گفت‌وگو با جواد نوروزبيگي، تهيه‌كننده سينما و اميد كشتي‌آراي، سرمايه‌گذار بخش خصوصي كه در آخرين فيلم نوروزبيگي،‌ «سلام بمبئي» سرمايه‌گذاري كرده است

جلب اعتماد بخش خصوصی با این اوضاع کار سختی است

تاريخ 1395/10/10 ساعت 14:41

جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده باسابقه سینماست که اکثر فیلم‌هایش را در سال‌های اخیر با حمایت بخش خصوصی و به‌خصوص بانک‌ها تولید کرده است. امید کشتی‌آرای زمینه اصلی کارش تجاری است. از خانواده‌ای که رئیس صنف طلا و جواهر هستند. با این‌دو نفر درباره وضعیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در سینمای ایران گفت‌وگو کردیم.

 صوفیا نصرالهی: جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده باسابقه سینماست که اکثر فیلم‌هایش را در سال‌های اخیر با حمایت بخش خصوصی و به‌خصوص بانک‌ها تولید کرده است. در آخرین فیلمش «سلام بمبئی» که این روزها بر پرده سینماهاست و فروش افتتاحیه‌اش هم فوق‌العاده بوده، توانسته اولین سرمایه‌گذاری مشترک ایران و هند را در یک پروژه سینمایی رقم بزند. او برای کلید زدن پروژه‌اش این‌بار سراغ سرمایه‌گذاری از بخش خصوصی رفته که تا به حال در فیلم‌های سینمایی مشارکت نداشته است. امید کشتی‌آرای زمینه اصلی کارش تجاری است. از خانواده‌ای که رئیس صنف طلا و جواهر هستند. با این‌دو نفر درباره وضعیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در سینمای ایران گفت‌وگو کردیم.

 - بگذارید به عنوان اولین سؤال بپرسم که اصلا چطور شد برای فیلم‌هایتان تصمیم گرفتید از بخش خصوصی کمک بگیرید؟

نوروزبیگی: سینما تا یک مقطعی دست دولت بود و واقعا مقاومت داشت که بخش خصوصی را به سینما راه بدهد. بخش خصوصی درواقع خود تهیه‌کننده‌ها بودند. تا زمانی که وضع اقتصادی مملکت خوب بود بنیاد سینمایی فارابی با دادن وام یا مشارکت با بودجه‌های خیلی خوب در ساخت فیلم‌ها کمک می‌کرد. حوزه هنری و شهرداری هم در کنارش جزو نهادهایی بودند که به ساخته شدن تولیدات سینمایی کمک می‌کردند. حتی سازمان صدا و سیما هم در سال تعدادی فیلم سینمایی داشت. نسبت به زیرساخت‌ها و سالن‌های سینمایی که وجود داشت تولیدات ما به اندازه بود. شرایط زمانی هم بود و فیلم‌ها خیلی به سمت گیشه نمی‌رفتند که بخش خصوصی هم بخواهد درگیرش شود. غالب فیلم‌ها درباره آسیب‌های اجتماعی بود. فیلم کمدی نداشتیم. از یک جایی خوردیم به شرایطی که سینما دیگر کمتر در کشور حمایت می‌شد. سینما مجبور شد که بیاید و کنار صنایع قرار بگیرد. مثل اسپانسرهایی که از صنایع جذب می‌کرد. البته سرمایه‌گذاران خیلی با احتیاط وارد شدند. صد درصدِ یک فیلم را حاضر نبودند مشارکت کنند ولی مخاطب 20-30 درصدی داشتند. کنارش تبلیغاتشان هم صورت می‌گرفت. در یک بخش‌هایی سود بردند و گاهی هم نه ولی در عوض از امتیازات دیگری مثل چیزهایی که مربوط به مالیات می‌شد یا شهرت و بقیه چیزها استفاده کردند. ورودشان داخل سینما گسترده‌تر شد و ما هم کم‌کم از فارابی و بقیه جاها فاصله می‌گرفتیم و منفک می‌شدیم. از اواسط دهه 80 دیگر بخش خصوصی خودش را در سینما خیلی پررنگ نشان داد. اتحادیه تهیه‌کنندگان و صنوف دیگر راه را باز کردند تا بقیه بیایند و عضو بشوند. به همین ترتیب اصلا تعداد تهیه‌کنندگان زیاد شد. کم‌کم ما هم شروع کردیم به کار کردن با سرمایه‌گذارها. به‌نظرم برای سینما اتفاق خوبی بود. سینما از یک جایی مجبور شد روی پای خودش بایستد. مثلا اینکه صد درصد یا نود درصد وابسته به دولت باشد از بین رفت. الان هم به نظرم وابستگی سینما به مجموعه نهادهایی که ما به کلی عنوان دولت به آنها می‌دهیم کمتر از پنجاه درصد است که برای فیلم‌ها و ژانرهای خیلی خاص که بخش خصوصی سرمایه‌گذاری نمی‌کند آن بودجه دولتی به کار می‌رود. من هم کنار خیلی از سرمایه‌گذاران خصوصی و حتی بانک‌های خصوصی قرار گرفتم. درآمد هم بد نبوده. حالا این درآمد، هم شامل برگشت سرمایه و سود و هم ماجرای تهاتری بودن می‌شد. مثلا بخشی از بودجه تبلیغات محصول یا برند در فیلم شکل می‌گیرد.

- می‌خواهم ببینم شما چطور برای سرمایه‌گذار خصوصی جلب اعتماد می‌کنید که مثلا آقای کشتی‌آرای الان بیاید و در فیلم «سلام بمبئی» سرمایه‌گذاری کند؟

نوروزبیگی: این سؤالی که می‌کنید سؤال خیلی سختی است چون واقعا تهیه‌کننده تا یک حدی می‌تواند جلب اعتماد کند. وقتی سرمایه‌گذار ورود می‌کند عناصر دیگری هم هستند که باید در جلب اعتماد سرمایه‌گذار موثر باشند. حرفه و اعتبار من خب اولین قدم برای جلب اعتماد است. طبیعتا در گوگل جست‌وجو می‌کنند و از دو نفر سؤال می‌کنند که نوروزبیگی کیست و در سینما چه کرده. اینجا اولین همکاری‌ها شکل می‌گیرد اما در ادامه شاید متوجه جریان پیرامونی من بشوند که شامل پخش و تولید و اینها می‌شود و از یک جایی شاید مناسبات فکری‌ای که دارند با واقعیت سینما همخوانی نداشته باشد و اینها اعتماد را کمرنگ‌تر می‌کند.

- آقای کشتی‌آرای، آیا شما دفتر فرهنگی، هنری دارید؟

کشتی‌آرای: فعلا نه اما قصد تاسیسش را داریم. «سلام بمبئی» اولین فیلم بلندی است که در ساخت آن مشارکت کردیم اما قبل‌تر یکی، دو فیلم کوتاه کار کرده بودیم.

- الان خیلی جالب‌تر شد. چون شما روی فیلم کوتاه سرمایه‌گذاری کردید که نه تماشاگر زیادی دارد و نه بازخورد، چه مالی و چه اجتماعی. انگیزه  شما از سرمایه‌گذاری به عنوان بخش خصوصی در فیلم کوتاه چه بود و چه بازخوردی گرفتید؟

کشتی‌آرای: من می‌خواهم درباره آن سؤالتان که گفتید چطور جلب اعتماد می‌شود بگویم که فکر می‌کنم به‌جز بخش تهیه‌کننده قطعا یک سری جذابیت‌های دیگر برای ما داشته که این همکاری صورت بگیرد و قطعا فقط به منافع اقتصادی‌اش فکر نکردیم. چون وقتی پروژه تعریف شد به هیچ ‌عنوان توجیه اقتصادی نداشت. دو سال پیش سینمای ما این اوج فروش را تجربه نکرده بود. به‌جز اعتماد که پله اول است که می‌تواند سرمایه‌گذار را به تهیه‌کننده وصل کند، عوامل زیادی وجود دارند. انگیزه‌های پنهانی که سرمایه‌گذار باید داشته باشد تا وارد این کار شود. در وهله اول باید بگویم که سرمایه خیلی ترسوست. به این سادگی جذب سینما نمی‌شود. مگر در سال‌های اخیر که جوری تبلیغ شده که اثر فیلم و رسانه را برای دیده شدن خیلی بیشتر می‌بینیم. فضاهای مجازی تا یکی، دو سال پیش آن‌قدر قدرت نداشت و الان قدرت پیدا کرده است. اینها هم جزو عواملی است که به سینما خیلی رونق داده‌اند و بخش مهم‌تر اینکه ما الان در کشورمان به سینما به عنوان یک محصول فرهنگی نگاه می‌کنیم نه صنعتی. اگر سینما صنعت شود ورود سرمایه بسیار زیادی را در آینده خواهیم داشت. اینها زنجیروار به هم وصل هستند. الان در کشور دچار کمبود سالن سینما هستیم. اگر این مسئله برطرف شود طبعا تولیدات بیشتر خواهد شد و امکان پخششان هم فراهم می‌شود. در مورد فیلم‌های کوتاه صددرصد انگیزه‌هایمان فرهنگی بود و منفعت اقتصادی در آن دیده نمی‌شود.

- حالا در مورد اولین فیلم بلند سینمایی‌تان به نظرم افق‌ها باید کمی فرق بکند دیگر. یعنی اینجا پای مسائل اقتصادی هم وسط است. اینجا چه عواملی برایتان جذابیت دارد و مهم است که سرمایه‌تان را وارد کار می‌کنید؟

کشتی‌آرای: فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین دلایل همکاری ما این بود که مدت‌ها بود برای شروع دنبال یک پروژه می‌گشتیم ولی پروژه‌ای که درخور باشد و تهیه‌کننده معتبری هم پشت کار باشد که شروع خوب و قوی داشته باشیم. پروژه‌ای که با کارهای دیگر متفاوت باشد. یک پروژه بین‌المللی باشد مثل «سلام بمبئی» که کار مشترک بین دو کشور باشد و صرفا کاری برای داخل ایران نباشد. عوامل زیادی در ساختش دخیل باشند که ما هم بتوانیم از قدرت‌ها و ارتباطاتمان استفاده کنیم. صِرف این نباشد که در یک کاری سرمایه‌گذاری کرده باشیم و بعد هم رفته باشیم؛ اگر رابطه‌ای هست یا کمک دیگری می‌توانستیم تا انتهای اکران انجام بدهیم، کنارشان حضور داشته باشیم.

- آقای نوروزبیگی، شما تهیه‌کننده فیلم هستید. سابق بر این تا یک جایی حداقل مسئولیت فیلم با شما بود. فعلا که هیچ ضمانتی نمی‌توانید به سرمایه‌گذار در هیچ موردی بدهید. ممکن است پروانه ساخت بگیرید، فیلم هم به سلامت ساخته شود ولی مثلا یکی از عواملتان به خارج از کشور سفر کند و فیلم توقیف شود. در چنین شرایطی وقتی پای میز مذاکره می‌نشینید چه‌چیزی به سرمایه‌گذار می‌گویید که بتوانید اقناعش کنید؟

نوروزبیگی: من با هرکسی تا به حال پای میز نشسته‌ام واقعا شرایط بازگشت سرمایه به سینما را برایش تشریح کرده‌ام. اینکه قوانین اکران، رایت‌ها، پخش ‌بین‌المللی چطور است و حتی اینکه شورای پروانه ساخت و پروانه نمایش و پروانه مالکیت چیست. وظیفه‌ام است که همه اینها را تشریح کنم. این را روشن کنم که اگر فیلمی 10 میلیارد تومان می‌فروشد به این معنی نیست که 10 میلیارد تومان به جیب سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده می‌رود. 35 درصد تا 40 درصدش ممکن است دست ما را بگیرد. از آن طرف خدمات جانبی‌ای را هم که یک فیلم می‌تواند به سرمایه‌گذار ارائه بدهد تشریح می‌کنم. سرمایه‌گذار فکر می‌کند، حالا من به صورت مشخص می‌توانم از بانک پاسارگاد نام ببرم، که خب ابتدای کار من دارای درآمد هستم. بعد هم که دارم از بودجه تبلیغاتی کارم صرف می‌کنم. اینکه من بتوانم افق دید سرمایه‌گذار را در همان ابتدای کار باز کنم خیلی مهم است. مثال بازی مار و پله را برایشان می‌زنم. یعنی ممکن است ما تا یک مرحله‌ای بالا برویم بعد نیش بخوریم و برگردیم از اول بازی تا اینکه به هدفمان برسیم. به هر حال امنیت سرمایه‌گذاری را نمی‌شود تضمین داد به‌خصوص اگر در مورد کارهایی باشد که برای اولین‌بار در کشور انجام می‌شود. مثل اولین پروژه بین‌المللی. کاملا ریسک دارد. این را باید همان ابتدا روشن کرد چون سرمایه‌گذار اگر در همه مراحل حمایتت نکند نمی‌توانی کار را با خیال راحت و اطمینان جلو ببری. مثلا یک سرمایه‌گذاری در پروژه فرهنگی سرمایه گذاشته ولی الان خودش در زندان است اما مسیر کار فرهنگی‌ای که انجام داده بود دارد طی می‌شود. خب من حس می‌کنم آن سرمایه‌گذار کارش را در آن پروژه فرهنگی درست انجام داده که کار ادامه پیدا کرده است. آقای کشتی‌آرای این ویژگی را داشت. یعنی ما مناسبات قراردادی نداشتیم. ضمن اینکه من هم به تمام امضاهایی که کردم وفادار بودم. اما حمایت سرمایه‌گذار از تهیه‌‌کننده و اینکه کنارش قرار بگیرد حاصلش کیفیت خوب محصول می‌شود. یعنی سرمایه‌گذار به عنوان بیزنس محض نباید به کار نگاه کند. به‌خصوص که اولین خبر که منتشر شود سرمایه‌گذاری برای فلان فیلم پیدا شده حواشی شروع می‌شود. یک عده از اهالی خود سینما و رسانه‌ها سراغ سرمایه‌گذار می‌روند که مراقب باش، با تیمی کار می‌کنی که خوشنام نیستند. یک عده دیگر می‌گویند اصلا چرا پولت را وارد سینما کردی؟ می‌رفتی سراغ فلان کار. یعنی سرمایه‌گذار دائم با این حرف و حدیث‌ها مواجه می‌شود؛ آرامشی تا انتهای کار برقرار نیست. و خب درنتیجه همه می‌گویند همین یکی بس است. شما اگر آماری نگاه کنید بیشتر سرمایه‌گذاران بخش خصوصی بعد از یک پروژه سینمایی دیگر کار سینما انجام نداده‌اند. دلیلش همین فضاسازی‌ها بوده است.

- اگر بخواهیم وارد بحث صنعتی شدن سینمای ایران بشویم الان در شرایط حاضر پیشنهادی که سینما و فرهنگ می‌تواند به سرمایه‌گذار بخش خصوصی بدهد چیست؟ اصلا پیشنهادی برایش دارد؟

نوروزبیگی: الان پیشنهاد سینما برای سرمایه‌گذاری که صنعتی را دارد فقط ماجرای تبلیغات است. ما هنوز نمی‌توانیم به سینمایمان بگوییم صنعت چون اصلا زیرساختش را نداریم. کشوری با نزدیک به 80 میلیون نفر جمعیت فقط حدود 300 سالن سینما دارد. حالا چند تا فیلم دارد ساخته می‌شود؟ بالغ بر 140-150 فیلم. خب برای همه این فیلم‌ها پول خرج شده. فرق نمی‌کند چقدر. همه‌شان هزینه داشته‌اند ولی همه‌شان شرایط اکران پیدا نمی‌کنند. حالا من فیلم‌هایم را به اعتباری اکران می‌کنم. یکی این قدرت را ندارد. خب سرنوشت فیلم و سرمایه‌اش چه می‎شود؟ من خیلی‌ موارد را می‌دانم که سرمایه‌گذار کنار تهیه‌کننده‌ای ایستاده که خیلی قوی نبوده و البته محصول نهایی هم چندان باکیفیت از کار درنیامده و 400-500 میلیون تومان هزینه فیلم رفته داخل کمد و هیچ‌وقت هم اکران نشده است. به هر حال هر تولیدی یک عرضه‌ای دارد. همه این فیلم‌ها تولید که می‌شوند محلی برای نمایش و اکران ندارند. عرضه و تقاضا فعلا اصلا در سینمای ایران معنا ندارد. ما استانی داریم که سالن سینما ندارد. در شعارهای مسئولان همیشه سینما در رأس بوده است. از مقام معظم رهبری بگیرید تا امام که اصلا در همان سخنرانی اولشان درباره سینما حرف زدند. این یعنی سینما اهمیت زیادی دارد ولی جایش در بودجه‌های دولتی و صنایع هیچ‌وقت در اولویت نبوده است. خیلی از صنایع هستند که حداقل می‌توانند کنار سینما قرار بگیرند ولی خودشان را کنار کشیده‌اند. چون از نظر من متاسفانه هنوز سینما مشروعیت کامل پیدا نکرده است. نمی‌توانم خیلی با صراحت این را بگویم اما هروقت که من مسئولان را کنار خودم در سالن سینما دیدم آن‌وقت می‌توانم بگویم که سینما مشروعیت پیدا کرده است. تهیه‌کنندگان می‌خواهند تلاش کنند سینما را همان‌طور که در دنیا مرسوم است به شکل صنعت ببینند ولی آن‌قدر کنارش مسئله دارد که نمی‌شود. کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که باید معکوس عمل کنم و بگویم همان بهتر است که دولت ما را حمایت کند. چرا برویم سراغ کسانی که اطمینان به بازگشت سرمایه‌شان نداریم؟ چرا اطمینان نداریم؟ چون از وضعیت اکرانمان مطمئن نیستیم.

منبع: آینده‌نگر


[صفحه چاپ]


ثبت نظر شما:

نام
پست الکترونیکی
تلفن
نظر