حسین راغفربه تشریح ضرورت جوان‌گرایی در اقتصاد پرداخت

رمزگشایی از فرار سرمایه انسانی

تاريخ 1396/08/22 ساعت 08:00

چرا باید به جوانان اعتماد کنیم؟ حسین راغفر، اقتصاددان در این‌باره بر این باور است که کمبود مدیران جوان در اقتصاد همیشه احساس می‌شود. او می‌گوید که همیشه فضا برای قشری خاص مهیا بوده تا بتوانند در پست‌های مدیریتی فعالیت کنند. این در حالی است که بخش وسیعی از سرمایه‌های انسانی کشور هرساله به خارج مهاجرت می‌کنند و ایران از حضور آنها بهره‌مند نمی‌شود. در ادامه مشروح گفت‌وگوی آینده‌نگر با راغفر را می‌خوانید.

منبع:آینده نگر

 یکی از مواردی که همواره به عنوان مطالبه مهم از سوی جامعه مطرح شده، استفاده از نیروهای جوان برای مدیریت در بخش‌های مختلف از جمله اقتصاد است به عقیده شما آیا چنین مطالبه‌ای می‌تواند به عنوان یک مطالبه منطقی مطرح شود؟ آیا واقعا اقتصاد ما به نیروهای جوان نیاز دارد؟

معتقدم پاسخ این سؤال بسیار روشن است؛ قطعا نیاز به وجود جوانان در بدنه مدیریت و اقتصاد همیشه احساس می‌شود. در همه‌جای دنیا نیروهای جوان در تمامی بخش‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و به آنها نیاز دارند؛ چراکه در سال‌های اخیر به دلیل تحولات تکنولوژیک و آشنایی نیروهای جوان‌تر با اقتصاد دانش‌بنیان و توجه به امنیت آن، امروز این نیاز به یک الزام تبدیل شده‌است. ضمن اینکه باید توجه کرد یکی از ویژگی‌های جوانان ریسک‌پذیری آنها نسبت به افراد باتجربه و مسن است؛ البته جامعه ما به‌خصوص مسئولان به شدت محافظه‌کار هستند. بخشی از این چرخه به دلیل فرآیندهای آموزشی ماست که افراد را بسیار محافظه‌کار بار می‌آورد. مسئولان ما جرئت تصمیم‌گیری‌های جدی و ریشه‌ای ندارند. به‌خصوص در سال‌های اخیر با یک محافظه‌کاری فوق‌العاده مواجه هستیم. باوجود اینکه همه به بودن بحران‌های متعدد اذعان دارند، اما هیچ اقدام عملی مشخصی از سوی نظام تصمیم‌گیری نشده‌است، برای مثال وقتی که همه به بحران آب اذعان دارند، چه اقدام جدی‌ای برای حل این مسئله صورت گرفته‌است؟ نکته دیگری که درباره افراد (مدیران) سالمند وجود دارد این است که آنها نسبت به باورهای خود بسیار راسخ هستند و به افکار عمومی و دیدگاه‌های مختلف توجه ندارند؛ در‌حالی که افراد جوان‌تر کمتر به این درجه از جمود رسیده‌اند تا فکر کنند هرآنچه خود می‌پندارند، درست است. با مجموع این عوامل واقعا نیاز داریم که نسل جدیدی از مسئولان و سیاستمداران بر سر کار بیایند؛ البته نیروهای جوان نیز به تجربه نیروهای جا‌افتاده‌تر نیاز دارند و می‌توانند در بخشی از کار از نیروهای سالمند به عنوان مشاور استفاده کنند. با وجود این، تصور و انتظار از دولت در شرایط کنونی این بود که اقدامات جدی‌تری را برای تغییر کابینه در پیش بگیرد که متاسفانه انجام نشد.

با تمام تاکیدات و ضرورت‌هایی که برای حضور مدیران جوان در اقتصاد وجود دارد، به نظر می‌رسد که نیروهای جوان برای کارایی بیشتر تربیت نشده‌اند. نظر شما در این‌باره چیست؟ آیا توانسته‌ایم در این زمینه اقدامات اساسی و زیرساختی انجام دهیم؟

همان‌طور که در ابتدا نیز اشاره کردم، یکی از مشکلات اساسی نظام تصمیم‌گیری و اصولا نظام آموزشی ما از دبستان به بالاتر این است که افراد را مهیای حل مسائل نمی‌کند؛ به همین دلیل افراد اصلا جرئت حل مسئله ندارند و بیشتر در قالب‌های تقلیدی و منتظر دستور از بالا برای چگونگی  انجام کارها هستند. بیشتر کارها این‌گونه انجام می‌شود. فکر می‌کنم این یک ضعف بسیار اساسی است که سبب شده نظام تصمیم‌گیری ما بیش از اندازه محافظه‌کار باشد. در حال حاضر در بحران‌های خانمان‌براندازی مثل آب و یا مسائل نظام بانکی که با آن مواجه هستیم و تصمیمات دیگر وقتی همه به یک معنا بر سر آنها برای اجرا به اجماع می‌رسند، قدرت تصمیم‌گیری وجود ندارد؛ البته بخش قابل توجهی از این مسائل به فرآیندهای آموزشی و تربیتی ما و تکبری که مسئولان کشور را فراگرفته برمی‌گردد؛ چون اصلا به مشورت باور ندارند و خود را عقل کل می‌دانند. اینها از جمله مسائلی است که در شرایط کنونی نظام اقتصادی ما با آنها مواجه است؛ ازاین‌رو نظام تصمیم‌گیری مسئول بسیاری از نابسامانی‌های کنونی است. این درحالی است که مسئولان به کاستی‌های این نظام تصمیم‌گیری و وجود فساد در این موارد اذعان دارند؛ اما هیچ برخوردی با آن نمی‌شود. این مسئله نه‌تنها درباره قوه مجریه، بلکه درباره قوه مقننه هم وجود دارد که نمی‌توانند تصمیمات قاطع برای حل مسائل کشور بگیرند. قوه مقننه به جهت محافظه‌کاری‌ای که وجود دارد، همواره چشمش به کانون‌های قدرت است. درمورد قوه قضاییه هم به همین ترتیب است و ما شاهد هستیم که نابسامانی‌های عجیبی در کشور وجود دارد. این مشکلات از جای دیگری نیامده‌است و نظام تصمیم‌گیری این مشکلات را ایجاد کرده‌است و متاسفانه جرئت پذیرش مسئولیت‌ها را ندارد و قادر به تصمیم‌گیری نیست؛ البته باید بخشی را در فساد حاکم بر نظام تصمیم‌گیری جست‌وجو کرد. گروه‌های بزرگی از مسئولان عالی‌رتبه، ثروت‌های بزرگی از روابط شخصی و نه از راه خلاقیت و نوآوری به دست آورده‌اند؛ بنابراین برای حفظ این منافع بادآورده و در بسیاری موارد به نا‌حق محافظه‌کار هستند و این باعث شده که حاضر به اتخاذ تصمیماتی نباشند که در سیستم تغییر ایجاد می‌کند.

با توجه به صحبت‌های شما آیا درست است که سیستم مدیریتی را به دست جوان‌هایی بسپاریم که آموزش خاصی ندیده‌اند؟ اگر این‌گونه نیست، پس چگونه می‌توانیم شعار جوان‌گرایی بدهیم؟

البته محافظه‌کاری این مشکل را دامن زده و تشدید کرده‌است؛ ولی بالاخره این کار باید از یک جایی شروع شود. نظام کنونی کشور قادر به حل این مسائل نیست. قطعاً جوان‌گرایی یکی از ویژگی‌هایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد؛ اما مسئله تنها با جوان‌گرایی حل نمی‌شود؛ بلکه بستگی دارد به اینکه با کدام جوان‌ها باید این شعارها عملیاتی شود. اگر جوان‌هایی باشند که از خانواده مقامات و مسئولان هستند و فقط به این ظرفیت نگاه کنیم، قطعا وضع می‌تواند بدتر هم بشود که در حال حاضر وضع بدتر هم شده است. اما این ظرفیت در کشور وجود دارد، ما 4میلیون و 300هزار دانشجو داریم؛ یعنی سالی حدود یک‌میلیون نفر دانش‌آموخته از دانشگاه‌ها داریم و در میان این تعداد، اگر به 5 درصد بالا هم توجه کنیم،  می‌شود حدود 50هزار نفر در سال. اینها نخبگان جامعه هستند و با کمال تاسف بخش قابل توجهی از کشور خارج می‌شوند در حالی که می‌توانستند در خدمت نظام تصمیم‌گیری کشور قرار بگیرند. اینها ظرفیت‌های یادگیری و نوآوری و خلاقیت‌های بسیاری دارند، منتها نادیده گرفته ‌شده‌اند و این جنایتی است که بر کشور روا شده‌است. متاسفانه هیچ‌کس هم به این مشکل عظیم کشور یعنی فرار مغزها و خالی شدن جامعه از ظرفیت‌های خلاق و نوآور توجهی ندارد. در چنین شرایطی چگونه می‌توان انتظار داشت وضعیت بهبود پیدا کند؟ معتقدم یکی از ویژگی‌های محافظه‌کاری در همین نظام تصمیم‌گیری و یکی از بحران‌های اصلی که کشور سال‌هاست با آن مواجه است، همین فرار مغزهاست؛ چون هیچ‌کس در این نظام تصمیم‌گیری جرئت پیداکردن راه‌حل‌های اساسی برای آن نداشته‌است. اولاً در بسیاری  از مواقع صورت مسئله را پاک می‌کنند و اگر گروهی به این مسائل بپردازند، صدا و رأی و نظرشان برای پیداکردن راه‌حل‌های ریشه‌ای انعکاس پیدا نمی‌کند. قطعا جوانانی که در این کشور تربیت می‌شوند، به کشور اعتقاد دارند و به ارزش‌های جامعه پایبند هستند، زمانی که نادیده گرفته می‌شوند و فرصت‌های اشتغال از آنها دریغ می‌شود، مهاجرت را ترجیح می‌دهند. به دلیل رانت در تصمیم‌گیری‌های اساسی که گروه‌های خاصی را در نظر می‌گیرد، تنها همان گروه‌های خاص می‌توانند مسئولیت‌ها را برعهده بگیرند. اکنون شاهد فسادهای دیگری از طریق همین گروه‌ها در نظام تصمیم‌گیری کشور هستیم؛ می‌بینیم که نظام تصمیم‌گیری تا چه اندازه از حل مسائل کشور ناتوان است. توجه به جوانان و ظرفیت‌های آنها قطعا یکی از راه‌های برون‌رفت از مشکلات کنونی کشور است. ما باید نه‌تنها نخبگانی را که در نظام آموزش عالی تربیت می‌شوند، جذب تصمیم‌گیری‌های عمومی و نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی در کشور کنیم، بلکه باید زمینه‌ را برای بازگشت سرمایه‌های عظیمی فراهم کنیم که از کشور مهاجرت کرده‌اند. در بین آنها خیل جوانانی وجود دارد که می‌توانند به حل بسیاری از معضلات کنونی کشور کمک کنند. منتها قوای تصمیم‌گیرنده در کشور ما به این ظرفیت باور ندارد.

در هر دوره‌ای که مدیر یا وزیری از جوانان انتخاب شده، موضع‌گیری‌های خیلی شدید قوای مختلف علیه آنها شکل گرفته‌است. آیا نظام سیاسی ایران اجازه جوان‌پروری نمی‌دهد یا اینکه هنوز برای خود ما نهادینه نشده‌است که جوان‌ها می‌توانند از پس کارهای اجرایی بربیایند؟

به نظر من هر دو دیدگاه وجود دارد؛ یعنی هم نظام تصمیم‌گیری به جوان‌گرایی باور ندارد و هم عموم جامعه؛ البته اگر نظام تصمیم‌گیری ما باور داشته‌باشد که جوان‌ها می‌توانند و این اقدامات کمک می‌کند که آنها حضور پیدا کنند، شرایط بهتر می‌شود و در جامعه نیز جوانان پذیرفته می‌شوند. برای مثال نگاه کنید رئیس‌جمهور فرانسه یک فرد 39ساله است. اما در ایران، فرد سی وچندساله را هم به عنوان مدیرکل قرار نمی‌دهند، مگر اینکه آقازاده باشد و به خاندانی متصل باشد. به جز اینها جوان نخبه‌ای که پشتوانه‌ای نداشته‌باشد، اصلا پیشرفت نمی‌کند. باید به این نکته توجه کرد که بسیاری از مسئولان عالی‌رتبه کنونی کشور در زمان انقلاب جوانان سی وچندساله بیشتر نبودند؛ اما مسئولیت‌های بسیار کلان کشور را برعهده گرفتند. چطور خودشان می‌توانستند از این فرصت‌ها بهره بگیرند اما جوانان کنونی را از این موقعیت‌ها محروم می‌کنند؟ این سؤال جدی من است که جوانی‌ را در دوران انقلاب سپری کرده‌ام. به نظر من هیچ توجیهی برای اینکه ما نمی‌توانیم در نظام تصمیم‌گیری جوان‌گرایی کنیم، قابل قبول نیست. افرادی که امروز در مسئولیت‌های کلان کشور قرار گرفته‌اند، متاسفانه دچار استکبار رأی زیادی شده‌اند و هرکسی را که با آنها مخالفت کند و نقطه‌نظر متفاوتی داشته‌باشد از مسئولیت‌ها طرد می‌کنند. در واقع کسی که نگاه متفاوتی از ما داشته‌باشد، جایگاهی در نظام تصمیم‌گیری ندارد به همین دلیل عموما نقادان طرد می‌شوند. طبیعی است که این چرخه معیوب نظام تصمیم‌گیری به بازتولید نظام کنونی و بدتر شدن وضعیت منجر می‌شود. بحران‌ها و مسائل هم مثل موجودات زنده‌ای هستند که مرتبا در حال دگردیسی و پیچیده‌تر شدن هستند و منتظر نخواهند شد تا فرصتی به وجود بیاید و این مشکلات حل شوند. این نظام و بخش قابل توجهی از مسئولان کنونی کشور، دچار ضعف و ناتوانی در تصمیم‌گیری‌های ریشه‌ای هستند، برای همین قدرت حل بحران‌هایی را ندارند که مورد اتفاق و وفاق همه جامعه است.

به نظر شما از کجا می‌توانیم شروع کنیم تا جوانان کارآمد را به اقتصاد تحویل دهیم و بتوانیم مدیران جوان کارآمد داشته‌باشیم؟

در جامعه ما در طول انقلاب جمعیت جوانی رشد کرده‌اند که وقتی با آنها مواجه می‌شوید از آگاهی سیاسی‌‌شان تعجب می‌کنید؛ تا این حد به مسائل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مسلط هستند. بسیاری از آنها تخصص استفاده از فناوری‌های جدید را دارند؛ بنابراین به نظر من، صلاحیت‌ کافی برای  انجام این کارها را دارند. منتها اگر عزم سیاسی وجود داشته‌باشد، قطعا امکان به‌کارگیری این نیروهای جوان وجود دارد. ضرورت ندارد که همه این جوان‌ها وزیر شوند؛ اما اگر سازوکاری برای انتخاب رؤسای ادارات و مدیران کل و بعد به تدریج در سطوح بالاتر معاونان وزارت‌خانه‌ها و دستگاه‌های مختلف در به‌کارگیری نیروهای جوان به‌وجود بیاید، مشکل تا حدودی حل می‌شود. ولی متاسفانه بسیاری از جوانان ما وارد دوران میان‌سالی شده‌اند و این فرصت به آنها داده نشده‌است. معتقدم همین تغییر نسل تدریجی می‌تواند کمک کند به اینکه نسل جدیدی از سیاستمداران و مسئولان عالی‌رتبه کشور از میان جوانان انتخاب شوند. طبیعی است که در شرایط فعلی با توجه به محدودیت‌هایی که به آنها اشاره شد، این اقدام یک‌شبه نمی‌تواند صورت بگیرد. ضمن اینکه کسانی که منتقد این جوان‌گرایی هستند، چنانچه تعجیل کنیم، می‌توانند بهترین بهانه را برای حفظ وضعیت کنونی به دست بیاورند؛ بنابراین باید این جوان‌گرایی به صورت تدریجی باشد؛ البته انتظار بود که در دولت کنونی این اتفاق بیفتد که متاسفانه محقق نشد.


[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر