نگاهی به سه دهه فعالیت حسین قاسمیه و تاسیس کارخانه روغن نباتی قو

رقابت دو خانواده کارآفرین چگونه به توسعه صنعتی منجر شد

تاريخ 1396/02/16 ساعت 11:58

حسین قاسمیه تا جایی کار را توسعه داد که در کنار شرکای دیگرش به دومین تولیدکننده بزرگ روغن‌نباتی، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مواد شوینده و بزرگ‌ترین تولیدکننده دانه مرغ و خوراک طیور در کشور طی دهه 40 و 50 بدل شد.

منبع: مجله آینده نگر

در جنوب تهران و روبه‌روی ترمینال جنوب چهارراهی وجود دارد که به دلیل وجود کارخانه روغن نباتی قو به عنوان چهار‌راه روغن نباتی شناخته می‌شود؛ کارخانه‌ای که حالا بعد از گذشت نیم قرن فعالیت بخش‌‌هایی از آن تعطیل شده و به کارخانه‌ای جدید در هشتگرد انتقال یافته ولی همچنان تاسیسات آن در این منطقه خودنمایی می‌کند و بخش‌هایی از آن فعال است. واحدی تولیدی که در تولید روغن نباتی در کشور یکی از پیشتازان بود و در صنایع غذایی تحولات مهمی را به وجود آورد؛ موسس این کارخانه حسین قاسمیه بود که با شراکت امیرحسین امیرصالح علاوه بر این مجموعه صنعتی در بین دهه‌های 40 و 50 صنایع دیگری را نیز راه‌اندازی کردند و در فهرست کارآفرینان بزرگ کشور نام خود را به ثبت رساندند.

حسین قاسمیه تا جایی کار را توسعه داد که در کنار شرکای دیگرش به دومین تولیدکننده بزرگ روغن‌نباتی، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مواد شوینده و بزرگ‌ترین تولیدکننده دانه مرغ و خوراک طیور در کشور طی دهه 40 و 50 بدل شد.

حسین قاسمیه، فرزند ابوالقاسم در سال 1301 در مشهد به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در همان شهر به پایان رساند و در سال 1320 با قبولی در دانشگاه تهران و رشته حقوق به پایتخت آمد. او تحصیلات خود را تا مقطع فوق‌لیسانس حقوق ادامه داد و پس از آن به دلیل علاقه به اقتصاد در دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت اقتصاد در انگلستان و امریکا هم شرکت کرد.

با پایان تحصیل حسین قاسیمه تصمیم گرفت به جای فعالیت در رشته حقوق دست به کارهای صنعتی و تولیدی بزند و با همکاری هم‌دانشگاهی‌اش امیرصالح وارد صنعت شود.

قاسمیه در ابتدا و از سال 1326 در تجارت پنبه فعالیت خود را شروع کرد و بعد از آن به تصفیه پنبه، روغن‌کشی پنبه و در نهایت تولید روغن‌نباتی مشغول شد و کارخانه روغن‌نباتی پارس قو را تاسیس کرد.

 رقابت لاجوردی‌ها و قاسمیه

در زمانی که قاسمیه شرکت روغن نباتی قو (پارس) را راه‌اندازی  کرد (سال 1333) رقیب اصلی‌اش کارخانه روغن نباتی شاه‌پسند بود که از سوی خانواده لاجوردی اداره می‌شد؛ قاسمیه البته در ابتدا به دنبال رقابت با این مجموعه (که دو سال پیش از آنها راه‌اندازی شده بود) نبود و حتی چند بار به سراغ لاجوردی‌ها رفت و پیشنهاد کرد در کارخانه روغن‌نباتی شاه‌پسند شریک شود اما آنها نپذیرفتند و در نهایت قاسمیه در برابر کارخانه 20 تنی لاجوردی‌ها با کارخانه 40 تنی شروع به کار کرد و رقابت دو گروه از اینجا آغاز شد. فعالیت‌های گروه صنعتی پارس با تلاش فراوان قاسمیه و مشارکت امیرصالح و شرکای دیگران با شتاب توسعه یافت. در اواخر دهه 40، شرکت سهامی کارخانه‌جات پنبه‌پاک‌کنی و روغن‌کشی پارس در نقاط مختلف ایران مالک و سهام‌دار 18 کارخانه بود. محصولات این شرکت با مارک قو و اطلس توزیع می‌شد. این مجموعه روزانه 250 تن روغن جامد، 40 تن روغن مایع، 200 تن یخ و 100 هزار قوطی فلزی در کارخانه پارس متال باکس تولید می‌کرد.

سرمایه شرکت پارس در سال 1357 مبلغ 660 میلیون ریال بود. این شرکت در همین زمان 434 میلیون ریال نیز در سایر موسسه‌ها و شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کرده بود. مدیران این مجموعه در سال 1357، 353 میلیون ریال سود (پس از ذخیره 100 میلیون ریالی) بین سهام‌داران تقسیم کردند، زمانی که 1600 پرسنل داشتند. روغن نباتی پارس (قو) در اواخر سال 1354 در بورس پذیرفته و به سهامی عام تبدیل شد.

 شرکت کشت و صنعت خاوردشت

علاوه بر تولید روغن نباتی حسین قاسمیه به همراه امیرصالح وارد صنایع دیگر هم شدند که یکی از آنها سرمایه‌گذاری در شرکت کشت و صنعت خاوردشت بود. این شرکت با سرمایه‌گذاری مشترک حسین نوشیروانی، زین‌العابدین برکت و محمد قریشی به‌منظور تصفیه پنبه و روغن‌کشی تاسیس شده بوده که در 24 دی 1343 از سوی حسین قاسمیه و امیرصالح کلیه سهام آن به مبلغ 5 میلیون 600 هزار تومان خریداری شد. این شرکت دارای 300 پرسنل دائم و 800 کارگر موقت بود. زمین کارخانه 90 هزار مترمربع و زیربنای آن 40 هزار مترمربع بود که در علی‌آباد گرگان قرار داشت.

ورود به صنایع شوینده

در کنار تولید روغن نباتی و حضور در حوزه کشت و صنعت ، گروه صنعتی پارس از سال 1345 وارد صنایع دیگر همچون تولید مواد شوینده و بهداشتی شد که اتفاقا در آن هم رقیب اصلی‌اش خانواده لاجوردی (صنایع بهشهر) بود؛ قاسیمه کارخانه‌ای در خرمشهر با مساحت 22500 مترمربع و زیربنای 5000 مترمربع تاسیس کرد. این کارخانه با 140 پرسنل، روزانه 30 تن انواع صابون با مارک یاس و کامی و 2 تن گلیسیرین تولید می‌کرد. در آن سال‌ها به دلیل سابقه طولانی‌تر، بازاریابی و قیمت رقابتی‌تر، سهم بازار بهشهر بیشتر از پارس بود ولی قاسمیه به فکر راه چاره افتاد تا سهم بیشتری از بازار تولید مواد شوینده را به دست آورد. این بود که با کارخانه تاید (نخستین پودر رخت‌شویی که وارد ایران شد و همچنان نیز بسیاری در کشور پودر رخت‌شویی را به دلیل نام این برند تاید می‌خوانند) وارد مذاکره و همکاری شد. 

تا سال 1343-1344 فروش پودر رخت‌شویی، تقریبا در انحصار شرکت خارجی تاید بود و 99 درصد بازار ایران را این شرکت در اختیار داشت و مسئولیت توزیع آن را شرکت مینو (وابسته به علی و حسن خسروشاهی) به عهده داشت. اما با ورود محصول برف (تولید کارخانه‌جات صنایع بهشهر و خانواده لاجوردی) به بازار و کاهش 33 درصد قیمت به سرعت تاید بازارش را از دست داد؛ به‌طوری‌که شرکت مینو به‌دلیل نداشتن بازار حاضر به عرضه محصولش نشد و شرکت‌های دیگر هم حاضر به توزیع آن نشدند و این شد که تاید مدت یک سال در ایران نماینده برای توزیع نداشت تا اینکه قاسمیه حاضر شد نمایندگی فروش تاید را برعهده بگیرد البته با این شرط که کارخانه تاید با او در تاسیس کارخانه و تولید مشارکت کند. گروه پارس، کارخانه مشترکی با تاید راه‌اندازی کرد و توزیع مجدد تاید را در ایران شروع کرد و توانست 30 درصد سهم بازار را به دست آورد.

راه‌اندازی  کارخانه خوراک طیور

علاوه بر اینها و باتوجه به اینکه پیش‌بینی می‌شد در آینده مصرف مرغ در کشور افزایش چشم‌گیری داشته باشد حسین قاسمیه به پیشنهاد دکتر علی رحیمیان و با همراهی دیگر شرکایش در زمینه خوراک طیور هم سرمایه‌گذاری کرد و کارخانه خوراک طیور پارس را راه‌اندازی کرد. این کارخانه در سال 1345 با سرمایه 100 میلیون ریال تاسیس شد. در سال 1347 سرمایه این گروه صنعتی به 150 میلیون ریال رسید و در سال 1356 از محل ذخیره سودهای ده سال گذشته (با صدور سهام جایزه) به 300 میلیون ریال افزایش یافت. در نیمه بهمن 1348 قاسمیه و امیرصالح 30 درصد سهام شرکت را دارا بودند. شرکت در شهریور 1349 و تیرماه 1356 افزایش سهام داشت و سرمایه آن به 131 میلیون ریال رسید. آنان در تولید خوراک مناسب برای مدتی دچار مشکل شدند ولی با دعوت از دکتر رن (کارشناس معروف خوراک دام و طیور) به اصلاح فرآیند تولید پرداختند.

شرکت خوراک دام با سرمایه 20 درصد روشن‌ضمیر، 20 درصد دکتر رحیمیان و 60 درصد مالکان کارخانه روغن نباتی قو با تولید روزانه دو تن محصول آغاز به کار کرد و پس از ده سال (احتمالا 1357) تولید آن به روزی 300 تن رسید. این مجموعه همچنین 300 تن خوراک از دیگر کارخانه‌ها خریداری می‌کرد و به مرغداری‌ها می‌فروخت.

در اوایل دهه 50، ‌مدیران شرکت پیش‌بینی ‌کردند شرکت‌های تولید مرغ که در حال تاسیس بودند خود کارخانه خوراک دامی تاسیس کنند، به‌همین دلیل آنها با کاهش تقاضا در فروش محصول مواجه شوند. این بود که برای جلوگیری از بروز مشکل تصمیم به سرمایه‌گذاری در شرکت‌های در حال تاسیس گرفتند؛ به‌همین دلیل خوراک دام پارس 50 درصد سهام کشت و صنعت اشراق را خرید.

رقبایی که شراکت کردند

با وجود اینکه گروه صنعتی بهشهر و گروه پارس در دهه 30 و 40 با یکدیگر رقابت تنگاتنگی داشتند، در سال 1350 و با توجه به منافع مشترک به تاسیس شرکت کشتی‌رانی پارس تانکر پرداختند تا روغن خام از امریکا وارد کنند. آنان با گشودن دفتری در نیویورک برای اداره کشتی‌رانی و برای خرید روغن، مذاکره کردند. شرکت یک کشتی 17 هزار تنی از سوئد خریداری کرد. پارس تانکر 36 خدمه خارجی داشت و مدیرعامل آن اریکسون نروژی بود. صاحبان این شرکت در نظر داشتند پس از مدتی از پرسنل ایرانی استفاده کنند، اما شرکت پارس تانکر به‌دلیل زیان چندساله، منحل شد.

مصادره شرکت‌های گروه پارس

با پیروزی انقلاب شرکت‌های زیر مجموعه پارس که به بیش از 28 شرکت می‌رسید و از سوی حسین قاسمیه، امیرصالح و دیگر شرکای آنها تاسیس شده بود و اداره می‌شد، مصادره شد. البته تا 18 بهمن 1358 این شرکت‌ها همچنان توسط مدیرانی اداره می‌شد که قاسمیه و امیرصالح تعیین می‌کردند. در این بین شورای اسلامی کارکنان روغنی‌نباتی پارس (قو) در 10 مهر 1358 نامه‌ای به دادستان انقلاب نوشت که طی آن خود را منتخب پرسنل کارخانه و موسسان شرکت را استثمارگر می‌دانست و خواستار تغییر هیئت‌مدیره و مدیریت کارخانه شد. آنان در همین روز نامه دیگری نوشتند که در آن گفته بودند از آنجایی که خانه و ویلای صاحبان شرکت خالی از سکنه است، کارگران در منازل آنها اقامت کنند. این نامه علاوه‌ بر مهر شورای اسلامی، حاوی 13 امضا بود. همچنین آنها در نامه دیگری که در تاریخ 7 آذر 1358 نوشته شده بود به حسین قاسمیه و امیرحسین امیرصالح، انواع اتهامات را زدند.

سرانجام در 25 تیر 1359 حکم مصادره اموال و دارایی خانواده قاسمیه و امیرصالح و خویشاوندان درجه اول آنان صادر شد. اتهامات آنها استفاده از نفوذ سیاستمداران در تاسیس صنایع مونتاژ، وابستگی به کمپانی‌های بین‌المللی و استعماری، تاسیس و مالکیت بر بیش از 28 شرکت اعلام شد و با حکم دادگاه کلیه شرکت‌ها و اموال شخصی آنان در اختیار بنیاد شهید قرار گرفت.


نظر بینندگان:

(علی راستین) با تشکر فراوان از طرح اینگونه موارد. در کشوری که مالکیت احترام و اعتبار ندارد و مالک بی حرمت میشود چه انگیزه ای برای افرادجهت سرمایه گذاری و تولیدوجود دارد. البته این مورد مربوط به شرایط انقلابی مملکت بوده ولی سابقه تاریخی و تکرار دارد. مقایسه شود با مالکیت های اروپائی که بعد از گذشت قرنها بازمانگان انها هنوز مالک ملک و کارخانه اعقاب خود هستند (1396/02/16 )

[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر