطح دسترسی به تحصیلات و دانش، زنان با مهارت بالاتری آشنا شده‌اند؛ همچنین با توجه به سیاست کنترل جمعیتی و کاهش تعداد فرزندان، خانواده‌ها هسته‌ای و محدود شده است. زنان امروز ما نسبت به مشارکت فعال گذشته در دوره مدرن به عقب رانده‌شده‌اند؛ شاید مشارکت زنان در گذشته بیشتر از امروز ایران بوده است.

درواقع الان هیچ کشوری نمی‌تواند به مسیر توسعه متوازن برسد، مگر اینکه از همه نیروهای بالقوه خود بهره بگیرد. دنیا از زمان جنگ جهانی دوم این شیوه را شروع کرده است. زنان در گذشته از ساعت بیشتری در تولید و اقتصاد بهره می‌گرفتند، ولی با تغییر سبک زندگی، بخش زیادی از سرمایه زمان زنان بدون استفاده مانده است. از طرفی واقعاً آمار بیکاری در میان زنان بسیار بالاست. الان نرخ مشارکت زنان در حوزه‌های متعدد خیلی پایین‌تر از سطح دانش و تحصیلات آنهاست. زنان در مشارکت اقتصادی، سهم کمتری دارند و این نسبت در حوزه مدیریت بالا به گفته آمارهای رسمی حدود 6 درصد است. این مشارکت پایین به بهانه‌های مختلف توجیه می‌شود.

زن ایرانی مدرن، همچون زنان بسیاری جوامع دیگر در دنیای حاضر، دائم و هم‌زمان در چند جبهه که خودش، آگاهانه، در مقابل خویش گشوده است در تلاش بی‌وقفه و شاید بتوان گفت مبارزه‌ای خستگی‌ناپذیر با موانع پیش رویش است. در تلاش برای اینکه از قالب‌ها، یا کلیشه‌های تحمیلی برای ایفای نقش در عرصه‌های خصوصی و عمومی فراتر رود. در این مسیر، ابتدا باید خودش به این باور رسیده باشد که انتظار از او خیلی بیش از انتظاری است که از مادرش و مادربزرگش می‌رفته است. غایت زنان نسل‌های قبل غالباً این بود که نقش‌های همسری و مادری خود را به‌خوبی ایفا کنند، اما زنان امروز می‌دانند که گذشته از ایفای نقش‌های سنتی خود، همچنین می‌توانند افق‌های جدیدی را بگشایند، مسیرهای جدیدی را بپیمایند، و آرزوهای جدیدی را که خودشان برای خودشان ترسیم می‌کنند، علی‌رغم انواع موانع فرهنگی و حقوقی و سیاسی دنبال و محقق کنند.

واقعیت این است که در شرایطی که زنان به باور درونی برای توسعه جایگاه اقتصادی، اجتماعی خود نایل می‌شوند، به هنجارشکنی در یک جامعه سنتی اقدام می‌کنند و در تلاش‌اند تا سدهای مقابلشان را بشکنند. باید اجازه دهند این کلیشه‌ها شکسته شود؛ زنان باید در عرصه عمومی ظاهر شوند. اگرچه هنوز این‌گونه است که اگر زنان در عرصه عمومی نیز ظاهر بشوند، عمدتاً به فعالیت‌هایی می‌توانند بپردازند که همان خدمات مرسوم و مألوف زنانه را این‌بار در فضای عمومی تداوم می‌بخشند نظیر معلمی، پرستاری، امور خیریه و نظایر آن. می‌دانیم که زنان امروز، برای اینکه با این نگاه‌های محدودکننده تحقق موجودیت انسانی‌شان مواجهه و مقابله‌ای داشته باشند، در اولین قدم، متوسل به مهم‌ترین ابزار در دسترسشان، یعنی آموزش و ادامه تحصیلاتشان شده‌اند که آمارها حکایت از این دارد که این عرصه‌ها را به‌خوبی گشوده‌اند، هرچند هنوز نسبت متعادلی را میان دستاوردهای عرصه تحصیلی‌شان و حضور فعالشان در بازار رسمی اشتغال ایران شاهد نیستیم و موانع فرهنگی و قانونی همچنان در کارند تا حضورشان در رده‌های پایین شغلی، در نقش‌های شغلی به‌اصطلاح «زنانه» و در نقش‌های خدماتی متمرکز بماند. زنانی هم که از عرصه خصوصی خانه و خانواده فراتر عمل می‌کنند و به فعالیت شغلی می‌پردازند، عملاً با دو کارفرما درون خانه و بیرون خانه مواجه‌اند که از ایشان خدمت‌رسانی را در عالی‌ترین شکل آن می‌طلبند بدون اینکه از فشار مضاعفی که زنان متحمل می‌شوند آگاه باشند یا بدان توجهی داشته باشند. مضاف بر اینکه معمولاً زنان از امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند و نیروی کار موقت، یا پاره‌وقت و فاقد بیمه و مزایای شغلی را شکل می‌دهند. سقف شیشه‌ای برای مانع‌شدن از رشد زنان در سلسله‌مراتب پیشرفت شغلی و نیل ایشان به مسئولیت‌های اجرایی و مدیریتی نیز همچنان محکم برجا و برقرار است.

در تحولات اخیر در صحنه سیاست ایران نیز همچنان زنان توانمند این سرزمین با درهای بسته روبه‌رو شدند و همه را با این شگفتی روبه‌رو کردند. برخی، با نگاه تنگ‌نظرانه، سخن از ناتوانمندی زنان ایرانی در سطوح وزارت می‌رانند. یا اینکه می‌گویند زنان از تجربیات مدیریتی کمتری در ایران برخوردارند به دلیل اینکه عرصه تجربه‌اندوزی مشابه آنچه برای مردان میسر است، برایشان فراهم نشده است. راه چاره این نیست که زنان را همچنان از عرصه‌های تجربه‌اندوزی محروم بدارند، بلکه ضرورت دارد همان عرصه آزمون‌وخطا را که مردان همواره از آن بهره‌مندند برایشان تأمین کرد و فرصتی فراهم آورد تا شاید همان ویژگی‌های زنانه، این بار در کسوت مسئولیت‌پذیری‌شان در قبال جامعه و نه‌فقط خانواده، به بوته آزمایش گذاشته شود تا خلاقیت‌ها و اندیشه‌ورزی و نوآوری‌های حاصله زمینه حضور و شکوفایی بیابد. زنان، برای نقش‌های سنتی خویش ارج‌وقرب قایل‌اند، اما همان‌گونه که مردان خود را محدود به ایفای نقش فرزندپروری نمی‌شناسند، بلکه از استعدادهای خود در عرصه‌های متفاوت و متنوعی بهره‌برداری می‌کنند، زنان نیز به‌عنوان تشکیل‌دهنده نیمی از جمعیت و گروه‌های فعال اقتصادی چشم امید به تدبیر دولتمردان امروز ایران دارند که جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ این کشور را از حضور فعال و ثمربخش نیمی از نیروی انسانی مولد توسعه محروم نکنند. تنها در شرایط تسهیل و جلب مشارکت بهترین استعدادها اعم از زن و مرد در این کشور، شایسته‌سالاری می‌تواند محقق شود.


[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر