درباره میرزاحسین‌خان سپهسالار، صدراعظمی که نامش در کنار امیرکبیر قرار گرفته است

از سفارت تا صدارت

تاريخ 1396/05/16 ساعت 15:19

تاریخ، روایت دیروز است اما درس‌هایی برای امروز در خود جای داده است. زندگی‌نامه میرزاحسین‌خان مشیرالدوله که در عصر ناصری به صدراعظمی رسید، روایت‌های شگفت‌آوری از تلاش برای توسعه با استفاده از سرمایه‌گذاری خارجی و توان بخش خصوصی دارد.

محمد عدلی/آینده نگر

اگر امیرکبیر صدراعظم ناکام ایران لقب گرفت و مجال سازندگی بیشتر نیافت، مرید او چند سال بعد بسیاری از آرزوهای امیر بزرگ را به ثمر نشاند تا دِین خود را به او و ایران ادا کرده باشد. میرزاحسین‌خان سپهسالار سال‌ها پیش‌تر از زمانی که این لقب پرطمطراق، نامش را احاطه کند، مورد توجه امیرکبیر قرار گرفته بود. نام او میرزاحسین قزوینی بود و هنوز به لقب مشیرالدوله نیز نایل نیامده بود که امیرکبیر او را برای تحصیل به خارج از کشور فرستاد. سال‌ها بعد او نشانه‌های تجدد را به ایران وارد کرد و برای اولین بار سخن از مشروطه، قانون و آزادی در ایران شنیده شد. میرزاحسین‌خان سپهسالار پیش از آنکه به صدراعظمی ایران برسد و اولین نشانه‌های توسعه را با ورود برق، تلفن و راه‌آهن به ایران رقم بزند، سال‌ها کار در وزارت امور خارجه و سفارت را تجربه کرده بود. عملیات اصلاح‌گرایانه او در ایران تنها به وارد کردن اولین سرمایه‌گذاران خارجی در اقتصاد محدود نبود بلکه از او به‌عنوان شخصیتی یاد می‌شود که سلسله اصلاحات اجتماعی و سیاسی همراه با تأسیسات مدنی جدید را بنیان گذاشت. این روشنفکر نواندیش عصر قاجار، کسی بود که واژه «مشروطه» را هنگامی که سفیر ایران در امپراتوری عثمانی بود به ایرانیان معرفی کرد و توسعه ایران را هم‌زمان از مسیر سیاست، جامعه و اقتصاد پیش برد. به همین دلیل است که در تاریخ نام او را در کنار امیرکبیر به‌عنوان صدراعظم‌های اصلاحگر قرار داده‌اند. میرزاحسین‌خان سپهسالار که بعد از 20 سال مأموریت در کشورهای خارجی و عبور از چند پست رده‌بالای دولتی به صدراعظمی رسیده بود، روابط با اروپا به‌ویژه انگلستان را باب کرد. شاید او را بتوان اولین مقامی دانست که در ایران از سرمایه‌گذاری خارجی و همچنین سرمایه بخش خصوصی برای توسعه بهره برد. ورود راه‌آهن به ایران و بهره‌برداری از معادن از طریق قراردادهای خارجی و جذب سرمایه در دوره او رقم خورد. این‌گونه اقدامات اما موجب شد که برخی او را وابسته به غرب بدانند و قراردادهای بین‌المللی را که موجب باز شدن پای اروپاییان به ایران شد زیر سؤال ببرند.

 

دلاک‌زاده بزرگ

میرزاحسین فرزند میرزا نبی‌خان امیر دیوان قزوینی در سال 1243 هجری قمری متولد شد. اجداد او اهل علی‌آباد مازندران بودند و پدربزرگش موسوم به عابدین بیک در قزوین در خدمت شاهزاده علینقی میرزای رکن‌الدوله حکمران قزوین به دلاکی و خاصه‌تراشی اشتغال داشت. به همین دلیل دشمنان میرزاحسین‌خان او را دلاک‌زاده لقب می‌دادند. پدر او اما در دستگاه حکومتی رکن‌الدوله پیشرفت کرد و به ثروت نیز رسید به‌طوری‌که هم یکی از دختران فتحعلی‌شاه را به زنی گرفت و هم به حکمرانی اصفهان و فارس نایل آمد. در سال 1274 قمری حکمران شیراز شد و در رفع اختلافات بین لشکریان و کشوریان شیراز توفیقاتی به دست آورد و چون ترتیب عروسی گلین‌خانم، دختر احمدعلی میرزا با ناصرالدین‌شاه را به بهترین وجه فراهم کرد، قرب و منزلت بالایی نزد شاه یافت.

 

آغاز پیشرفت با هدایت امیرکبیر

پدر میرزاحسین در دوره صدارت امیرکبیر، امیر دیوان بود به همین دلیل روابط خوبی میان امیرکبیر و خانواده میرزاحسین برقرار بود. امیرکبیر پس از رسیدن به صدارت، 4 فرزند ذکور امیر دیوان را به تهران خواست و آنها را به کارهای دولتی واداشت و میرزاحسین‌خان را که فرزند بزرگ بود برای تحصیل ابتدا به دارالفنون و سپس به خارج از کشور فرستاد. او راهی فرانسه شد و خیلی زود پیشرفت کرد. هوش و استعداد خود را با یادگیری سریع زبان فرانسوی و انگلیسی نشان داد. او بعد از مدتی به زبان عربی هم مسلط شد. پس از بازگشت از فرانسه، امیرکبیر او را برای کار به وزارت خارجه فرستاد و مسیر حرکت او از این وزارت‌خانه آغاز شد. پس از فوت پدر، امیرکبیر او را به دلیل مضیقه مالی‌اش برای کارپردازی به بمبئی هند اعزام کرد. اقامت او در بمبئی مدت سه سال به طول انجامید و بعد از سه سال با ثروت فراوانی به ایران بازگشت. پس از هند او در سال 1271 قمری یعنی در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری با سمت جنرال کنسولی عازم مأموریت به تفلیس شد. پس از آن در سال 1275 قمری به سمت وزیرمختاری ایران در استانبول (آن زمان نام این شهر اسلامبول بود و بعد از سال 1930 میلادی به استانبول تغییر کرد) انتخاب شد. در سال 1280 موقتاً از استانبول به تهران فراخوانده و از اجزای دارالشورای دولتی شد اما مجدداً به استانبول بازگشت. در سال 1285 قمری یعنی ده سال بعد از اشتغال در سمت جنرال کنسولی در استانبول، به تهران احضار شد و از درجه وزیرمختاری و ایلچی‌گری مخصوص، به مقام سفارت کبری نایل آمد و مجدداً به استانبول رفت و مدت دو سال در این سمت مشغول انجام‌وظیفه بود.

 

آشنایی با تجدد

در تاریخ از میرزاحسین‌خان سپهسالار به‌عنوان فردی یاد می‌شود که مفاهیمی نظیر مشروطه را وارد ایران کرد. او با شناخت از قانون و نحوه اداره مملکت در کشورهای غربی، سعی کرد چنین مراتبی را در ایران نیز برپا سازد. میرزاحسین‌خان سپهسالار (مشیرالدوله) در دوره ۱۲ ساله اقامت خود در استانبول جنبش‌های قانون‌خواهی و مشروطه‌طلبی اروپا را که در عثمانی بازتاب گسترده‌ای داشت از نزدیک مشاهده کرد و با تکاپوی روشنفکران عثمانی برای دست‌یابی به قانون اساسی و بنای مجلس قانون‌گذاری آشنا شد.

میرزاحسین مشیرالدوله 20 سال خارج از کشور به مأموریت مشغول بود تا اینکه در سال 1287 ترتیب سفر ناصرالدین‌شاه به عتبات عالیات را با هماهنگی با عثمانی داد و با جلب اعتماد او فعالیت برای ایجاد اصلاحات در امور مملکتی را آغاز کرد. در این سفر شاه را با مبانی حکومت در غرب و ساختارهای جدید دولتی آشنا کرد و ایرانیانی را که از جور قاجار ترک وطن کرده و به عراق آمده بودند به شاه نشان داد. خدمات او در بغداد، عتبات و خارج از کشور مورد نظر ناصرالدین‌شاه قرار گرفت به همین دلیل شاه او را با خود به تهران آورد و تصمیم گرفت در مشاغل بالای دولتی از او بهره ببرد.

میرزاعلی‌خان امین‌الدوله در این زمینه می‌نویسد: «ناصرالدین‌شاه در سال 1287 قمری قصد عزیمت به عتبات عالیات را کرد و به حاج میرزاحسین‌خان مشیرالدوله نوشت که بر سبیل نذر باید به عراق سفرکرده و قبور ائمه علیه‌السلام را زیارت کند. او هم که در پیشگاه شاه راه تقرب و ترقی می‌پیمود و بی‌وساطتی وزارت امور خارجه با شاه مکاتبه مخصوص داشت، اقدام نمود. حاجی میرزاحسین‌خان مشیرالدوله نیز با سری پرشور و دلی پرشور معایب دستگاه دولت و قبایح اوضاع سلطنت را به‌درستی معاینه کرده، هروقت به شرف محاوره و صحبت همایونی می‌رسید از توضیح مفاسد و ضرورت اصلاحات بابی مشبع می‌گفت و مهاجرین ایرانی را که از جور حکام به ترک مولد و وطن به نواحی عراق عرب آمده و آنجا را آباد کرده بودند به شاهنشاه می‌نمود.»

 

از وزارت تا صدارت

پس از سفر عتبات و بازگشت میرزاحسین از استانبول، شاه وزارت عدلیه و وزارت وظایف و اوقاف را به او سپرد. علت انتخاب به وزارت عدلیه به این دلیل بود که خانواده وی سال‌ها در دیوان‌خانه عدلیه کار می‌کردند. همچنین در این سال از اعضای دارالشورای کبری شد. او یک سال در این مناصب فعالیت کرد و خیلی زود به بزرگ‌ترین پست دولتی رسید. ناصرالدین‌شاه به مدت 5 سال پس از برکنار کردن میرزا محمدخان سپهسالار، تشکیلات سابق مبنی بر تقسیم وظایف بین چند نفر را برقرار کرد اما نتیجه مطلوبی نداشت تا اینکه میرزاحسین‌خان مشیرالدوله را در 29 شعبان سال 1288 قمری به سمت سپهسالار اعظم رساند تا عنوان او به میرزاحسین‌خان سپهسالار تغییر کند. سمت سرداری کل سپاه ایران نیز به او واگذار شد. بنابراین در 21 سالی که از زمان اعزام به بمبئی تا زمان انتخاب به صدراعظمی سپری کرد (1267-1288) مشیرالدوله، هم از نظر اقتصادی ثروتمند شد و هم از نظر سیاسی جایگاه ویژه‌ای برای خود دست‌وپا کرد.

متن حکم صدراعظمی او این‌گونه از سوی ناصرالدین‌شاه نگاشته شد: «چون در هر دولت رسم و قرار این است که یک نفر از نوکران کافی و رجال دولت را مسئول امور دولت می‌نمایند و نظم جمیع امور از لشکر و کشور مالیات و جمع و خرج و آسودگی حال رعایا را از او می‌خواهند و چون این امر دولت ایران متروک و مهمل مانده بود و بدین واسطه بعض اختلالات در امور دولت پیدا شده، لهذا در این وقت که 29 شعبان 1288 ه.ق است چنانچه مصلحت دانستیم که قاعده متداوله سابق را مجرا داشته شخص کافی دولت‌خواهی را مسئول کرده امور دولت را کلیه به او بسپاریم. میرزاحسین‌خان سپهسالار اعظم را که از چاکران آزموده دولت است به لقب صدراعظم سرافراز و نیک و بد جمیع امور را از قشون و مالیات و حکام و ولایات و کل رتق‌وفتق دولت را از او خواهیم خواست. امیدوار هستیم که ان‌شاءالله تعالی قصد تازه ملوکانه ما را امداد نمایند.»

 

دوران صدارت عظمی

میرزاحسین‌خان در اولین قدم‌هایش به‌عنوان صدراعظم، تحولاتی در نحوه مدیریت کشور ایجاد کرد که یادآور اقدامات امیرکبیر بود. عده‌ای در کشور به او لقب امیرکبیر دوم دادند هرچند که سرانجام او با امیرکبیر تفاوت چشم‌گیری داشت.

میرزاحسین‌خان که پس از تحصیل در فرانسه، 20 سال در هند، تفلیس و عثمانی فعالیت کرده بود، سعی کرد اصول سیاسی، اقتصادی و البته ساختار اداری فرنگی را در ایران پایه‌گذاری کند. اقدامات اصلاحگرانه او خیلی زود آغاز شد و مدیریت ارکان دولت از کارمند تا وزیر به نظم رسید.

مشیرالدوله که طی هفت ماه عهده‌دار سه مقام وزارت و سپس صدراعظمی شده بود، شروع به انجام اصلاحات کرد. سپهسالار کوشید تا نظم ایجاد کند، مقامات دولتی را از خویشاوندبازی منع کرد و برای انتظام امور دولتی نظام‌نامه نوشت. به سبک اروپا وزارت‌خانه ساخت و حدود مسئولیت هر وزارت‌خانه، ترتیب مراجعات مردم، ساعات کار اداری، ترتیب استخدام و میزان حقوق مستخدمان را مشخص کرد. دستورها و بخش‌نامه‌هایی برای حکام صادر کرد. در این بخش‌نامه‌ها که خطاب به کارکنان دولت و حکام ولایات بود، آنها را از رشوه‌خواری و قوم و خویش‌بازی برحذر می‌داشت. هرکسی را که مانع اجرای دستورهایش بود، مجازات می‌کرد. به‌عنوان نمونه، حسام‌السلطنه عموی ناصرالدین‌شاه را که فاتح هرات بود، و زیر بار دستورهای مشیرالدوله نمی‌رفت با موافقت و تصویب شاه از حکومت خراسان برکنار و به‌جای او حسین‌خان شهاب‌الملک شاهسون (نظام‌الدوله) امیر توپخانه را به ایالت خراسان منصوب کرد. همچنین روزی در میدان مشق تهران سردوشی ظل‌السلطان پسر ناصرالدین‌شاه را کند و به او گفت: «استفاده از امتیازات نظامی از رهگذر کوشش و هنر است نه شرافت اصل و گهر.»

وزارت‌خانه‌ها در این دوره سامان یافتند. پست‌خانه تأسیس شد. او سعی کرد سفر در ایران را آسان کند ازاین‌رو دستور مرمت کاروان‌سراها و حتی احداث هتل و مهمان‌خانه را داد که چند هتل، مهمان‌خانه و مسافرخانه در جاده طولانی تهران- قزوین- رشت و انزلی افتتاح شد. حاج میرزاحسین‌خان سپهسالار، کلاه کوتاه عثمانی البته به رنگ سیاه نه رنگ سرخ فینه عثمانی‌ها را در ایران متداول کرد. او سرداری را جانشین قبا و عباهای بلند کرد و نظامیان را به کت‌وشلوار ملبس کرد. از این رو کلاه‌های بلند دوران فتحعلی‌شاه منسوخ شد. آداب و سنن اروپایی کم‌کم در تهران رواج یافت. سر میز نشستن، ضیافت‌های شام به سبک فرنگی، تأسیس مهمان‌خانه و رستوران، تأسیس روزنامه مرتب به زبان فارسی و یک روزنامه بدفرجام به زبان فرانسه در دستور کار او بود.

تأسیس دارالشورای کبری، تأسیس پست‌خانه و انتشار تمبر پستی، تقویت دارالفنون، تأسیس مدرسه سپهسالار و مسجد سپهسالار، انتشار روزنامه‌های وقایع عدلیه، نظامی، مریخ، وطن و یک سالنامه و استخدام مشاوران و متخصصان اتریشی برای اصلاح امور مالی دولت و بهره‌برداری از معادن، ازجمله اقدامات میرزاحسین‌خان برای اداره کشور بوده است.

 

قحطی بزرگ

اصلاحات با سرعت پیش می‌رفت اما شاید از بدشانسی‌های سپهسالار بود که چند ماه پس از صدارتش قحطی بزرگ رخ داد که بیش از یک‌میلیون نفر در اثر گرسنگی و بیماری در کشور جان خود را از دست دادند. ازدحام فقرا و درماندگان، صدراعظم را از کارهای دیگر بازداشت. این اتفاق به «قحطی 88» معروف شد. در این دوره میرزاحسین‌خان درگیری زیادی پیدا کرد. پس از بروز قحطی، برخی رسیدن او به صدارت عظمی را به فال بد گرفتند. مشیرالدوله از یک ‌طرف به‌منظور رفع این سوءبرداشت و از طرف دیگر به‌منظور جلب بیشتر حمایت مردم شروع به بخشش کرد و هرروز به هنگام عزیمت به محل کار خود مقداری پول به فقرا می‌داد. امین‌الدوله در خاطرات سیاسی خود در این زمینه می‌نویسد: «رسیدن هنگامه قحط و ازدحام فقرا و درماندگان، صدراعظم تازه را سرگردان و از کارهای دیگر بازداشت. به‌عنوان انفاق و یا خودنمایی و جذب قلوب هرروزه پیش از آنکه به دربار برود در میدان مشق تهران مبلغی پول می‌برد و به هر فقیر یک قران می‌داد.»

 

سفر شاه به فرنگ

آشنایی میرزاحسین‌خان با ناصرالدین‌شاه از سفر شاه به عتبات آغاز شد. در آن سفر مشیرالدوله نشان داد که با نحوه اداره کشورهای پیشرفته آشنایی دارد. این شناخت به مزیت او بدل شده بود. در دوران سپهسالاری نیز او تصمیم گرفت شاه را به‌طور عینی با ممالک غرب آشنا سازد به همین دلیل زمینه سفر او به فرنگ را فراهم کرد تا بتواند با استفاده از این جهان‌بینی، رضایت او را برای اصلاحات در ایران جلب کند.

قبل از آنکه سفر شاه به فرنگ همراه با سپهسالار آغاز شود، مشیرالدوله در اواخر سال 1289 قمری گزارش یک سال و اندی صدارت خود را که حاکی از تشکیل مؤسسات و تشکیلات دولتی بود، تهیه کرد و به عرض شاه رساند. اقدامات او در این مدت کوتاه این‌گونه ذکر شد: «تشکیل دارالشورای کبری، تأسیس دارالترجمه و دارالطباعه دولتی و اهمیت دادن به روزنامه و مطبوعات، انتظام وزارت جنگ و امور عسکریه، تشکیل هیئت وزرا و تأسیس وزارت‌خانه‌ها به سبک اروپا، تقسیم کار وزارت خانه‌ها و تعیین مسئولیت هریک، تعیین کار ساعات ادارات دولتی و ترتیب مراجعات مردم، تشکیل دربار اعظم و وظایف آن، تأسیس مشورت‌خانه وزرا، ترتیب استخدام و میزان حقوق مستخدمین.» ناصرالدین‌شاه نیز در پاسخ به وی از زحمات او قدردانی کرد.

در سال 1290 قمری یعنی 1873 میلادی او شاه را به مدت شش ماه به سفر فرنگستان برد. ناصرالدین‌شاه از روسیه عازم برلین و سپس بلژیک و انگلستان شد و بعداً از طریق فرانسه و سوئیس و اتریش و ایتالیا و عثمانی و روسیه به ایران مراجعت کرد. شاه از تفلیس تحت تأثیر مدرنیته اروپایی قرار گرفت به‌خصوص از نشستن به ترن که به عقیده شاه کلاغ و پرندگان از آن عقب می‌ماندند. از فرو رفتن قطار در تونل‌های عمیق دچار شگفتی شد و تحسین خود را در یادداشت‌های روزانه‌اش بیان داشت. بدین‌سان سفر آغاز شد. شاه هرجا که رفت زبان به تحسین گشود. از راه‌آهن به‌قدری خوشش آمد که دستور داد هرچه زودتر در کشور راه‌آهن کشیده شود اما پول موجود نبود و روس‌ها نیز رضایت نمی‌دادند ایران دارای راه‌آهن شود. شاه در لندن و پاریس تحت تأثیر مانورهای چابکانه آتش‌نشانان قرار گرفت که هر آتشی را خاموش می‌کردند. همچنین رژه سپاهیان مجلل و شیک‌پوش و تا گلو غرق اسلحه روسیه، آلمان، اتریش و انگلستان او را تحت تأثیر قرار داد. از اختراع برق و تلفن شگفت‌زده شد. شاه با سلاطین و رؤسای اروپا مانند ملکه ویکتوریا، الکساندر دوم، ویلهلم اول و مارشال مک‌ماهون رئیس‌جمهوری فرانسه دیدار کرد.

پنج سال بعد یعنی سال 1295 قمری نیز سپهسالار بار دیگر او را به دومین سفر اروپا برد و این بار ترتیبی داد که پس از مراجعتش به ایران قزاق‌خانه سواره‌نظام پیاده اتریش، نظمیه، بلدیه افتتاح شود. او برای احداث تراموای اسبی در تهران و راه‌آهن حضرت عبدالعظیم و کارخانه چراغ‌گاز تمهیداتی به کار برد. تلفن و برق نیز به‌صورت محدودی در تهران راه‌اندازی شد، این کار با سرمایه بخش خصوصی از سوی امین‌الضرب مؤسس مجلس وکلای تجار یا همان اتاق بازرگانی صورت گرفت. به این ترتیب اولین نتیجه مشاهدات شاه، صدور امتیاز احداث راه‌آهن بخاری یا ماشین دودی به موسیو بواتال فرانسوی، مهندس بااستعدادی بود که میرزاحسین‌خان مشیرالدوله او را به تهران دعوت کرده بود. بواتال کارخانه چراغ‌گاز تهران را که میرزاحسین‌خان 70 هزار تومان در آن سرمایه‌گذاری کرده بود، راه‌اندازی کرد که به کاخ سلطنتی، محله ارک و تعدادی از خانه‌های رجال، روشنایی می‌داد اما کار این کارخانه نگرفت و چندی بعد تعطیل شد. بواتال نقشه‌های دور و درازی برای کشیدن راه‌آهن از تهران تا بوشهر داشت. اما چون آن کار به هزینه سنگین نیاز داشت یک راه‌آهن کوتاه 8.5 کیلومتری از تهران به حضرت عبدالعظیم کشید.

 

قرارداد رویتر

میرزاحسین‌خان سپهسالار در نگاه به غرب، بیشتر به انگلستان توجه داشت. برخی او را وامدار انگلستان می‌دانستند چراکه معتقد بودند با حمایت این کشور به صدارت عظمی رسیده است. این موضوع در یک قرارداد اقتصادی دردسرآفرین شد و مخالفت‌ها را علیه سپهسالار به اوج رساند.

در سال 1289 قمری میرزاحسین‌خان با همفکری میرزا ملکم‌خان ارمنی که سفیر ایران در لندن بود، امتیاز تأسیس خط آهن و استخراج معادن ایران غیر از معادن فلزات قیمتی را به شخصی موسوم به بارون جوسیوس دو رویتر واگذار کرد. به موجب توافق‌نامه‌ای که بین دولت ایران و رویتر که تـابعیت انگلستان را داشت به امضا رسید، بـرای مدت 70 سال امتیاز خط راه‌آهن از دریای خزر تا خلیج‌فارس، استخراج تمام معادن به‌استثنای معادن طلا و نقره و امتیاز جنگل‌ها، آباد کردن کلیه زمین‌های بایر، حفر قنات در تمام ایران، کندن مجاری، دایر کردن بانک، و کشیدن خط تلگراف در سرتاسر ایران به رویتر واگذار شد.

از منافع خالص راه‌آهن سالانه 20 درصد و از سود خالص معادن، جنگل و آبیاری 15 درصد به دولت می‌رسید. این قرارداد اما مخالفان زیادی داشت. این‌گونه نقل‌شده که تمایل سپهسالار به انگلیسی‌ها که در دوران وزارت امور خارجه و صدراعظمی آن را نشان داده بود، در انعقاد این قرارداد بی‌تأثیر نبود. از مخالفان جدی قرارداد رویتر روحانیت و علما بودند، مرحوم آیت‌الله حاج ملا علی کنی و آیت‌الله سید صالح عرب دو تن از روحانیونی بودند که قرارداد را منفی و حرام اعلام کردند. مرحوم حاج ملاعلی کنی نامه‌ای خطاب به ناصرالدین‌شاه درباره این قـرارداد نوشت و در مورد خطر فراماسونری او را مورد خطاب و عتاب قرار داد. این نامه یک هفته پس از مراجعت ناصرالدین‌شاه از فرنگ به دست او رسید. بسیاری آن را در عزل سپهسالار مؤثر می‌دانند.

این قرارداد مخالفان خارجی نیز داشت. روسیه به‌عنوان رقیب انگلستان در ایران با آن مخالف بود. تزار شخصاً به این امتیازنامه اعتراض کرد و ناصرالدین‌شاه به وی وعده داد که امتیاز را لغو خواهد کرد. این قرارداد اگرچه به خودی خود ملغی شد، زیرا در آن قید شده بود که چنانچه ظرف 6 ماه از امضای آن کمپانی نتواند شروع به کار کند ملغی خواهد شد، اما امضای آن موجب پیدا شدن افکار آزادی‌خواهانه در ایران شد.

پس از ماجرای رویتر، ژنرال آدلف فالکنهاگن پیشنهاد ساخت راه‌آهن جلفا به تبریز را داد. مدت امتیاز، 70 سال و درآمد سالیانه دولت در این دوره 50 درصد سود خالص در نظر گرفته شد. شرایط پیشنهادی فالکنهاگن از سوی دولت ایران پذیرفته نشد. داستان فالکنهاگن، کوشش روس بود برای گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی تا با انگلیس در این زمینه رقابت کرده باشد. در سال 1289 یک تاجر روس به نام استپان لیانازوف، تمام شیلات ایران را از انزلی گرفته تا رود اترک به مبلغ سالیانه 41 هزار تومان اجاره کرد و تمام هزینه هم بر گردن صاحب‌امتیاز بود. مدت این قرارداد چندان به طول نینجامید زیرا اختلافات بین طرفین به وجود آمد و سپهسالار مانع از ادامه کار لیانازوف شد.

پس از این رویدادها و اوج‌گیری مخالفت علیه قرارداد رویتر، شاه و صدراعظم در بدو بازگشت از سفر فرنگ با سیل مخالفت‌ها مواجه شدند. مسافرت شاه به فرنگ نزدیک به 6 ماه به طول انجامید و به مجرد بازگشت به ایران با مشکلاتی مواجه شد. قبل از عزیمت شاه به فرنگ عده‌ای از مردم و مسئولان ایرانی با این مسافرت مخالف بودند و چون عده‌ای از شاهزادگان، خوانین، خواجه‌سرایان، اصحاب شکار و تفنگ‌داران که همراه شاه به سفر رفتند از مسکو به ایران عودت داده شدند، این گروه مشغول توطئه علیه صدراعظم شدند زیرا بازگشت خود و خفتی را که در این زمینه متحمل شده بودند ناشی از صدراعظم می‌دانستند.

در غیاب شاه و سپهسالار مخالفان اصلاحات او ترتیباتی دادند و در همان روز ورود شاه به خاک ایران با بست‌نشینی در دربار و ارائه عریضه خواستار عزل صدراعظم شدند. شاه به خاطر شدت و وسعت اعتراضات یا به ملاحظات دیگر از سپهسالار خواست که استعفا کند و با این استعفا موافقت کرد. با این حساب او در سال 1290 قمری منصب صدارت عظمی را ترک کرد. البته حیات سیاسی او پایان نیافت.

 

صدارت پس از عزل میرزاحسین

پس از کنار رفتن میرزاحسین‌خان از صدارت، شاه مستوفی‌الممالک را نخست‌وزیر جدید نامید و دولت آشفته را به او سپرد. این‌طور نقل شده است که او اگرچه وطن‌پرست بود، به اجنبی باج نمی‌داد، شریف بود و عزم رفع مشکلات کرده بود، اما کفایت و لیاقت میرزاحسین‌خان را نداشت. یک سال گذشت و اوضاع کشور آشفته بود. نظم وزارت‌خانه‌ها بر هم ریخت، شورای دولت یکی در میان تشکیل می‌شد و همان هم محفل تبانی‌های دربار و شاهزادگان شده بود. وظایف دیوانی مدام در هم ادغام شدند و انجام امورات مردمی به بن‌بست می‌رسید تا اینکه شاه تصمیم جدیدی اتخاذ کرد.

 

حکومت گیلان و بازگشت به تهران

میرزاحسین‌خان پس از ترک صدراعظمی، به صلاحدید شاه به حکومت گیلان نایل شد.

ناصرالدین شاه در خفا به مشیرالدوله وعده داده بود که در فرصت نزدیکی او را به تهران احضار خواهد کرد. بعد از گذشت چند روز از عزل میرزاحسین‌خان از صدارت، شاه دستور داد تا مجلسی پیرامون امتیازنامه رویتر تشکیل شود تا اعتراضات وارده در این مورد را بررسی کند. نتیجه این مجلس انتقاد ضمنی شاه از میرزا سعیدخان معتمد‌الملک، وزیر خارجه بود که به بی‌خبری از دیپلماسی متهم شد و راه جهت برکناری او از مقام وزارت امور خارجه هموار شد.

در یک سالی که حکومت به آشفتگی رسید میرزاحسین‌خان به حکومت گیلان مشغول بود و توسعه را در این اقلیم دنبال کرد. در این مدت نامه‌نگاری‌ها و درددل‌هایش با شاه را ادامه داد. کاغذها دیگر غم‌نامه شدند و او از گیلان برای شاه غصه در نامه می‌پیچید و شاه هم از تهران برای او صبر و تحمل حواله می‌داد.

اطرافیان سپهسالار در گیلان نقل کرده‌اند که او هرروز در هراس و واهمه به سر می‌برد که به سرنوشت امیرکبیر دچار شود. تصور می‌کرد که به‌زودی از جانب ارتجاع به سراغش خواهند آمد و همان خواهند کرد که با میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر کردند. این دوران صبر و هراس اما در سال 1292 پایان یافت. شاه از او خواست تا گیلان را رها کند و به‌سرعت برای نجات پایتخت به تهران بیاید. البته آن اعتماد سابق بین شاه و وزیر هیچ‌گاه برقرار نشد. او ابتدا از شاه گلایه می‌کند که چرا ناصرالدین‌میرزا فاقد اقتدار در رأی و نظر است. به مقام صدارت بی‌اعتنایی نشان داد اما سرانجام میرزاحسین‌خان وارد پایتخت شد و رسماً مقام مشاور نخست در امور مملکتی را به دست آورد. مشیرالدوله چون به صدراعظمی انتخاب نشد، ناصرالدین‌شاه امور مملکتی را بین میرزا یوسف مستوفی‌الممالک و مشیرالدوله تقسیم کرد و قرار شد کارهای داخله و مالیه با مستوفی‌الممالک و امور وزارت جنگ و خارجه با مشیرالدوله باشد به همین دلیل شاه او را مجدداً سپهسالار اعظم نامید.

شاه در دوره جدید، مسئولیت دو وزارت‌خانه «امور خارجه» و «جنگ» را به او سپرده بود. به واسطه این مسئولیت برای بار دوم به مقام سپهسالاری اعظم نایل شد. او با در دست گرفتن وزارت جنگ، دست به یک سری اقدامات کلیدی زد که از جمله آن می‌توان به تغییر قوانین نظام سربازی، برقراری تشکیلات تازه در وزارت‌خانه، بنای مدرسه «اتاماژوری» و تأسیس چند کلاس زبان‌های خارجی، به‌کارگیری معلمان نظامی اتریشی، ایجاد روزنامه نظامی، خرید اسلحه جدید از اروپا، و تأسیس یک کارخانه اسلحه‌سازی دیگر در کنار آنکه امیرکبیر ساخته بود، اشاره کرد.

سپهسالار در فاصله سال‌های 1292 تا 1294 قمری تلاش کرد تا اصلاحاتی به وجود آورد و روزنامه‌ای به دو زبان فارسی و فرانسه به نام «لاپاتری» (وطن) تأسیس کرد که پس از چاپ اولین شماره به دلیل نوشتن از آزادی و مساوات به امر شاه تعطیل شد.

سپهسالار که از بی‌مهری انگلیسی‌ها ناراحت بود، پس از عزل از صدارت در مقام وزیر امور خارجه به روس‌ها نزدیک شد و در مذاکرات تعیین خطوط مرزی با روس‌ها (قرارداد آخال) کوک‌تپه و دشت گرگان را به روس‌ها واگذار کرد. در 1295 قمری مجدداً شاه را به اروپا برد. در سال 1296 قمری نیز قراردادی به مدت 5 سال برای بهره‌برداری از شیلات ایران بین میرزاحسین‌خان و لیانازوف امضا شد. این همان قراردادی بود که یک ‌بار در سال 1289 برقرار شد اما به اجرا نرسید.

 

حکومت در خراسان و پایان زندگی

مشیرالدوله بعد از برکناری از صدارت، سمت‌هایی از قبیل عضویت در هیئت شش‌نفره وزارت جنگ را داشت. در فاصله سال‌های 1293 و 1294 قمری که پس از حکومت گیلان بار دیگر به تهران بازگشته بود، در وزارت جنگ و خارجه تلاش کرد تا اصلاحات بهتری به عمل آورد. در سال 1297 قمری اما از وزارت امور خارجه و سپهسالاری معزول به حکومت قزوین منصوب شد. بعد از مدتی برای سرکوبی فتنه شیخ عبیدالله به آذربایجان اعزام شد و پس از ختم این غائله مجدداً به تهران آمد. ناصرالدین‌شاه او را برای تسلیت‌گویی به مناسبت قتل الکساندر دوم، امپراتور روسیه و تبریک جلوس الکساندر سوم به روسیه اعزام کرد. بعد از مراجعت از روسیه شاه وی را نایب‌التولیه خراسان کرد. در سال 1298 قمری او به حکومت خراسان و تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد. به دنبال آن شاه سفری به خراسان داشت و پس از این سفر، سپهسالار مشیرالدوله در 21 ذی‌حجه سال 1298 قمری مصادف با ۲۳ آبان ۱۲۶۰ هجری شمسی در سن 57 سالگی در مشهد فوت کرد. برخی چنین نقل کرده‌اند که او به امر شاه مسموم شد. میرزاحسین‌خان سپهسالار بخش عمده اموالش را صرف ساختن مدرسه و عمارات بهارستان کرده بود. مدرسه و مسجد سپهسالار در تهران از یادگاران اوست که در زمان حیات بنا کرد. مابقی اموال نیز بعد از وفاتش به دست برادرش یحیی‌خان مشیرالدوله افتاد.

 

 

اقتصاد در دوران میرزاحسین‌خان

در دوران صدراعظمی میرزاحسین‌خان سپهسالار اقتصاد ایران تجربیات تازه‌ای را از سر گذراند. برق و مخابرات وارد ایران شد، راه‌آهن و تراموا به ایران آمد و بسیاری از این امور با سرمایه بخش خصوصی و سرمایه خارجی شکل گرفت. از این رو دوره سپهسالار را می‌توان مرحله تحول اقتصادی تازه‌ای شناخت. رشد سرمایه خصوصی، رواج نسبی ماشین بخار، ایجاد کمپانی تجارتی و به کار انداختن سرمایه داخلی در فعالیت تولیدی از جمله مهم‌ترین تحولات اقتصادی دوره سپهسالار بود که نشان‌دهنده تحول عمومی است.

توجه به سرمایه‌گذاری خارجی جنبه دیگری از اقتصاد این دوره است. در دوره صدارت سپهسالار، نقشه اقتصادی جهتی مشخص داشت به همین دلیل پیشرفتی منظم اتفاق افتاد. وجهه نظرش اقتصاد صنعتی بود پس فعالیت اقتصادی دولتی و اقتصاد ارشادی را در به کار انداختن سرمایه داخلی توأم ساخت. پس از صدارت او سیر ترقی اقتصادی کند شد. نوسان‌هایی در جهت متضاد روی داد. گرچه طرح‌های خوبی پایه‌ریزی شد اما کمتر کاری به سرانجام رسید. فقدان رهبری متشکل و نبود هماهنگی در دستگاه دولت موجب شد تا اقتصاد کشور بیش از سایر شئون اجتماع تأثیر بپذیرد.

 

دوران ترقی اندیشه

در دوران حضور میرزاحسین‌خان مشیرالدوله سپهسالار در دربار ناصرالدین‌شاه، اندیشه ترقی و حکومت قانون محور فعالیت‌ها قرار گرفت. ازجمله اقدامات دوران میرزاحسین‌خان مشیرالدوله باید به تحول در روزنامه‌نگاری اشاره کرد. تغییر شکل روزنامه‌ها، توسعه میدان فعالیت روزنامه‌ها چنان که شامل قانون و عدالت و نظام نیز شد، ایجاد مطبوعات در شهرهای مهم، اجازه انتشار روزنامه به زبان‌های خارجی، طرح مطلب راجع به آزادی، حق، قانون، عدالت، وطن و وطن‌پرستی، همچون ضربتی ناگهانی بود که بر بنیاد خودکامگی و استبداد و حکومت مطلقه ناصرالدین‌شاه فرود می‌آمد. انتشار روزنامه «وقایع عدلیه» در طی این سال‌ها درواقع از ویژگی‌های این دوره و اصلاحات همراه با آن بود. در این روزنامه قبل از مشروطیت برای نخستین بار از «بسط عدالت»، «تربیت ملت» و«ترقی اوضاع اجتماعی» سخن به میان آمد که از آن می‌توان به‌عنوان طلیعه روزنامه‌نگاری متعهد، ملی و اصیل در ایران یاد کرد. مقایسه مطالب این روزنامه با روزنامه‌های قبل از آن، دقیقاً نشان می‌دهد که این نشریه با مطبوعات پیشین دولتی تفاوت بسیاری دارد و در فن روزنامه‌نگاری، دگرگونی و تحولی شگرف رخ داده است.

منابع

«تاریخ مشروطه ایران»، احمد کسروی

«اندیشه ترقی و حکومت قانون عصر سپهسالار»، فریدون آدمیت

«صدرالتواریخ، شرح‌حال صدراعظم‌های پادشاهان قاجار»، محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، به کوشش محمد مشیری

«تکوین سرمایه‌داری در ایران»، محمدرضا فشاهی

«روس و انگلیس در ایران»، فیروز کاظم‌زاده

«قبله عالم ناصرالدین‌شاه قاجار و پادشاهی ایران»، عباس امانت، حسن کامشاد


[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر